طرفداری- بازنده امروزمان از تاریخ پراتفاق جام‌های جهانی، تیم ملی فرانسه در جام جهانی 1982 است. 

قبل از حادثه

تابستان ۱۹۸۲، فرانسه با نسلی طلایی وارد جام جهانی شده بود؛ تیمی که بسیاری آن را زیباترین فرانسه تاریخ تا آن زمان می‌دانستند. ستاره‌هایی مثل میشل پلاتینی، آلن ژیرس و ژان تیگانا فوتبالی شاعرانه ارائه می‌دادند و مردم فرانسه باور داشتند زمان فتح جهان فرا رسیده است. در سوی مقابل، آلمان غربی با شخصیت سرد و جنگجویانه همیشگی‌اش آمده بود؛ تیمی که حتی وقتی زیبا بازی نمی‌کرد، باز هم شکست‌دادنش تقریباً غیرممکن بود.

نیمه‌نهایی در سویل فقط یک مسابقه نبود؛ نبرد دو فلسفه فوتبالی بود. جالب اینکه پیش از بازی، بسیاری از رسانه‌های اسپانیایی نوشته بودند فرانسه «هنرمندانه‌ترین تیم جام» است، اما آلمان «بی‌رحم‌ترین». نکته‌ای کمتر شنیده‌شده این است که بازیکنان فرانسه شب قبل از مسابقه تا دیروقت بیدار مانده بودند و درباره رؤیای رسیدن به نخستین فینال تاریخ کشورشان حرف می‌زدند. آن‌ها احساس می‌کردند تاریخ در آستانه تغییر است؛ بی‌خبر از اینکه قرار است وارد دردناک‌ترین شب فوتبال فرانسه شوند.

بعد از حادثه

۸ ژوئن ۱۹۸۲ در ورزشگاه رامون سانچز پیس‌خوان، مسابقه خیلی زود به جنگی فراتر از فوتبال تبدیل شد. مهم‌ترین صحنه بازی در وقت اضافه رخ داد؛ زمانی که پاتریک باتیستون با دروازه‌بان آلمان، هارولد شوماخر، برخوردی وحشتناک داشت. باتیستون بیهوش روی زمین افتاد، چند دندانش شکست و بازیکنان فرانسه با وحشت کمک می‌خواستند؛ اما شوماخر بدون کوچک‌ترین عذرخواهی فقط ایستاده بود. سال‌ها بعد، فرانسوی‌ها آن صحنه را «جنایت سویل» نامیدند؛ لحظه‌ای که هنوز هم یکی از خشن‌ترین تصاویر تاریخ جام جهانی به شمار می‌رود.

 

 

با وجود شوک آن اتفاق، فرانسه در وقت اضافه ۳ بر ۱ پیش افتاد و همه تصور کردند کار تمام شده است. اما آلمان غربی دوباره شخصیت آهنینش را نشان داد. گل‌های کارل هاینتس رومنیگه و کلاوس فیشر بازی را به تساوی کشاند و مسابقه به نخستین ضربات پنالتی تاریخ جام جهانی رسید. در آن شب تاریخی، آلمان با نتیجه ۵ بر ۴ در پنالتی‌ها پیروز شد و فرانسه ناباورانه فرو ریخت. بسیاری از مردم فرانسه تا سال‌ها معتقد بودند تیمشان در 1982 فقط شکست نخورد، بلکه بخشی از معصومیت فوتبال را از دست داد. هنوز هم وقتی از بزرگ‌ترین بازی تاریخ جام جهانی صحبت می‌شود، نام «تراژدی سویل» با درد، احترام و افسانه تکرار می‌شود.