اختصاصی طرفداری | لیورپول و در سطحی بالاتر از آن، لیگ برتر، خود را برای وداع با یک اسطوره آماده میکند. کسی که در سال ۲۰۱۷ به بریتانیا برگشت، تصورات قبلی از خود را در هم شکست و به عنوان «پادشاه مصری» در بندر آنفیلد تاجگذاری کرد. نام محمد صلاح طی این ۹ سال، در فوتبال انگلیس جاودانه شد و او به همین اندازه به قهرمانی برای مردمان مصر و فراتر از آن، دنیای عرب، تبدیل شد.
اگر بخواهیم این مطلب را به رکوردهای شماره ۱۱ افسانهای قرمزها اختصاص بدهیم، با حجم زیادی از اعداد و ارقام سر و کار خواهیم داشت که از جایی به بعد خستهکننده به نظر خواهد رسید! واقعیت این است که رکوردهای بسیاری که سالهای سال دست نخورده بودند، به دست این اعجوبه مصری شکسته شدند ولی چیزی که او را خاص میکند، فراتر از این اعداد و ارقام است. صلاح در این سالها به نماد لیورپول تبدیل شد و توانست در کنار یورگن کلوپ، پایهگذار دوران باشکوه دیگری در تاریخ این باشگاه پرافتخار باشد.
اینکه طرفداران خودی و حریف، هر دو برایت دست بزنند، افتخاری نیست که نصیب هر بازیکنی شود. در دورانی که دیگر خبری از کریستیانو رونالدو، دیدیه دروگبا، تیری آنری یا امثال اینها در لیگ برتر نبود، صلاح فوق ستارهای شد که برند لیگ برتر به آن نیاز داشت. سرعت ویرانگر، دریبلهای غیرقابل پیشبینی و ضربات مهلکش، تمام آن چیزی بودند که برای از جا بلند کردن هواداران نشسته روی سکوها و جلوی تلویزیون، لازم بود.
پادشاه قصه ما، از همان بازی اول مقابل واتفورد، با گلزنی شروع کرد. آن روز ترکیب اصلی لیورپول را این بازیکنان تشکیل میدادند: مینیوله، الکساندر آرنولد، ماتیپ، لوورن، مورنو، هندرسون، جان، واینالدوم، مانه، فیرمینو و صلاح. لازم به توضیح نیست که در آن زمان، الکساندر آرنولد، مانه یا فیرمینو هنوز به درخشندگی ستارگانی نبودند که بعدها به آنها تبدیل شدند. بنابراین جای تأکید دارد که صلاح با ورودش به آنفیلد، آن تیم را به سطح جدیدی رساند.
صلاح در فصل ۱۸-۲۰۱۷ با ثبت ۳۲ گل لیگ برتری، رکورد بیشترین گل زده در یک فصل از این مسابقات (۲۰ تیمی) را به خود اختصاص داد؛ رکوردی که تا فصل ۲۳-۲۰۲۲ و شکسته شدن توسط ارلینگ هالند (۳۶) دوام آورد. او همچنین در همان فصل نخست، با قرمزها به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید؛ فینالی که با شکست ۳-۱ مقابل رئال مادرید در کیف همراه بود و صلاح به دلیل مصدومیت از ناحیه کتف پس از آن برخورد معروف با سرخیو راموس در نیمه نخست، نتوانست آن را به پایان برساند.
ادامه مسیر هم به همین اندازه با شکوه بود و صد البته با موفقیتهای چشمگیر تیمی همراه شد. صلاح طی این ۹ سال پربار، توانست ۲ بار قهرمان لیگ برتر، یکبار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا، یکبار قهرمان سوپرجام اروپا، یکبار قهرمان جام باشگاههای جهان، ۲ بار لیگ کاپ انگلیس، یکبار جام حذفی انگلیس و یکبار هم فاتح سوپرجام این کشور شود. او همچنین ۴ بار عنوان آقای گلی لیگ برتر انگلیس را به خود اختصاص داد.
هنوز هم ندای «مو صلاح، مو صلاح، کنار خط طولی زمین میدوه، صلاح، لا، لا، همان پادشاه مصری» یکی از جذابترین شعارهایی است که میتوانید در آنفیلد بشنوید. پیوند عمیقی که در طول این سالها میان صلاح و هواداران تیم شکل گرفت، موجب شد او حتی در روزهای افتش (بهویژه فصل جاری) همچنان از حمایت بخش بزرگی از آنها برخوردار باشد.
