مرکز Center for Strategic and International Studies که یکی از اندیشکده‌های معتبر سیاست خارجی و امنیتی در واشنگتن است، در تحلیل‌های خود درباره درگیری میان ایران با آمریکا و اسرائیل بر یک نکته کلیدی تأکید می‌کند: پایان جنگ لزوماً به معنای پایان درگیری نیست. این مرکز که معمولاً تحلیل‌هایش مبنای تصمیم‌سازی در نهادهای آمریکایی هم قرار می‌گیرد، معتقد است باید جنگ‌های مدرن را به‌صورت «چندمرحله‌ای» فهمید، نه یک اتفاق کوتاه با شروع و پایان مشخص.

در این چارچوب، حتی اگر حملات گسترده نظامی متوقف شود، رقابت بین طرف‌ها وارد یک فاز جدید می‌شود؛ فازی که به آن «درگیری کم‌شدت اما مداوم» گفته می‌شود. در این مرحله، دیگر خبری از جنگ کلاسیک گسترده نیست، اما تنش به شکل‌های مختلف ادامه پیدا می‌کند: حملات پراکنده، عملیات سایبری، فشارهای اقتصادی و اقدامات اطلاعاتی.

CSIS توضیح می‌دهد که یکی از دلایل اصلی این وضعیت، ساختار قدرت در منطقه است. ایران فقط یک بازیگر دولتی نیست، بلکه شبکه‌ای از بازیگران همسو در منطقه دارد که می‌توانند به‌صورت مستقل یا نیمه‌مستقل عمل کنند. این یعنی حتی اگر درگیری مستقیم بین دولت‌ها کاهش پیدا کند، امکان ادامه فشار از مسیرهای غیرمستقیم همچنان وجود دارد.

در مقابل، آمریکا و اسرائیل هم ابزارهای خود را دارند: از تحریم‌های اقتصادی گرفته تا عملیات محدود نظامی و حملات هدفمند. به همین دلیل، یک نوع «تعادل ناپایدار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن هیچ‌کدام از طرف‌ها به پیروزی قاطع نمی‌رسند، اما درگیری هم کاملاً متوقف نمی‌شود.

این اندیشکده تأکید می‌کند که چنین وضعیتی می‌تواند سال‌ها ادامه پیدا کند. چون هزینه پایان دادن کامل به درگیری - مثلاً از طریق جنگ تمام‌عیار یا توافق بزرگ سیاسی - برای هر دو طرف بسیار بالاست. در نتیجه، آنچه شکل می‌گیرد یک رقابت فرسایشی و طولانی است که گاهی شدت می‌گیرد و گاهی فروکش می‌کند.

در نهایت، جمع‌بندی تحلیل این است که در دنیای امروز، جنگ‌ها کمتر «تمام» می‌شوند و بیشتر «تغییر شکل» می‌دهند. آنچه به‌عنوان پایان جنگ دیده می‌شود، اغلب فقط پایان یک فاز پرشدت است، نه پایان واقعی بحران.