در ذهنم نورهای پری را از میان مه دیدم
I saw in my mind fairy lights through the mist
آرامش خود را حفظ کردم و وزن شکاف را به دوش کشیدم
I kept calm and carried the weight of the rift
هر بار که دور می شد او را محکم تر می کشید
Pulled him in tighter each time he was drifting away
ستون فقراتم از بالا بردن ما از تپه جدا شد
My spine split from carrying us up the hill
از لابه لای لباس هایم خیس شده بود، استخوان های خسته سرما را گرفت
Wet through my clothes, weary bones caught the chill
من از تلاش برای خندیدن او دست کشیدم
I stopped trying to make him laugh
تلاش برای سوراخ کردن گاوصندوق را متوقف کرد
Stopped trying to drill the safe
فکر کن، فکر کردی چقدر غمگین شدم
Thinkin, how much sad did you think I had
فکر کردی من در خودم دارم؟
Did you think I had in me?
عجب تراژدی...
Oh, the tragedy ...
خیلی طولانی، لندن
So long, London
یکی رو پیدا میکنی...
You'll find someone ...
من انتخاب نکردم که مرد عجیب شما باشم
I didn't opt in to be your odd man out
من باشگاهی را تأسیس کردم که او چیزهای خوبی درباره آن شنیده است
I founded the club she's heard great things about
من تمام چیزی را که می دانستم گذاشتم، تو مرا در خانه کنار هیث گذاشتی
I left all I knew, you left me at the house by the Heath
من CPR را متوقف کردم، بالاخره فایده ای نداشت
I stopped CPR, after all it's no use
روح رفته بود، ما هرگز به خود نمی آمدیم
The spirit was gone, we would never come to
و من از تو خشمگین هستم که بگذار همه آن جوانی را مجانی به تو بدهم
And I'm pissed off you let me give you all that youth for free
برای مدت طولانی، لندن
For so long, London
بخیه ها باز شده
Stitches undone
دو قبر، یک اسلحه
Two graves, one gun
من کسی را پیدا می کنم ...
I'll find someone ...
و شما می گویید من کشتی را رها کردم
And you say I abandoned the ship
ولی من داشتم باهاش میرفتم
But I was going down with it
بند انگشت سفید من در حال مرگ
My white knuckle dying grip
بغض آرامت را محکم بگیر و
Holding tight to your quiet resentment and
دوستانم گفتند ترسیدن کار درستی نیست
My friends said it isn't right to be scared
هر روز یک رابطه عاشقانه
Every day of a love affair
هر نفسی مانند کمیاب ترین هوا است
Every breath feels like rarest air
وقتی مطمئن نیستی که می خواهد آنجا باشد یا نه
When you're not sure if he wants to be there
پس فکر کردی چقدر غمگینم
So how much sad did you think I had,
فکر کردی من در خودم دارم؟
Did you think I had in me?
چقدر فاجعه
How much tragedy?
فکر کردی چقدر پایین میرم؟
Just how low did you think I'd go?
قبل از اینکه خودم را منفجر کنم
Before I'd self-implode
قبل از اینکه باید بروم آزاد باشم
Before I'd have to go be free
قسم خوردی که دوستم داری اما سرنخ کجا بود؟
You swore that you loved me but where were the clues?
من در محراب در انتظار اثبات مردم
I died on the altar waiting for the proof
تو ما را فدای خدایان آبی ترین روزهایت کردی
You sacrificed us to the gods of your bluest days
و من تازه دارم رنگ به صورتم باز می گردد
And I'm just getting color back into my face
من مثل جهنم دیوانه هستم زیرا این مکان را دوست داشتم
I'm just mad as hell cause I loved this place
برای مدت طولانی، لندن
For so long, London
دوندگی خوبی داشت
Had a good run
یک لحظه آفتاب گرم
A moment of warm sun
اما من آن کسی نیستم
But I'm not the one
خیلی طولانی، لندن
So long, London
بخیه ها باز شده
Stitches undone
دو قبر، یک اسلحه
Two graves, one gun
یکی رو پیدا میکنی...
You'll find someone ...



