برای عده ای فوتبال یک تفریح است.برای عده ای دیگر یک دلخوشی.عده ای فقط میخواهند جوری وقتشان را پر کنند.فوتبال برای عده ای دیگر بحث های توام با عصبانیت و غالبا برای هیچ است... برای عده ای فوتبال بخشی از زندگی است.یا شاید زندگی آن ها جزیی از فوتبال است....فوتبال برای آن ها با خاموش کردن تلویزیون تمام نمیشود.... برای من فوتبال بخشی از زندگیست...بررسی جدول لیگ جزیره در جمعه شب ها...مرور هایلایت های هفته گذشته و هزاران سوال در ارتباط با هفته جدید....روز های بد اورتون به پایان میرسد؟ کومان را چه کسی متوقف خواهد کرد؟ امپراطوری جدید پاردو چگونه خواهد بود؟ و سوالات یکی پس از دیگری...یک انتظار شیرین برای هفته ای پر التهاب پیش بینی هایم را مرور میکنم...کارهایم را انجام داده ام و اماده ام....عصر پرهیجان با بازی قرمز های مرسی ساید شروع میشود....تماشای پیشرفت ان ها نشان میدهد که اخراج نکردن راجرز کار درستی بود...ما هواداران خیلی عجولیم.... انگار این فوتبال بارها و بارها میخواهد به ما بگوید که گاهی اوقات بهتر است دهانمان را ببندیم...درباره راجرز اشتباه میکردیم....یک یادآوری مناسب استارت هفته جدید لیگ جزیره! زمان میگذرد و لحظات در لندن در نیوکاسل و حتی در ولز پر التهاب است...جایی نرویم انگار راجرز 3 امتیازش را در خطر میبیند این 20 دقیقه خیلی جذاب است....نگاه ها به انفیلد....و پایان بازی....هفته پر التهاب شروعی خوب داشت...شروعی بزرگ تر در پیش است...یک استراحت کوتاه و ارسنال اماده است..در حین بازی توجهم به نتایج زنده است...و سوانزی و وستهام خود نمایی میکنند....نابغه بودن سن و سال نمیشناسد میخواهی گری مانک باشی یا الاردایس....در همین حال نمیتوان چشم از بازی ارسنال برداشت .بازی های آن ها غیر قابل پیش بینی است....90 دقیقه فوتبال ناب با شانس های برابر برای برد... همین لیگ جزیره را خاص کرده...از طریق نتایج زنده پیگیر نیوکاسل بدون الن پاردو هستم...باید دید چگونه با نبودش کنار می آیند....بعد از ظهری پر هیجان و به قول یک هوادار همراه یک لیوان چای داغ!به داغی لحظاتی که میگذرانم..... مشغول تجسم جدول رده بندی هستم....لغزش بزرگان یک اصل طبیعی شده و جدولی که از ساکن بودن متنفر است....دقیقه به دقیقه و با هر گل زیر و رو میشود....بازی ارسنال به اوج هیجان رسیده...حسی میگوید انگار این نتیجه پا برجا نیست....وستهام یک گل دیگر در بازی همزمان میزند و سوانزی در دیگر بازی گل میخورد...یک گل شما را از یک نابغه با یک بازنده تبدیل میکند!مگر نه اقای مانک؟! بازی های بعد از ظهر به پایان میرسد ....ارامشی موقت و اماده برای بازی صدر نشین جدول...چلسی...یک پایان خوب برای روزی خوب چند ساعت خیلی طولانی گذشت و بازی اغاز میشود...سیتی فردا بازی دارد و باید نتیجه ای مناسب بگیریم...بازی سخت شده و گره خورده....عرق کرده ام ولی متوجه نیستم...قیافه ارام مورینیو...او همیشه به شما ارامش میدهد...دقایق اخر را باید سرپا دید...انگار آن بازی شده مهم ترین چیزی که در زندگی در جریان است....بله!لیگ جزیره در جریان است...