طرفداری- در تابستان 2010، اسپانیا فقط برای کسب یک جام به آفریقای جنوبی نرفته بود. لاروخا در جستوجوی شکستن طلسمی تاریخی بود؛ طلسمی که دههها اجازه نمیداد یکی از مستعدترین کشورهای فوتبال جهان به قهرمانی جام جهانی برسد. در رأس این مأموریت، مردی آرام، کمحرف و دور از هیاهو قرار داشت؛ ویسنته دل بوسکه، مربیای که بیشتر از فریاد زدن کنار زمین، به مدیریت شخصیتها و ایجاد تعادل در رختکن اعتقاد داشت.
دل بوسکه تیمی را به قهرمانی رساند که بسیاری آن را یکی از تأثیرگذارترین تیمهای تاریخ فوتبال میدانند. اسپانیای 2010 فقط یک جام جهانی نبرد؛ این تیم سبک بازی فوتبال ملی را در سراسر جهان تغییر داد و عصری را رقم زد که از یورو 2008 آغاز شد و تا یورو 2012 ادامه یافت.
پیش از جام جهانی؛ مربیای که از سایهها بیرون آمد
ویسنته دل بوسکه در 23 دسامبر 1950 در سالامانکای اسپانیا متولد شد. او در دوران بازی به عنوان هافبک برای رئال مادرید و تیم ملی اسپانیا به میدان رفت، اما شهرت اصلی خود را در مربیگری به دست آورد.

سالها حضور در آکادمی و تیمهای پایه رئال مادرید، شخصیت حرفهای او را شکل داد. برخلاف بسیاری از مربیان پر سر و صدا، دل بوسکه همواره به آرامش، گفتوگو و مدیریت انسانی اعتقاد داشت. همین ویژگی بعدها به مهمترین نقطه قوت او تبدیل شد. در آغاز دهه 2000 هدایت رئال مادرید کهکشانی را برعهده گرفت؛ تیمی پر از ستارههای بزرگی مانند زیدان، فیگو، رائول و رونالدو. او توانست دو قهرمانی لالیگا و دو قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد و ثابت کند توانایی مدیریت بزرگترین ستارههای فوتبال جهان را دارد.

اما در سال 2003، برخلاف انتظارها از رئال مادرید کنار گذاشته شد. اتفاقی که سالها بعد به یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات مدیریتی تاریخ باشگاه تبدیل شد.
مسیر انتخاب به عنوان سرمربی تیم ملی؛ ادامه یک میراث بزرگ
پس از قهرمانی اسپانیا در یورو 2008 تحت هدایت لوئیس آراگونس، فدراسیون فوتبال اسپانیا با یک چالش بزرگ روبهرو شد؛ چگونه میتوان موفقترین تیم تاریخ کشور را حفظ کرد؟ در تابستان 2008، دل بوسکه جانشین آراگونس شد. بسیاری تصور میکردند او صرفاً نگهبان پروژهای است که دیگران ساختهاند. اما دل بوسکه خیلی زود نشان داد نقش او فراتر از حفظ وضع موجود است.
او ساختار تاکتیکی موفق اسپانیا را حفظ کرد، اما آرامش بیشتری به رختکن آورد و میان بازیکنان رئال مادرید و بارسلونا تعادل ایجاد کرد؛ موضوعی که در اوج رقابتهای باشگاهی آن دوران اهمیت فوقالعادهای داشت. بعدها خودش اعتراف کرد که یکی از بزرگترین وظایفش، تبدیل ستارههای دو رقیب سنتی به اعضای یک خانواده بود. دل بوسکه در مسیر صعود به جام جهانی 2010 عملکردی کمنقص داشت و اسپانیا هر 10 مسابقه مرحله انتخابی را با پیروزی پشت سر گذاشت.
جام جهانی 2010؛ قهرمانی با هزار پاس و یک گل
اسپانیا به عنوان قهرمان اروپا وارد جام جهانی شد و بسیاری از کارشناسان آن را مدعی اصلی قهرمانی میدانستند. با این حال، آغاز مسابقات برای تیم دل بوسکه فاجعهبار بود. شکست غیرمنتظره 1 بر 0 مقابل سوئیس، تردیدهای زیادی را درباره توانایی این تیم ایجاد کرد.
اما دل بوسکه آرامش خود را حفظ کرد. اسپانیا در ادامه هندوراس را 2 بر 0 و شیلی را 2 بر 1 شکست داد و به مرحله حذفی رسید. سپس پرتغال، پاراگوئه، آلمان و هلند را همگی با نتیجه 1 بر 0 شکست داد. نکته جالب اینکه اسپانیا در چهار مسابقه متوالی مرحله حذفی تنها با یک گل اختلاف پیروز شد؛ آماری که نشاندهنده کنترل فوقالعاده بازیها توسط تیم دل بوسکه بود.
در نیمهنهایی، تک گل کارلس پویول آلمان قدرتمند یواخیم لو را حذف کرد. در فینال نیز اسپانیا و هلند یکی از خشنترین دیدارهای تاریخ جام جهانی را برگزار کردند. مسابقه تا دقیقه 116 بدون گل دنبال شد تا اینکه آندرس اینیستا با ضربهای تاریخی دروازه هلند را باز کرد و نخستین قهرمانی تاریخ اسپانیا در جام جهانی را رقم زد.

