در یک ماه گذشته، روابط میان افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان و پاکستان از یک تنش قدیمی به چیزی نزدیک به «درگیری آشکار» تبدیل شده است. گزارش‌های رسانه‌ها نشان می‌دهد که از اواخر فوریه ۲۰۲۶، درگیری‌ها از تبادل آتش مرزی به حملات هوایی و عملیات گسترده‌تر کشیده شده و حتی مقام‌های پاکستانی این وضعیت را بالاتر از سطح عملیات محدود، «جنگ» توصیف کرده‌اند. این تغییر سطح درگیری، مهم‌ترین تحول اخیر است؛ یعنی بحران دیگر فقط در حد درگیری‌های پراکنده مرزی نیست.

ریشه اصلی این تنش به یک مسئله قدیمی برمی‌گردد: حضور و فعالیت گروه تحریک طالبان پاکستان. پاکستان معتقد است این گروه که مسئول بسیاری از حملات داخل خاک این کشور است، در داخل افغانستان پناه گرفته و از حمایت یا حداقل چشم‌پوشی طالبان برخوردار است. طالبان این اتهام را رد می‌کند، اما همین اختلاف به موتور اصلی درگیری تبدیل شده است. 

در هفته‌های اخیر، این تنش به شکل مستقیم نظامی بروز کرده است. گزارش‌ها از درگیری در چندین استان مرزی افغانستان حکایت دارد و حتی هر دو طرف ادعا کرده‌اند که تلفات سنگینی به طرف مقابل وارد کرده‌اند. همزمان حملات هوایی پاکستان به داخل افغانستان، از جمله کابل، نشان می‌دهد که دامنه درگیری از مرز عبور کرده و به عمق خاک افغانستان رسیده است.

اوج این تنش‌ها حمله هوایی جنجالی به یک مرکز درمانی در کابل بود که به یکی از خونبارترین حوادث این درگیری تبدیل شد. مقام‌های افغان می‌گویند بیش از ۴۰۰ نفر کشته شده‌اند، در حالی که سازمان ملل آمار کمتری را تأیید کرده و پاکستان نیز می‌گوید هدف، یک مرکز نظامی بوده است. این اختلاف روایت‌ها خود نشان می‌دهد که جنگ فقط در میدان نیست، بلکه در روایت‌ها هم جریان دارد.

در مجموع، آمار تلفات در این یک ماه قابل توجه است. بر اساس داده‌های سازمان ملل و گزارش‌های رسانه‌ای، ده‌ها غیرنظامی در حملات اولیه کشته شدند و صدها نفر در حمله کابل جان باختند یا زخمی شدند. همچنین درگیری‌های مرزی باعث آوارگی بیش از ۱۱۵ هزار نفر شده است. در طرف پاکستانی نیز حملات گروه‌های مسلح و درگیری‌ها تلفات نظامی و غیرنظامی به جا گذاشته است. 

اهداف دو طرف تا حد زیادی متفاوت اما به هم گره خورده است. پاکستان می‌خواهد تهدید گروه‌های مسلح ضد خود را از بین ببرد و معتقد است بدون فشار نظامی بر افغانستان این هدف محقق نمی‌شود. در مقابل، طالبان تلاش می‌کند حاکمیت خود را تثبیت کند و نمی‌خواهد تحت فشار خارجی، به‌ویژه از سوی پاکستان، عمل کند یا متهم به وابستگی شود. در واقع هر دو طرف به نوعی در حال دفاع از امنیت و اعتبار خود هستند، اما همین موضوع آن‌ها را در مسیر برخورد مستقیم قرار داده است.

با این حال، نشانه‌هایی از امکان کاهش تنش هم دیده می‌شود. در روزهای اخیر، با میانجی‌گری کشورهایی مانند قطر، عربستان و ترکیه، دو طرف یک آتش‌بس موقت به مناسبت عید برقرار کردند. این نشان می‌دهد که هنوز کانال‌های دیپلماتیک کاملاً بسته نشده‌اند.

اما واقعیت این است که این صلح بسیار شکننده است. تا زمانی که مسئله حضور گروه‌های مسلح و بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف حل نشود، هر آتش‌بسی بیشتر شبیه یک وقفه کوتاه در میان یک درگیری طولانی است. وضعیت فعلی مثل آتشی زیر خاکستر است؛ هر لحظه ممکن است دوباره شعله‌ور شود.