دو چهره بسیار مهم از تاریخ ادبیات جهان و دوتا هم‌ از شاعران تاثیرگذار زن ایران انتخاب کردم.

.

سافو  شاعر یونانی (۵۷۰ - ۶۳۰ قبل از میلاد)

یکی از چهره های اصلی تاریخ ادبیات زنان. او‌ در جزیره لسبوس زندگی میکرد. زنان این بخش از سرزمین یونان باستان از آزادی بیشتری برخوردار بودند و وجود همین آزادی نسبی باعث ظهور شخصیت های برجسته ای از میان زنان آن دوران شد که سافو یکی از مهمترین آن هاست. شعرهای زیبای سافو بیشتر به صورت غنایی هستند. شعر غنایی به شعری گفته می‌شود که بیان‌گر عواطف و احساسات شخصی شاعر است. سافو در دوران زندگی خود به خوبی توانست تا همپا و حتی بهتر از مردان شعر بسراید، به گونه ای که برخی از شاعران مردِ هم عصرش با او به رقابت می پرداختند. او نخستین زنی بود که احساسات فردی را در اشعارش بیان کرد و با سروده‌هایی که عشق را بیان می‌کرد تأثیر عمیقی بر معاصرانش گذاشت. افلاطون او را می‌ستود و درباره‌اش گفته: سافو نه تنها یک غزل سرای بزرگ است بلکه او الهه ای است خالق همه‌ی هنرها. بیش‌ترین جنجال پیرامون او به دلیلِ گرایشِ هم‌جنس‌ گرایانه‌اش بوده‌ است. سافو در سروده‌هایش عشق بین زنان را ستایش میکرد. بیشتر اشعار او در طول تاریخ و به ویژه در دوران حکومت مسیحیت در قرون وسطی سوازنده شدند، به همین دلیل اشعار کمی از او به جا مانده است. ---- تو آنجا را می شناسی پس کرت را ترک کن و به آنجا بیا آنجا که تو را چشم به راهم آنجا که برای تو مقدس است جویبارهای خنک از میان شاخه های درختان سیب زمزمه کنان می گذرند و آن بوته‌ی جوان و انبوه گل سرخ بر زمین سایه می افکند و برگ های رقصان خوابی ژرف را به پایین می ریزند ای ملکه ای قبرسی پُر کن جام های طلایی ما را  با عشقی آمیخته به شهد زلال ---- از من مپُرس که چه بپوشی من روسری گلدوزی شده‌ی ساردیسی  مانند آنکه خودم پوشیده بودم ندارم تا به تو بدهم زمانی بود که  بستن یک روبان ارغوانی روی موها نشانه ی اشرافیت بود اما ما نادان بودیم دختری که موهایش طلایی تر از نور فانوس است هرگز نباید برای آرایش موهایش چیزی بجز گل های تازه داشته باشد. ‌

امیلی دیکنسون شاعر آمریکایی (۱۸۸۶ - ۱۸۳۰)

یکی از مشهورترین شاعران زن در تاریخ ادبیات جهان است که با لحنی شخصی و درون نگر، به مفاهیم زندگی پرداخته است. امیلی دیکنسون زندگی منزوی و گوشه‌گیرانه‌ای داشت.  شعرهای او طبیعت، مرگ، عشق و جاودانگی را به تصویر کشیده و دارای مضامین عمیق فلسفی است. منتقدان، او را از پیشگامان شعر مدرن آمریکا میدانند. ---- پرنده‌ای دارم در بهار که برایم می‌خواند بهار به دامش می‌اندازد اما همین که تابستان سر برسد و گل‌ها نمایان شوند می‌رود شِکوه نمی‌کنم اما می‌دانم پرنده از آنِ من است با اینکه پریده و گریخته از آن سوی دریاها با نغمه‌ای نو به سوی من بازخواهد گشت وفادار است به دستانی امن و ماندگار در سرزمینی واقعی که از آنِ من اند گرچه حالا جدا افتاده‌اند اما به قلب شکاکم می‌گویم آنها از آنِ تو اند در روشنایی تابناک و زیر نور درخشان  می‌بینم هرگونه شک و ترس و هر ناسازگاری از اینجا رخت بر بسته شِکوه نخواهم کرد می‌دانم پرنده از آنِ من است گرچه پر کشیده از درختی در دوردست با نغمه‌ای امید بخش به من بازخواهد گشت ---- امید چونان پرنده ایست که در روح آشیان دارد و آواز سر می‌دهد با نغمه‌ای بی‌کلام و هرگز خاموشی نمی‌گزیند و شیرین‌ترین آوایی‌ست که در تندباد حوادث به گوش می‌رسد و توفان باید بسی سهمناک باشد تا بتواند این مرغک را که بسیار قلب‌ها را گرمی بخشیده از نفس بیندازد من آنرا در سردترین سرزمین شنیده‌ام و بر روی غریب‌ترین دریاها

رابعه بلخی  (۹۴۳ - ۹۱۴ میلادی)

مادر شعر پارسی. بر اساس اسناد موجود، او نخستین شاعر زن پارسی‌گوی است و همین به او جایگاه ویژه‌ای میدهد.  در عصر سامانیان و هم‌دوره با رودکی بوده و طبق گفته عطار نیشابوری، با رودکی دیدار و مشاعره هم داشته است. ---- دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کند بر یکی سنگین‌ دلِ نامهربان چون خویشتن تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من‌

فروغ فرخزاد (۱۳۴۵ - ۱۳۱۳) 

از پیشگامان شعر نو فارسی، یکی از تأثیرگذارترین شاعران زن تاریخ ادبیات ایران است که با اشعاریش توانست دنیای شعر مدرن فارسی را ترقی دهد.  سبک شعری فروغ ترکیبی از نوآوری و سنت‌شکنی است. او با فاصله‌ گرفتن از قالب‌های قدیمی و روی‌آوردن به شعر نیمایی و سپید، تحولی در شعر فارسی ایجاد کرد.  فروغ در آثارش از زبانی ساده و روان و در عین حال تأثیرگذار استفاده‌ می‌کرد. او همچنین در مضامین شعری خود به مسائلی چون عشق، زندگی، زن و جامعه می‌پرداخت. او در عصر محدودیت حضور زنان در اجتماع، با زبان و احساسی صریح، از مرزهای سنتی عبور کرد و به صدایی معتبر و الهام‌بخش برای زنان تبدیل شد. ---- آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیاندیشم که همین دوست داشتن زیباست.