درست است که ماجرای تمدید قراردادش جلوه خوبی نداشت؛ او تا آخرین ماههای قراردادش منتظر ماند تا در نهایت به بسته مالی مد نظرش دست پیدا کند، ولی همین که او و لیورپول به توافق رسیدهاند تا در پایان فصل جاری راه خود را از یکدیگر جدا کنند، نشان از نوعی از خود گذشتگی دارد؛ چرا که او میتوانست سال آینده هم بماند و دستمزد وسوسهکننده ۴۰۰ هزار پوندی خود در هفته را دریافت کند، اما تصمیمی به نفع تمامی طرفین گرفت، تا از دارایی ارزشمند خود نزد هواداران که همان محبوبیتش باشد، مواظبت کند.
احتمالاً صلاح در عربستان، درآمدی مشابه و چه بسا بهتر از این خواهد داشت؛ اما قبل از آن، باید پایان خوشی برای این قصه رقم بخورد. به همین منظور، شماره ۱۱ قرمزها به شدت در تلاش است تا با رهایی از بند مصدومیت در هفتههای پایانی، وداع مناسبی با عشق زندگی حرفهای خود داشته باشد. او ابتدا باید لیورپول را به سهمیه لیگ قهرمانان اروپا برساند و سپس در تاریخ سوم خرداد در بازی پایانی مقابل برنتفورد، در مقابل دیدگان دهها هزار هوادار لیورپولی، برای آخرینبار با آن پیراهن قرمزِ پر از خاطره، به میدان خواهد رفت.
هنوز بهطور دقیق مشخص نیست چه کسی جانشین صلاح در آنفیلد خواهد شد. در فصلی که شاگردان آرنه اسلوت به هیچ وجه در حد و اندازههای مدافع عنوان قهرمانی لیگ برتر ظاهر نشدند، دیگر مهرههای حاضر در تیم هم با فرم فعلی خود، در حد و اندازههای پر کردن خلأ ناشی از جدایی او نیستند. البته فصل بعد احتمالاً فصل بهتری برای هوگو اکیتیکه، فلوریان ویرتس و الکساندر ایساک خواهد بود. به علاوه، آنها پدیدهای درخشان همچون ریو نوموها دارند که میتواند خیلی زود به مهرهای کلیدی برای تیم تبدیل شود؛ با این همه، نیاز تیم به یک وینگر راست چپ پا که بتواند با حرکات در عرض تهدیدی برای دروازه حریفان باشد، محسوس به نظر میرسد.
به صلاح برگردیم. میگویند قهرمانان نمیمیرند؛ شاید درستتر این باشد «قهرمانانی که زمان درست کنار کشیدن را بدانند، تا ابد زنده خواهند بود». بدون شک این جدایی هم برای صلاح و هم برای هواداران لیورپول سخت است؛ حتی رختکن لیورپول هم کار سختی برای کنار آمدن با فقدان او خواهد داشت. اما این اتفاقی بود که دیر یا زود باید رخ میداد و لیورپول باید بدون او نیز به راه خود ادامه بدهد. مهم این است که او بهعنوان یک «اسطوره» خواهد رفت؛ کسی که وقتی چند سال بعد برای یک بازی خیرخواهانه به آنفیلد برمیگردد، عده زیادی برای دیدنش در آن پیراهن قرمز صف خواهند کشید.
البته یک نکته را هم نباید از یاد برد؛ این موفقیت بدون مشارکت طرف دیگر، به دست نمیآمد. به عبارت دیگر نه لیورپول بدون صلاح آن تحول بزرگ را تجربه میکرد و نه صلاح در محیطی غیر از آنفیلد میتوانست به این عظمت برسد. پیوند این دو به قدری مبارک و پسندیده بود که احتمالاً آن را در آسمانها نوشته بودند. داستان صلاح و لیورپول به ما نشان داد چگونه یک تصمیم درست میتواند تمامی قطعات پازل را کنار هم قرار بدهد و پیشرفت چشمگیری را برای یک بازیکن یا یک تیم رقم بزند... .



