طرفداری | سی‌ و دو سال پس از آنکه مهاجم پیشین برزیل در جام جهانی ۱۹۹۴ قهرمان جهان شد و عنوان بهترین بازیکن مسابقات را به دست آورد، روماریو اکنون برای گفت‌وگو با بزرگان فوتبال برای کانال یوتیوب خود، به نقاط مختلف جهان سفر می‌کند.

به گزارش گاردین، روماریو یک سال پیش پروژه «رو در رو با خود شخص» را آغاز کرد. او می‌گوید:

این ماجرای روماریو تی‌ وی، وضعیت کاملاً جدیدی در زندگی من است. واقعاً خوشحالم و از آن لذت می‌برم. خیلی جذاب است. قطعاً این راهی برای ارتباط دوباره با گذشته‌ام است. من در سال ۲۰۰۶ بازی را کنار گذاشتم. نقش مصاحبه‌ کننده مرا مستقیماً به لحظاتی بازمی‌گرداند که خودم آن‌ها را تجربه کرده‌ام؛ به‌ ویژه زمانی که با افراد هم‌نسل خودم گفت‌وگو می‌کنم. شاید این یکی از مهم‌ترین دلایلی باشد که باعث شده از کاری که اکنون انجام می‌دهم لذت ببرم.

روماریو نه‌ تنها یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال برزیل، بلکه یکی از بزرگ‌ترین فوتبالیست‌های تاریخ جهان است و هیچ ابایی از بیان این موضوع ندارد.

خودم را یکی از پنج بازیکن برتر تمام دوران‌ها می‌دانم.

وقتی از او خواسته می‌شود نام دیگر افراد این فهرست را بیان کند، فهرستی شش‌ نفره ارائه می‌دهد:

پله، مارادونا، مسی، کریستیانو رونالدو، من و رونالدو؛ همین. اگر بخواهم به عنوان بازیکن به خودم نمره بدهم، از ۱۰ به خودم ۱۱ می‌دهم.

این نمره ۱۱ همچنین یادآور شماره پیراهنی است که او در سال‌های ابتدایی و پایانی دوران باشگاهی خود و در بیشتر ۷۱ بازی ملی‌اش برای برزیل، از جمله در جام جهانی ۱۹۹۴، بر تن داشت. او هرگز علاقه زیادی به تمرینات سنگین یا تلاش بیش از حد نداشت و به همین دلیل بارها مورد انتقاد قرار گرفت، اما با قدرت از خود دفاع می‌کند:

می‌گویند روماریو تنبل بود. روماریو آن‌طور که بسیاری فکر می‌کردند باید تمرین می‌کرد، تمرین نمی‌کرد. اما من گل می‌زدم. من در زمین مسابقه نیرویی بودم که باید روی آن حساب می‌کردند و بقیه مسائل اهمیتی نداشت. دیگران باید مرا تحمل می‌کردند. هر کسی هم خوشش نمی‌آمد، باز هم باید تحمل می‌کرد.

دوران روماریو بسیار متفاوت بود. آن زمان شبکه‌های اجتماعی وجود نداشت و همین به او اجازه می‌داد بدون آنکه دائماً زیر ذره‌بین باشد یا از سوی هواداران تحت فشار قرار گیرد، زندگی پر جنب‌وجوشی خارج از زمین فوتبال داشته باشد.

او هرگز علاقه خود به زندگی شبانه را پنهان نکرد و معتقد است اگر امروز بازی می‌کرد، ناچار بود رفتار متفاوتی داشته باشد؛ هرچند شاید به خاطر عملکردش در زمین نیز، بیشتر مورد تقدیر قرار می‌گرفت.

دوست داشتم در نسل ما هم شبکه‌های اجتماعی وجود داشت. مطمئنم آن زمان هم از آن استقبال می‌کردم. اینترنت واقعاً نشان می‌دهد که شما چه کسی هستید. مثلاً در فوتبال شاید ۵۰ درصد مردم برزیل به مسابقات من دسترسی نداشتند و نمی‌دانستند چقدر خوب بازی می‌کنم. امروزه همه، از همه‌ چیز خبر دارند. اما روی دیگر سکه آن است که مردم از کارهای احمقانه‌ای که انجام می‌دادم خبر نداشتند. این موضوع می‌توانست کابوسی برای من باشد، هرچند بخشی از زندگی است. اگر شبکه‌های اجتماعی در دوران من وجود داشت، احتمالاً آنقدرها هم کارهای احمقانه نمی‌کردم؛ اما همان مقدار کمی را هم که انجام می‌دادم، همه می‌فهمیدند.