چه چیزی از این مهم تر؟! یک شب پر التهاب....حالا نوبت گری لینه کر است...منتظر تحیل هایش هستم... برنامه (match of the day) را با اشتیاق دانلود میکنم و یک بار دیگر روزی که گذراندم را مرور میکنم...با چاشنی مصاحبه های اقایان رییس با چاشنی فیل نویل و آلن شیرر و لبخند لینه کر که هر هفته تکرار میشود و هیچوقت تکراری نمیشود! فردای آن روز در راه مدرسه دانشگاه یا محل کار عصر پیش رو را در ذهنم تجسم میکنم...دو بازی جذاب...یکی در اتحاد و دیگری در نزدیکی مریم مقدس!شاید بهتر از دیروز باشد...کسی چه میداند هر چیزی از لیگ جزیره بر می آید....لیگ جزیره به شما این اجازه را میدهد که دور دست ترین ها را بخواهید و لیگ جزیره چه سخاوتمند است! در محل کار یا دانشگاه سخنان چند نفر در رابطه با تعداد پنالتی ها در طی دو گل باران کسل کننده را ندید میگیرم و از آن ها عبور میکنم و با چند دوست اتفاقات روز قبل را زیر ذره بین میگیرم و هر نود دقیقه ساعت ها حرف دارد...((دل هر ذره را بشکافی افتابیش در میان بینی)) عصر پر التهاب زود از راه میرسد و باز هم همان لیوان چای داغ معروف! مهم نیست نتیجه را درست پیش بینی کرده اید یا نه...لیگ جزیره همیشه یک قدم از پیش بینی شما پا فراتر میگذارد....یک عصر فوق العاده و دو بازی بی نطیر که انتظارم را برای مچ اف د دی چند برابر میکند و اخرین شب... شب دوشنبه....منچستر و تاتنهام.....هنگامی که فن خال با پوچتینوی جوان دست میدهد شاید خیلی از خاطراتش برایش تداعی شده...ولی مهم نیست...پایانی اتشین انتظار این هفته لیگ جزیره را میکشذ.....و این بارهم....بله..این بار هم همان لیوان چای داغ در اخرین نمایش هفته.... فوتبال برای من این است....فوتبال برای من گل باران های تکراری در بازی های اخر شب نیست...فوتبال من جدال 20 تیم است...جدالی عدالت محورانه...دوربین ها روی دو یا سه بازیکن مدل نما...یا مدل بازیکن نما نمیچرخد...دوربین ها هم محو "فوتبال" میشوند...هوادارانی چسبیده به زمین و دو رییس در حال دست تکان دادن و داد فریاد....همه چیز برایم زیباست...از فوتبال لذت میبرم ...فوتبالی بدون مافیا بدون کفش پرت کردن...فوتبال من این چیز ها را ندارد ولی همه چیز دارد فوتبال من با عملکرد بد چند نمابنده در اروپا خدشه دار نمیشود....فوتبال من بی خدشه است...صاف و ساده و دوست داشتنی....فوتبال من همان شیر با ابهت است با یک توپ و یک تاج روی سر این فوتبال بخشی از زندگیتان نمیشود...شما را در خودش غرق میکند....شما بخشی از این فوتبال میشوید....هبجان ها...تحلیل ها ...اضطراب در خانه ها...مکالمات در مترو ها و کتابخانه ها....این شیر با ابهت فقط در زمین فوتبال نیست....در زندگی هاست ....افتخار میکنم....افتخار میکنم که بخشی از این فوتبال شدم...به این فوتبال افتخار میکنم _____________________________________ مسابقات ذکر شده در این مقاله برداشتی از رویداد های واقعی نیست و تنها تصویری رویایی است اگر مقاله بنده حقیر رو قابل دونستید و خواستید جایی ازش استفاده کنید "لطفا"اسم من رو بیارید و به بنده هم اطلاعی بدید با تشکر دوستدار شما حنان سعادت