۱) ویلهلم نئودکر – معمار بایرن دهه ۷۰

ویلهلم نئودکر یک پیمانکار ساخت و ساز ثروتمند اهل آلمان بود که در سال ۱۹۶۲ به عنوان رئیس بایرن مونیخ انتخاب شد. او در انتخابات باشگاه وعده داده بود که تیم را از سطح دسته دوم آلمان به قدرتی مستمر در فوتبال اروپا تبدیل کند. دوره ریاست او شروع اوجگیری بایرن بود و باشگاه از یک تیم کوچک به یکی از بهترین باشگاه‌های جهان در دهه ۷۰ میلادی رسید. در فصل ۱۹۶۲/۶۳، بایرن پایین‌تر از رقیب همشهری خود یعنی مونیخ ۱۸۶۰ قرار گرفت و نتوانست به بوندس‌لیگا راه یابد، زیرا طبق قانون فقط یک تیم از هر شهر اجازه داشت در لیگ تازه تاسیس حضور پیدا کند. نئودکر روی استعدادهای جوان سرمایه‌گذاری کرد و بازیکنانی چون فرانتس بکن‌باوئر، گرد مولر و سپ مایر به تیم اضافه شدند. این سه نفر بعدها محور اصلی موفقیت‌های بایرن شدند. در سال ۱۹۶۵، بایرن بالاخره به بوندس‌لیگا راه یافت و در سال ۱۹۶۷ قهرمانی در جام در جام اروپا را کسب کرد. در سال ۱۹۷۰، ادو لاتک به پیشنهاد بکن‌باوئر به عنوان سرمربی منصوب شد و بازیکنانی مانند اولی هوینس و پل برایتنر به تیم پیوستند. تحت هدایت لاتک، بایرن موفق به هتریک در بوندسلیگا شود و در سال ۱۹۷۴ اولین قهرمانی در جام باشگاه‌های اروپا را تجربه کند. پس از اخراج لاتک به دلیل نتایج ضعیف، دیتمار کرامر سرمربی شد و توانست قهرمانی‌های اروپا در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ را برای بایرن به ارمغان آورد. در سال ۱۹۷۸، نئودکر تلاش کرد سرنای را به عنوان سرمربی بیاورد، اما یک سال بعد تصمیم به منصوب کردن مکس مارکل گرفت که با مخالفت پل برایتنر و سپ مایر روبه‌رو شد. این مخالفت‌ها باعث شد او دلخور شود و در نهایت در سال ۱۹۷۹ استعفا دهد. در دوران ریاست نئودکر، بایرن مونیخ موفق به کسب ۱۳ عنوان قهرمانی از جمله ۴ بوندس‌لیگا، ۴ دی‌اف‌بی پوکال، ۳ جام باشگاه‌های اروپا، ۱ جام در جام اروپا و ۱ جام بین قاره‌ای شد. او بنیانگذار مسیر حرفه‌ای و اروپایی بایرن مونیخ بود و تأثیراتش تا دهه‌ها بعد ادامه یافت.

۲) اولی هوینس – ستاره و رئیس مقتدر بایرن

اولی هوینس از سال ۱۹۷۹ به عنوان عضو کادر مدیریتی بایرن شروع به فعالیت کرد و پس از پایان دوران بازی، مسیر مدیریتی باشگاه را ادامه داد. او سابقه درخشانی به عنوان بازیکن داشت و یکی از ستاره‌های تاریخ بایرن محسوب می‌شود. هوینس از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ و سپس از ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ ریاست باشگاه را بر عهده داشت. در دوره اول ریاست، تمرکز او روی تثبیت مالی باشگاه و افزایش رقابت در اروپا بود. او سرمربی‌هایی مانند  لوئیز فن‌خال، یوپ هاینکس و پپ گواردیولا را منصوب کرد و بازیکنانی چون رابرت لواندوفسکی،