اسپانیا مسابقات را با 6 پیروزی و یک شکست به پایان رساند. این تیم تنها دو گل دریافت کرد و پنج کلینشیت ثبت کرد. همچنین نخستین تیم تاریخ جام جهانی شد که پس از شکست در بازی نخست، قهرمان جهان میشود. از نظر تاکتیکی، اسپانیا نماد کامل «تیکیتاکا» بود؛ فوتبالی مبتنی بر مالکیت توپ، گردش مداوم پاس و کنترل ریتم مسابقه. پژوهشهای بعدی درباره الگوی پاسهای اسپانیا نشان داد که ساختار شبکه پاس این تیم یکی از پیچیدهترین و مؤثرترین نمونههای ثبتشده در فوتبال ملی بوده است.
دوران پس از قهرمانی؛ تکمیل یک امپراتوری
برخلاف بسیاری از قهرمانان جهان، دل بوسکه پس از فتح جام جهانی همچنان موفق ماند. اسپانیا در یورو 2012 نیز قهرمان شد و به نخستین تیم تاریخ تبدیل شد که سه تورنمنت بزرگ متوالی شامل یورو 2008، جام جهانی 2010 و یورو 2012 را فتح میکند. با این حال، چرخه طلایی اسپانیا سرانجام به پایان رسید. حذف در مرحله گروهی جام جهانی 2014 و ناکامی در یورو 2016 باعث شد دل بوسکه پس از هشت سال حضور روی نیمکت لاروخا از سمت خود کنارهگیری کند. اما میراث او فراتر از جامها بود. بسیاری از مربیان نسل جدید فوتبال اروپا هنوز از مدل مدیریتی و فلسفه تیمی اسپانیای دل بوسکه الهام میگیرند.
در میان تمام مربیان قهرمان جام جهانی، شاید کمتر کسی به اندازه ویسنته دل بوسکه با آرامش شناخته شود. او نه یک انقلابی مانند گواردیولا بود و نه یک رهبر کاریزماتیک شبیه مورینیو. هنر اصلی دل بوسکه در مدیریت انسانها و حفظ تعادل بود؛ ویژگیای که در یکی از حساسترین دورههای تاریخ فوتبال اسپانیا ارزش فوقالعادهای داشت.

اسپانیای 2010 فقط به خاطر جام جهانی در تاریخ نماند. این تیم تصویری جدید از فوتبال ملی ارائه کرد؛ فوتبالی که مالکیت توپ را به سلاحی برای قهرمانی تبدیل کرد. دل بوسکه نیز به عنوان مردی که این رؤیای تاریخی را به واقعیت تبدیل کرد، برای همیشه در حافظه فوتبال جهان ماندگار شد.