روماریو با لبخند این جملات را بیان می‌کند. شخصیت جنجالی او پس از فوتبال، راهش را به سیاست باز کرد؛ حرفه‌ای که در کنار فعالیتش در یوتیوب، همچنان به آن متعهد است. او ۱۶ سال پیش فعالیت سیاسی خود را با حزب سوسیالیست برزیل آغاز کرد، در سال ۲۰۱۰ به عنوان نماینده فدرال و در سال ۲۰۱۴ به عنوان سناتور انتخاب شد. در سال ۲۰۱۷ به حزب میانه‌روی پودموس پیوست و چهار سال بعد، هم‌زمان با موج پوپولیسم دوران ریاست‌ جمهوری ژائیر بولسونارو، دعوت حزب راست افراطی PL را پذیرفت.

با این حال برخلاف بولسونارو که به دلیل تلاش برای کودتا، در حبس خانگی به سر می‌برد، روماریو با آزادسازی مالکیت سلاح مخالف است و خواهان سرمایه‌گذاری بیشتر در آموزش است؛ موضوعی که اولویت اصلی حزب PL محسوب نمی‌شود. او می‌گوید:

تمرکز من روی آموزش، سلامت، مسائل اجتماعی و ورزش است. من برای افراد دارای معلولیت و برای فراگیری اجتماعی مبارزه می‌کنم. هیچکس را مجبور نمی‌کنم در ازای امضای طرح من، از موضوعی دیگر حمایت کند؛ مثلاً قانونی شدن مواد مخدر. قانونی شدن سقط جنین؟ امضا نمی‌کنم. مسلح کردن کشور؟ امضا نمی‌کنم. فقط طرح‌هایی را امضا می‌کنم که به خوب بودن آن‌ها اعتقاد داشته باشم.

وقتی از او پرسیده می‌شود به عنوان سیاستمدار چه نمره‌ای به خود می‌دهد، پاسخ می‌دهد: «باز هم ۱۱.»

رویکرد مستقل روماریو در سیاست، تغییر حزب‌هایش و تبعیت نکردن از خطوط حزبی، انتقاداتی را از هر دو جناح متوجه او کرده است. انتخابات ریاست‌ جمهوری برزیل قرار است در ماه اکتبر برگزار شود و لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا که برای انتخاب مجدد تلاش می‌کند و فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو که به دلیل محرومیت پدرش نامزد حزب PL شده است، از مدعیان اصلی به شمار می‌روند.

روماریو امیدوار است تیم کارلو آنچلوتی پیش از آن بتواند ششمین قهرمانی جهان را برای برزیل به ارمغان بیاورد و روزهای آرام‌تری را برای کشور رقم بزند.

وضعیت ما بسیار شبیه سال ۱۹۹۴ است. از نظر سیاسی، کشور در آشفتگی قرار دارد. این دو قطبی میان چپ و راست وجود دارد و میزان خشونت هم بیش از حد بالاست. در همه نقاط کشور اخبار منفی زیادی وجود دارد. این را از روی تجربه شخصی می‌گویم، چون آن را زندگی کرده‌ام؛ قهرمانی برزیل می‌تواند برای مردمی که در رنج هستند، آرامش و شادی به همراه بیاورد. مطمئنم این موفقیت از تنش‌های کشور خواهد کاست. قهرمانی جهان، امید به روزهای بهتر و اتفاقات خوب را زنده می‌کند. واقعاً امیدوارم برزیل قهرمان جهان شود، اما کار بسیار دشواری خواهد بود.

 بوسه روماریو بر جام جهانی پس از قهرمانی در تورنمنت سال ۱۹۹۴

بدبینی روماریو نسبت به شانس برزیل، بیشتر به عملکرد بازیکنان در تیم ملی مربوط می‌شود تا کیفیت خود تیم. او معتقد است کشورش دیگر مانند دوران حضور خودش، رونالدو، رونالدینیو، زیکو و بسیاری دیگر، ستاره‌های بزرگ تولید نمی‌کند.

برزیل بازیکنانی دارد که در باشگاه‌هایشان عملکرد خوبی دارند. آن‌ها در لیگ برتر انگلیس و لالیگا عالی بازی می‌کنند و در تیم‌های خود الگو هستند؛ اما وقتی پیراهن برزیل را می‌پوشند، نمی‌توانند همان عملکرد را تکرار کنند. امیدوارم این مسئله را پشت سر گذاشته باشیم و آن‌ها دست‌ کم بتوانند ۸۰ درصد کیفیتی را که در باشگاه‌هایشان نشان می‌دهند، در تیم ملی هم ارائه کنند. اگر چنین شود، برزیل شانس قهرمانی خواهد داشت.