 مانوئل نویر، فرانک ریبری، آرین روبن و آرتورو ویدال را جذب نمود. در دوران ریاست او، بایرن موفق شد چندین قهرمانی بوندس‌لیگا، دی‌اف‌بی پوکال و لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند و در سال ۲۰۱۳ سه‌گانه تاریخی شامل لیگ، جام حذفی و لیگ قهرمانان را بدست آورد. در سال ۲۰۱۴، پرونده مالیاتی هوینس باعث شد او به ۴۲ ماه حبس محکوم شود. در این مدت، هربرت هاینر از ۱۳ مارس تا ۲ مه ۲۰۱۴ به عنوان رئیس موقت انتخاب شد و سپس کارل هوپفنر برای دو سال ریاست هیئت مدیره را برعهده گرفت. از سال ۲۰۱۶، هوینس دوباره ریاست را به دست گرفت و دوران ریاست او تا ۲۰۱۹ ادامه یافت. پس از پایان ریاست، او همچنان عضو هیئت نظارت باشگاه بود و در تصمیم‌گیری‌های کلان تأثیرگذار باقی ماند. سبک مدیریتی او ترکیبی از استحکام مالی، جذب بازیکنان با کیفیت و هویت‌سازی باشگاه بود و دوران ریاستش به عنوان یکی از موفق‌ترین دوره‌های بایرن شناخته می‌شود.

۳)جوزپ لوییس نونیز_«ثبات طولانی با تحولات بزرگ و چالش‌های جدی»

جوزپ لوییس نونیز یکی از تأثیرگذارترین و جنجالی‌ترین روسای تاریخ باشگاه فوتبال بارسلونا بود که از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۰ به مدت ۲۲ سال ریاست این باشگاه را بر عهده داشت. او در انتخابات باشگاه با شعار انتخاباتی‌اش که معنای آن «برای یک بارسلونا پیروز» بود، توانست رأی هواداران را به دست آورد و وارد یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مدیریتی در تاریخ این باشگاه شود. نونیز در زمانی که باشگاه با بحران‌های مالی و ورزشی روبه‌رو بود، وعده داد که ثبات و موفقیت را به بارسلونا بازگرداند، هدفی که در طول دو دهه بعدی به شکل‌های مختلف پیگیری شد. در دوران ریاست او بارسلونا چندین مربی بزرگ را استخدام کرد که مشهورترین آن‌ها یوهان کرایف بود. کرایف با سبک بازی تهاجمی و فلسفه فوتبال هجومی توانست تحول بزرگی در تیم ایجاد کند و بارسلونا را به قهرمانی‌های متعدد در لالیگا و به اولین قهرمانی تاریخش در لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۲ برساند. قبل و بعد از کرایف نیز مربیان دیگری مانند تری ونابلز، بابی رابسون و لوئیس فان خال هدایت تیم را به عهده داشتند، هر کدام با نتایج و سبک خاص خود. نونیز همچنین در دوران ریاستش بازیکنان ستاره‌ای را به بارسلونا آورد که نام آن‌ها بعدها در فهرست اسطوره‌های باشگاه جا گرفت، افرادی مثل دیگو مارادونا، روماریو، رونالدو نازاریو، رونالد کومان، میشل لادروپ، استویچکوف، ریوالدو و لوئیس فیگو. این بازیکنان در مقاطع مختلف باعث پیروزی‌های بزرگ و خلق لحظات به‌یادماندنی برای هواداران شدند، اگرچه برخی انتقال‌ها نیز با بحث‌ها و انتقادات فراوان همراه بود. در کنار موفقیت‌ها، دوران نونیز با حواشی هم همراه بود. یکی از مهم‌ترین آن‌ها اعتراضات داخلی بازیکنان و مربیان بود که به «شورش هسپریا» شناخته می‌شود و نشان می‌داد اختلاف‌هایی جدی میان بدنه فنی و مدیریت باشگاه وجود دارد. اختلاف میان نونیز و کرایف نیز در نهایت به جدایی ناخواسته مربی هلندی منجر شد و بعداً باعث شد برخی هواداران مدیریت او را زیر سؤال ببرند. بعد از پایان ریاستش، نونیز با اتهامات مالی و حقوقی نیز مواجه شد که بخش‌هایی از اعتبارش را تحت تأثیر قرار داد. با وجود همه این مسائل، دستاوردهای ورزشی بارسلونا در دوران ریاست نونیز چشمگیر بود؛ بارسلونا چندین بار قهرمان لالیگا شد، چندین جام حذفی گرفت و مهم‌تر از همه برای اولین بار در تاریخش قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را تجربه کرد. او همچنین به تقویت ساختار باشگاه و توسعه آکادمی جوانان La Masia کمک کرد، جایی که بعدها ستارگان بزرگ فوتبال بارسا پرورش یافتند. به این ترتیب، دوران ریاست جوزپ لوییس نونیز را می‌توان تلفیقی از موفقیت‌های بزرگ، تغییرات ساختاری مهم و چالش‌های پرحاشیه دانست که تأثیری عمیق بر مسیر باشگاه بارسلونا در سال‌های آینده گذاشت.

