طرفداری- اغلب اوقات در دنیای فوتبال، این نام برندهها است که بیشتر شنیده میشود، ولی بازندهها هم نیمی از دنیای پرخاطره جام جهانی به حساب میروند. این سری مطالب تحت عنوان در آغوش شکست، به مرور بزرگترین بازندگان تاریخ در این تورنمنت پراتفاق میپردازد. بازنده امروزمان آلمان پرافتخار در جام جهانی 2006 است.
قبل از حادثه
تابستان ۲۰۰۶، آلمان فقط میزبان جام جهانی نبود؛ این کشور دوباره عاشق فوتبال شده بود. پس از سالهایی پر از ناکامی، تیم جوان یورگن کلینزمان روح تازهای به مانشافت دمیده بود. خیابانهای برلین، مونیخ و هامبورگ هر شب غرق پرچم و آواز بود و رسانهها از «تابستان افسانهای آلمان» حرف میزدند. ستارههایی مثل میروسلاو کلوزه، فیلیپ لام و باستین شوایناشتایگر نسلی تازه ساخته بودند که مردم باور داشتند میتواند جام را در خانه نگه دارد.
اما در سوی دیگر، ایتالیا در میانه یکی از تاریکترین بحرانهای تاریخ فوتبالش به جام جهانی رسیده بود. رسوایی بزرگ «کالچوپولی» فوتبال ایتالیا را لرزانده و بسیاری تصور میکردند آتزوری از نظر روحی نابود شده است. با این حال، مارچلو لیپی تیمی ساخته بود که زیر فشار، خطرناکتر میشد. نکتهای کمتر شنیدهشده این بود که بازیکنان ایتالیا پیش از نیمهنهایی، بریده روزنامههای آلمانی را که پیروزی میزبان را قطعی دانسته بودند، داخل رختکن چسبانده بودند تا انگیزهشان چند برابر شود. آنها میخواستند کل دنیا را غافلگیر کنند.
بعد از حادثه
۴ ژوئیه ۲۰۰۶ در ورزشگاه زیگنال ایدونا پارک، نبردی فراتر از فوتبال آغاز شد. آلمان با حمایت دهها هزار هوادار حمله میکرد و ایتالیا با آرامش همیشگی دفاع. هرچه زمان میگذشت، استرس روی چهره بازیکنان میزبان سنگینتر میشد. بازی به وقتهای اضافه رسید؛ جایی که آلمان تصور میکرد میتواند با انرژی سکوها سرنوشت را تغییر دهد. اما دقیقه ۱۱۹، سکوتی باورنکردنی سراسر ورزشگاه را بلعید؛ شوت تماشایی فابیو گروسو به گوشه دروازه نشست و گزارشگر ایتالیایی با فریاد تاریخی «گروسووو!» دنیا را لرزاند. آلمان هنوز از شوک گل اول بیرون نیامده بود که ضدحمله مرگبار ایتالیا با ضربه الساندرو دل پیرو تیر خلاص را شلیک کرد.
هزاران هوادار آلمانی در سکوها اشک میریختند و بازیکنان میزبان روی چمن فروپاشیده بودند. بعدها رسانههای آلمانی نوشتند صدای شادی ایتالیاییها در رختکن ورزشگاه تا نیمههای شب قطع نمیشد. آن شکست فقط حذف میزبان نبود؛ پایان رؤیایی بود که یک ملت هفتهها با آن زندگی کرده بود. در سوی مقابل، ایتالیا از دل بحران و رسوایی، راهش را تا فتح جام جهانی ادامه داد و یکی از شاعرانهترین قهرمانیهای تاریخ فوتبال را ساخت.