روماریو معتقد است کمبود بازیکنان «فوق‌العاده» باعث شده اهمیت او بیشتر از گذشته شود.

به نظرم حالا حتی از قبل هم مهم‌تر شده‌ام. سال‌ها پیش روماریو بود، رونالدو بود، اما امروز کسی نیست. به همین دلیل ما همچنان اهمیت خود را حفظ کرده‌ایم. ما در فوتبال برزیل جایگاه بزرگی داریم، چون در دوران خودمان دستاورد داشتیم و نماینده کشور بودیم. متأسفانه امروز کسی چنین جایگاهی ندارد.

روماریو معتقد است پنج تیم از برزیل بهتر هستند، اما انگلیس در میان آن‌ها قرار ندارد.

برزیل جایگاه ویژه‌ای دارد و پیراهن برزیل وزنی دارد که همه به آن احترام می‌گذارند. انگلیس تیم خوبی است، اما من تیم‌های دیگری را بهتر می‌دانم. هری کین، جود بلینگام و بوکایو ساکا را دوست دارم. این‌ها بازیکنان باهوش و دارای تکنیک بالایی هستند که تفاوت ایجاد می‌کنند. شاید بتوانند شگفتی‌ساز شوند، اما آن‌ها را جزو مدعیان اصلی نمی‌دانم. مدعیان من فرانسه، اسپانیا، پرتغال، آرژانتین، آلمان و برزیل هستند.

روماریو زندگی خود را مدیون فوتبال است، اما به عنوان یک تماشاگر چندان عاشق این ورزش نیست. او معمولاً یک روز در ساحل را به تماشای مسابقات ترجیح می‌دهد، هرچند برای بازی‌های برزیل و لیگ برتر انگلیس استثنا قائل می‌شود؛ جایی که پپ گواردیولا، هم‌تیمی سابقش در بارسلونا، یکی از دلایل علاقه اوست.

پپ همیشه به عنوان یک بازیکن، هوش بسیار متفاوتی داشت. حتی با وجود اینکه جوان‌ترین عضو تیمی پر از ستاره‌هایی مانند استویچکوف، باکرو، کومان و میگل آنخل نادال بود، کاملاً متمایز به نظر می‌رسید. او می‌دانست چگونه جریان بازی را کنترل کند. کرایوف اعتماد زیادی به او داشت. پپ همیشه با دقت به صحبت‌های کرایوف گوش می‌داد و در تمرینات هم کاملاً متمرکز بود. او همین ویژگی‌ها را به دوران مربیگری‌اش منتقل کرد و به همین دلیل در کارش بهترین است. او در میان دو یا سه مربی برتر تاریخ قرار دارد. همیشه می‌گفت وقتی من در رختکن ساکت بودم و سرم پایین بود، روز بدی در پیش داشتم؛ اما اگر سرحال بودم و می‌رقصیدم، هیچکس نمی‌توانست جلویم را بگیرد. همه روزهایی دارند که کارها مطابق میلشان پیش نمی‌رود. برای من هم همین‌طور بود، اما آن روزها کم بودند.

پیش از پایان گفت‌وگو، روماریو کنترل مصاحبه را در دست می‌گیرد و در چیزی که خودش آن را «بزرگ‌ترین مصاحبه تاریخ» می‌نامد، از خودش سؤال می‌پرسد: «روماریو، چگونه توانستی با این‌ حجم از تلاش کم، این‌قدر زیاد بازی کنی؟ دیگران خواب بودند و تو در خیابان‌ها می‌گشتی. دیگران غذا می‌خوردند و تو در ساحل بستنی یخی می‌مکیدی. چطور این کار را کردی؟» حالا روماریو پاسخ می‌دهد:

من همیشه ایمان زیادی به خودم داشتم. مطمئنم اگر مسیر یک ورزشکار حرفه‌ای و منضبط را در پیش می‌گرفتم، هرگز به این جایگاه نمی‌رسیدم. من در فاولای ژاکارزینیو به دنیا آمدم و بعد به ویلا دا پنیا نقل مکان کردم. همیشه با پای برهنه فوتبال بازی می‌کردم. نوک انگشت پایم بارها آسیب می‌دید. من باید فوتبال را به شیوه‌ای بازی می‌کردم که با آن احساس راحتی و خوشحالی کنم. به همین دلیل بود که این‌گونه زندگی و بازی می‌کردم.