۴) فلورنتینو پرز – معمار کهکشانی‌ها

فلورنتینو پرز با دو دوره ریاست ۲۰۰۰–۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ تاکنون، باشگاه رئال مادرید را به سطح جهانی رسانده است. او سیاست «کهکشانی» را پیاده کرد و بازیکنانی مانند زیدان، رونالدو، کریستیانو رونالدو، مودریچ، گرت بیل، کاکا و بکام را جذب کرد. پرز وعده داده بود با هزینه‌های بالا و جذب ستاره‌ها، رئال را به قدرت مطلق اروپا تبدیل کند. او سرمربیانی مانند ژوزه مورینیو و زین‌الدین زیدان را منصوب کرد که موفق به کسب لیگ، کوپا دل ری و لیگ قهرمانان اروپا شدند. رقابت با لاپورتا و بارسا، ظهور کهکشانی‌ها و بازسازی تیم‌های پایه از جمله اقدامات او بود. همچنین، پرز پایه‌گذار سوپر لیگ اروپا شد و روی بازیکنان جوان سرمایه‌گذاری کرد، از جمله مارکو آسنسیو، مارتین اودگارد و وینیسیوس جونیور

5)سانتیاگو برنابئو – بنیان‌گذار امپراتوری مادرید

سانتیاگو برنابئو در سال ۱۹۴۳ به ریاست رئال مادرید رسید و وعده داد باشگاه را به قدرت برتر اسپانیا و اروپا تبدیل کند. پیش از ریاست، او بازیکن و مربی باشگاه بود و از درون باشگاه با شرایط آن آشنا بود. یکی از مهم‌ترین تصمیمات مدیریتی او، خرید جنجالی دی استفانو بود. بارسلونا در مذاکرات اولیه با میلوناریوس و ریورپلاته برای جذب دی استفانو توافق کرده بود، اما دخالت خوان بوسکتس و حمایت حکومت فرانکو باعث شد دی استفانو به رئال منتقل شود. این خرید پایه‌های تیمی را گذاشت که در دهه ۵۰ و ۶۰ اروپا را فتح کرد. در دوران ریاست برنابئو، رئال مادرید با مربیانی مانند میگل مونوز، لوئیس کارلوس مونوز  تیمی فوق‌العاده ساخت که ۵ قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان اروپا (۱۹۵۶ تا ۱۹۶۰) را کسب کرد؛ رکوردی که تا امروز تاریخ‌ساز است. برنابئو همچنین بازیکنان بزرگی مثل فرانس پوشکاش، فرانسیسکو خنتو، خوان آلونسو و آماریو هِنتو را جذب کرد. خرید پوشکاش در سال ۱۹۵۸ یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین نقل و انتقالات تاریخ باشگاه بود و نقش محوری در موفقیت‌های اروپایی داشت. در کنار موفقیت‌های اروپایی، برنابئو تیم را در لالیگا هم قدرتمند کرد و با چندین قهرمانی داخلی، سلطه رئال را در فوتبال اسپانیا تثبیت نمود. او زیرساخت‌های باشگاه را مدرن کرد، ورزشگاه جدید ساخت که امروز به نام او معروف است، و تیم‌های پایه را تقویت کرد تا جریان مستمر استعدادها ادامه پیدا کند. برنابئو با ترکیبی از دید مدیریتی، مهارت در جذب بازیکن، قدرت دیپلماتیک و حمایت سیاسی، رئال را به باشگاهی جهانی و مدرن تبدیل کرد. دوران ریاست او باعث شد باشگاه به یکی از پرطرفدارترین و موفق‌ترین تیم‌های فوتبال جهان تبدیل شود و تأثیراتش تا امروز در هویت و فلسفه رئال مادرید مشهود است.

