سلطان محمد خوارزمشاه،پس از اعدام تاجر های مغول بهانه لازم به چنگیزخان برای حمله به سرزمین ایران داد.
در جنگ های اول سلطان محمد خوارزمشاه به شدت از مغول ها ترسید و با فداکاری سربازانش از میدان جنگ فرار کرد و بعد از اینکه سربازان مغول دنبالش بودند،به جزیره آبسکون رفت و در اثر بیماری فوت کرد و پسر بزرگش جلال الدین به قدرت رسید.جلال الدین پیکر پدرش را به ری برد ولی بعده ها توسط مغول ها نبش قبر شد و استخوانش سوزانده شد.او بر خلاف پدرش از رویارویی با مغولان ترس نداشت و به رویارویی آنها رفت.پس از فتح و قتل عام نیشابور توسط مغول،با سربازانش به آنها حمله کرد و شکستشان داد و توانست شهرهایی را نجات دهد ولی این نجات پایدار نبود و دوباره توسط ارتش مغول فتح شد.نبرد معروف جلال الدین مقابل مغول ها و چنگیز در رود سند بود که تعداد سربازان مغول خیلی زیاد بود ولی جلال الدین و یارانش تسلیم نشدند و به آنها حمله کردند.باعث درهم فروریختن سپاه چنگیز شد و پی چنگیز افتاد اما ده هزار سواری که چنگیز به کمین گماشته بود باعث برهم زدن اوضاع و پراکنده شدن سپاه جلالالدین شد و پسر کوچک جلال الدین هم در این نبرد کشته شد.پس از از اینکه جلال الدین به سوی خیمه آمد،مادر و همسرش ازش خواستند آنها را بکشند تا اسیر نشویم که او هم مجبور شد این فداکاری انجام دهد.او برای زنده ماندن مجبور بود از رود سند عبور کند که او هم از آن رود خروشان سند توانست عبور کند که ارتش مغول و چنگیز مات و مبهوت شدند
پس از جنگ سلطان جلال الدین خواستار متحد شدن با خلیفه عباسی برای اتحاد بود ولی خلیفه عباسی به دلیل کینه اش از پدرش،ارتشی برای کشتنش روانه کرد ولی جلال الدین که خواستار جنگ نبود مجبور به جنگ با آن شد و ارتش خلیفه عباسی را شکست داد و سپس لشکرکشی گرجستان شنید که توانست آنها را هم شکست دهد و اتابکان هم در آذربایجان شکست داد،در نهایت دوباره به سوی ارتش مغول رفت ولی به دلیل متحد نبودن ارتش ،شکست میخورد.
در نهایت توسط فردی که ادعا می کرد انتقام برادرش را گرفته کشته شد.پس از مرگ جلال الدین کشور به فروپاشی کامل رسید و مغولان به راحتی کامل ایران را برای خود کردند.
سلطان جلال الدین با دلاوری و رشادتی که داشت تمام زندگیش در جنگ گذراند ولی به دلیل خیانت خلیفه عباسی و اشراف،در نهایت نتوانست کاری از پیش ببرد ولی نام خود را در تاریخ جاودان کرد



