در دست گلی دارم این بار که می آیم آن را به تو میسپارم

 

اینبار که می آیم یک سینه سخن دارم اینبار منم و قافله ی باد بهاری

 

اینبار نفسام چهچه ی آواز قناری با بار غزل بار عسل میرسم این بار

 

با قصه ی تو گرمی هر مجلسم اینبار با قاصدکا خوش خبر و خوش قدم اینبار

 

 

 

آخر به در خانه ی تو در میزنم اینبار می آیم و هرهر ذره دل و جان و دلم تو

 

گل بانگ سفرنامه عاشق شدنم تو دریاب که معطر شده ام از گل ایثار

 

بردار تمامی دلم پیشکش دیدار اینبار پریزاده ی عشق آماده با من

 

اینبار پرستوی امید پر زده با من

 

انگار که نه دیروز و نه امروز و نه فرداست

 

 

 

ای وای زمان مسته زمین محو تماشاست

 

چون لیلی جو باران میخوانمو می آیم

 

 

 

چون هی هی چوپانان میخونمو می آیم