۶) سیلیو برلوسکونی – میلیاردر، سیاستمدار و مدیر میلان

سیلیو برلوسکونی در سال ۱۹۸۶ به ریاست باشگاه آث میلان رسید. او پیش از آن به عنوان کارآفرین میلیاردر و چندین دوره نخست‌وزیر ایتالیا شناخته می‌شد و وعده داده بود که میلان را به قدرت اصلی فوتبال اروپا تبدیل کند. برلوسکونی تمرکز خود را روی جذب بازیکنان بزرگ و سرمایه‌گذاری سنگین در باشگاه گذاشت. در دوران ریاست او، بازیکنانی مانند پائولو مالدینی، فرانکو بارزی، مارکو فان باستن، روبرتو دونادونی، جورج وبر و ژان پیر پاپن به میلان پیوستند. همچنین او سرمربی‌های موفقی مانند آریگو ساکی و فابیو کاپلو را منصوب کرد. در دوران ریاست برلوسکونی، میلان موفق شد چندین قهرمانی در سری آ ایتالیا، جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا کسب کند و باشگاه را به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های فوتبال اروپا تبدیل کند. میلان در دهه ۹۰ با سبک بازی هجومی و دفاعی متعادل، به «امپراتوری اروپا» مشهور شد. برلوسکونی با مدیریت مالی هوشمند و تبلیغات رسانه‌ای، باشگاه را به یک برند جهانی تبدیل کرد. او همچنین در عرصه فوتبال ایتالیا و اروپا نفوذ زیادی داشت و میلان در این دوران نه تنها موفقیت ورزشی، بلکه شهرت و درآمد بالایی هم کسب کرد. دوران ریاست او به سه دوره اصلی تقسیم می‌شود: ۱۹۸۶–۱۹۹۷، ۲۰۰۱–۲۰۰۴ و ۲۰۰۶–۲۰۰۹. هر دوره با جذب ستاره‌ها و قهرمانی‌های بزرگ همراه بود و میلان را در سطح بین‌المللی تثبیت کرد.

۷) آنجلو موراتی – معمار اینتر ابرقدرت

آنجلو موراتی در سال ۱۹۵۵ ریاست باشگاه اینتر میلان را برعهده گرفت. او وعده داده بود تیم را به سطح اول فوتبال اروپا برساند و این هدف را با سرمایه‌گذاری در بازیکنان بزرگ و سرمربیان نامدار دنبال کرد. موراتی سرمربی‌هایی مانند هلنریچ سلاوا و هلنریچ سرسا را منصوب کرد و بازیکنانی چون خاویر زانتی، ماریو کورسو و جوزپه برتونی را جذب نمود. تحت هدایت او، اینتر موفق شد در دهه ۶۰  به قهرمانی در سری آ و لیگ قهرمانان اروپا دست یابد. او همچنین نقش مهمی در توسعه زیرساخت‌ها و ورزشگاه‌ها داشت و اینتر را به باشگاهی مدرن و حرفه‌ای تبدیل کرد. دوران ریاست موراتی باعث شد اینتر نه تنها در ایتالیا بلکه در اروپا نیز به قدرتی مستمر تبدیل شود و باشگاه با سبک بازی هجومی و دفاعی متعادل، شناخته شود.

۸) رومن آبراموویچ – میلیاردر روس و مالک چلسی

 

رومن آبراموویچ در سال ۲۰۰۳ مالکیت چلسی را به دست گرفت و وعده داد باشگاه را به قدرت برتر فوتبال اروپا تبدیل کند. او قبل از مالکیت، میلیاردر و فعال اقتصادی بود و توان مالی فوق‌العاده‌ای داشت. آبراموویچ سرمربیان نامداری مانند ژوزه مورینیو، کارلو آنچلوتی، آنتونیو کونته و توماس توخل را به باشگاه آورد و بازیکنانی چون دیدیه دروگبا، فرانک لمپارد، ژرمی تولالی، پتر چک، ادن هازارد، روملو لوکاکو و کریستین پولیشیچ را جذب کرد. در دوران ریاست او، چلسی موفق شد چندین قهرمانی در لیگ برتر، جام حذفی، لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا کسب کند و در سال‌های مختلف به یکی از قدرت‌های اصلی اروپا تبدیل شود. حضور آبراموویچ باعث شد چلسی به سطح باشگاه‌های مدرن و برند جهانی دست پیدا کند و درآمد و محبوبیت زیادی کسب کند. دوره ریاست آبراموویچ با سیاست‌های بلندمدت و جذب ستاره‌های بزرگ مشخص شد و او همواره بر موفقیت ورزشی و تثبیت جایگاه اروپا تمرکز داشت.

