شعارشون این بود
سر به دار میدهیم تن به ذلت نمیدهیم
در قرن ۷ هجری سرزمین ایران تحت حکومت ایلخانان مغول بود،وضع زندگی خراسان جالب نبود و ظلم و فقر بیداد می کرد.در این زمان شیخ خلیفه برای ایجاد اتحاد بین روستا ها شهرها ومردم به سبزوار سفر کرد.در سبزوار طرفداران بسیاری پیدا کرد،سربازان حکومت شبانه بهش حمله کردند و او را کشتندحسن جوری از شاگردان شیخ خلیفه بود که جانشین او شد و از آنجا فرار کرد ،پس از مدتی در طوس پیدایش کردند و زندانی کردند.پس از این مشکلات و مسائل و زیاده خواهی سربازان مغول،قیام سربداران در بیهق شروع شد،پس از تسخیر اسفراین و جاجرم به بقیه خراسان شروع شد،رهبر سربداران یعنی وجیه الدین مسعود شروع به جنگ با سربازهای ایلخانان مغول کرد،حسن جوری زندانی بود و به خاطر محبوبیتش بین مردم،وجیه الدین آزادش کرد و در یک تیم قرار گرفتند و حسن جوری جزو سربداران شد.رهبر مذهبی سلسله سربداران شیخ حسن جوری و مهمترین رهبر سیاسی این سلسله سلطان وجیه الدین مسعود بود.
ولی دو قطبی بزرگی بین سربداران درست شد،دو جریان فکری افراطی و میانه رو
.این حکومت بین مردم خیلی محبوب بود به مشکلات مردم می رسند
مردم از سربداران میخواستند به جنگ با حاکم هرات بروند،وجیه الدین و حسن این خواسته را قبول کردند و به جنگ با حاکم هرات رفتند.در این جنگ همه چی به سود سربداران بود که وجیه الدین ناگهان تصمیم میگیره دستور قتل حسن جوری را می دهد و او را می کشد.
باعث ایجاد تفرقه در ارتش سربداران شد که باعث شکست سربداران در جنگ شد
وجیه الدین هم بعدا در لشکر کشی در آمل کشته می شود
حکومت سربداران در ادامه به دست تیمورخان نابود شد
آرامگاه شیخ حسن جوری در یک کیلومتری روستای میراعلم حوالی روستای فرومد است.



