خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

بازم توو شهر آفتاب دلم به تاپ تاپ افتاد اونی که براش میمردم نامه برام فرستاد نوشته از قدیما روزای رفته بر باد نوشته که هنوزم منو نبرده از یاد منو نبرده از یاد … خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

نوشته از گذشته روزای تلخ و شیرین از لحظه های شاد و دقیقه های غمگین نوشته که توو قلبش جدایی کرده بیداد به جز من و عشق من هیچکسی رو نمیخواد پریشونه پریشون برام نامه نوشته توو هر ورق کاغذش یه شاخه گل گذاشته پشیمونه پشیمون ز حرفای گذشته اش هوای آشتی داره توو هر خط نوشته اش خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

بازم توو شهر آفتاب دلم به تاپ تاپ افتاد اونی که براش میمردم نامه برام فرستاد نوشته از قدیما روزای رفته بر باد نوشته که هنوزم منو نبرده از یاد منو نبرده از یاد … خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم

نوشته از گذشته روزای تلخ و شیرین از لحظه های شاد و دقیقه های غمگین نوشته که توو قلبش جدایی کرده بیداد به جز من و عشق من هیچکسی رو نمیخواد پریشونه پریشون برام نامه نوشته توو هر ورق کاغذش یه شاخه گل گذاشته پشیمونه پشیمون ز حرفای گذشته اش هوای آشتی داره توو هر خط نوشته اش خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم خبر اومد ز یارم سر اومد انتظارم رسیده وقت دیدار چه حال و روزی دارم