۹) جان اسمیت – معمار لیورپول دهه ۷۰ و ۸۰

 

جان اسمیت در دهه ۷۰ ریاست باشگاه لیورپول را برعهده گرفت و وعده داد تیم را به قدرت اصلی فوتبال انگلستان و اروپا تبدیل کند. او با تمرکز روی ساختار حرفه‌ای، تیم‌های پایه و جذب بازیکنان بزرگ، موفق شد باشگاه را در سطح قهرمانی اروپا تثبیت کند. در دوران ریاست او، مربیانی مانند بیل شنکلی،هدایت تیم را برعهده داشتند و بازیکنانی چون کنی دالگلیش، ایان راش و به باشگاه اضافه شدند. تیم او در اروپا فوق‌العاده بود و چندین قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا کسب کرد. با این حال، فاجعه ورزشگاه هیسل در سال ۱۹۸۵ باعث شد لیورپول برای چند سال از بازی‌های اروپایی محروم شود، اما ساختار باشگاه همچنان قدرتمند باقی ماند. دوران ریاست اسمیت نشان داد چگونه ترکیبی از انتخاب مربیان درست و جذب ستاره‌ها می‌تواند یک باشگاه را به قدرتی در سطح جهانی تبدیل کند.

۱۰)خوان لاپورتا

 

خوآن لاپورتا در سال ۲۰۰۳ به ریاست بارسلونا رسید و وعده داد باشگاه را به قدرت اصلی فوتبال اسپانیا و اروپا بازگرداند. پیش از ریاست، او وکیل و سرمایه‌گذار بود و تجربه مدیریت و حقوقی داشت. در دوره اول ریاست (۲۰۰۳–۲۰۱۰)، لاپورتا سرمربیانی مانند فرانک رایکارد را منصوب کرد و بازیکنانی چون رونالدینیو، ساموئل اتوئو، ژاوی هرناندز و لیونل مسی را جذب نمود. این تیم توانست سه‌گانه تاریخی ۲۰۰۸/۰۹ را کسب کند و بارسا دوباره اقتدار خود را در اروپا بازگرداند. پس از پایان دوره اول، باشگاه به مشکلات مالی و مدیریتی برخورد کرد و لاپورتا فاصله گرفت. در دوره دوم ریاست (۲۰۲۱–تاکنون)، لاپورتا با تمرکز بر ثبات مالی، مدیریت حرفه‌ای و بازسازی تیم‌های پایه به بارسا بازگشت. در این دوره، ابتدا رونالد کومان سرمربی شد و سپس ژاوی هرناندز هدایت تیم را بر عهده گرفت. از سال ۲۰۲۴، هانس دیتر فلیک به عنوان سرمربی جدید معرفی شد تا روند بازسازی و بازگرداندن اقتدار باشگاه ادامه پیدا کند. در این دوره، لاپورتا بازیکنان کلیدی جدید را جذب کرد، سیستم مدیریت حرفه‌ای را تقویت نمود و باشگاه را از بحران مالی و ورزشی خارج کرد. او همچنین تمرکز ویژه‌ای روی استعدادهای جوان گذاشت تا تیم‌های پایه بارسا به منبع اصلی بازیکنان آینده تبدیل شوند. رقابت با رئال مادرید و فلورنتینو پرز در این دوران همچنان ادامه دارد و لاپورتا با مدیریت هوشمندانه، تلاش می‌کند بارسا را به جایگاه اصلی خود در فوتبال اروپا بازگرداند. دوره دوم ریاست لاپورتا تاکنون با ثبات مدیریتی، بازسازی تیم، تمرکز روی جوانان و آماده‌سازی برای موفقیت‌های بلندمدت مشخص شده است و نشان می‌دهد او توانسته نقش کلیدی در بازگرداندن اعتبار و اقتدار بارسلونا ایفا کند