نبرد موراد تپه (میکری) - ۱۷۳۵ (۱۱۱۴ شمسی)

 

شاهکار نظامی نادرشاه در قفقاز

 

این نبرد که به "نبرد میکری" یا "نبرد موراد تپه" (در برخی منابع "باغ آورد" هم گفته شده) معروف است، یکی از درخشان‌ترین پیروزی‌های نادرشاه و نقطه عطفی در جنگ‌های ایران و عثمانی محسوب می‌شود.

 

وضعیت قبل از نبرد

 

در سال ۱۷۳۵، اوضاع برای ایران بحرانی بود:

 

· نادر از یک سو با عثمانی‌ها در غرب می‌جنگید و از سوی دیگر شورشی در جنوب (دشتستان) رخ داده بود.(جنگ در دو جبهه)

· حیله عثمانی: پاشای عثمانی (عبدالله پاشا کوپریلی) با نیرنگ، نادر را متقاعد کرد که عثمانی‌ها خواهان صلح هستند. نادر که مجبور بود به جنوب برود و شورش را بخواباند، عدّه‌ای از سربازانش را برای حفظ مواضع در قفقاز گذاشت و خود راهی جنوب شد.

· نقض عهد عثمانی: به محض اینکه نادر از منطقه دور شد، عثمانی‌ها با ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نیرو (برخی منابع تا ۲۵۰ هزار هم نوشته‌اند) به سمت ایروان و قارص سرازیر شدند تا باقیمانده نیروهای ایرانی را نابود کنند.

 

مانور هوشمندانه نادر

 

نادر در جنوب بود که خبر را شنید. او به جای اینکه با ارتش بزرگ و آرام برگردد، یک مانور کلاسیک انجام داد:

 

۱. انتخاب نیروهای ویژه:

نادر می‌دانست که با ارتش بزرگ و پرتعداد نمی‌تواند سریع خود را به قفقاز برساند. پس ۱۵۰۰ سرباز برگزیده را انتخاب کرد و با سرعت باورنکردنی (با اسب‌های تازه‌نفس) خود را در عرض چند روز از جنوب ایران به منطقه ایروان رساند. این سرعت حرکت، دشمن را غافلگیر کرد.

 

۲. جمع‌آوری نیروهای پراکنده:

وقتی به منطقه رسید، نیروهای ایرانی که در حال عقب‌نشینی بودند را جمع کرد. تعداد کل نیروهای ایرانی به حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر رسید. یعنی یک ارتش کوچک ۱۵ هزار نفری در برابر یک ارتش عظیم ۱۵۰ هزار نفری!

 

صحنه نبرد: موراد تپه 

 

محل نبرد در نزدیکی ایروان (ارمنستان امروزی) و در منطقه‌ای به نام "موراد تپه" بود. عثمانی‌ها که از تعداد کم ایرانی‌ها مطلع بودند، خود را پیروز می‌دانستند و در دام بزرگی افتادند.

 

تاکتیک نادر:

 

مرحله اول: تحریک و فریب

نادر دستور داد تعدادی از سربازانش به ظاهر حمله کنند و بعد فرار کنند (حمله و عقب‌نشینی ساختگی). عثمانی‌ها که فکر کردند ایرانی‌ها در حال فرار هستند، نظم صفوف خود را شکستند و به تعقیب پرداختند.

 

مرحله دوم: محاصره در دشت

نادر نیروهایش را به سه بخش تقسیم کرده بود:

 

· بخش میانی: مقاومت در برابر موج اول عثمانی‌ها.

· بخش چپ و راست (دو بال): که در دره‌ها و پشت تپه‌ها پنهان شده بودند.

وقتی عثمانی‌ها وارد دشت شدند، این دو بال از چپ و راست بیرون زدند و دشمن را در محاصره گرفتند.

 

مرحله سوم: نقش توپخانه

اینجا شاهکار اصلی نادر بود. او توپخانه سبک و متحرک (جنگی) را آماده کرده بود. وقتی عثمانی‌ها در میان دشت گیر افتادند و قدرت مانور نداشتند، نادر دستور داد توپخانه را به تپه‌های مشرف به دشت ببرند و از ارتفاع روی ارتش انبوه عثمانی آتش گشودند.

 

نتیجه نبرد: فاجعه برای عثمانی

 

نتیجه این نبرد یکی از خونین‌ترین شکست‌های تاریخ عثمانی بود:

 

· تلفات عثمانی: بین ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر کشته و زخمی شدند. بسیاری نیز در رودخانه ارس غرق شدند.

· فرار فرماندهان: عبدالله پاشا کوپریلی (فرمانده عثمانی) به سختی فرار کرد.

· غنائم عظیم: تمام توپخانه، مهمات، خزانه و اردوگاه عثمانی به دست ایرانی‌ها افتاد. آنقدر غنیمت بود که به گفته مورخان، "هر سرباز ایرانی صاحب ۱۰ اسب و ۵ شتر و کلی طلا شد".

 

اهمیت استراتژیک نبرد

 

۱. پایان جنگ با عثمانی:

این شکست آنقدر سنگین بود که عثمانی‌ها دیگر توان مقاومت نداشتند. مجبور به امضای عهدنامه استانبول (۱۷۳۶) شدند که در آن:

 

· مرزها به همان خطوط زمان شاه عباس (قبل از اشغال توسط عثمانی) برگشت.

 

 

 

بعد از این نبرد، نادر به اوج محبوبیت رسید و زمینه برای تصرف هند (۳ سال بعد) فراهم شد.

 

 

این نبرد نماد بارز "جنگ نامتقارن" است. ارتش کوچک اما منظم و باانگیزه، با استفاده از هوش فرمانده و توپخانه متحرق، ارتش بزرگ و پرتعداد اما بی‌نظم را نابود کرد.

 

نکته جالب: "توپخانه متحرق"

 

منظور از "توپخانه متحرق"  همان توپخانه سبک و سریع نادر بود. نادر فهمیده بود که توپخانه سنگین عثمانی در میدان نبرد کند عمل می‌کند. او با سبک کردن توپ‌ها و استفاده از زنبورک (توپ‌هایی که روی شتر سوار می‌شدند و تیراندازی سریع داشتند)، تحولی در جنگ‌های آن دوره ایجاد کرد.

 

---