طرفداری | تیمهایی که به مسابقات جام جهانی صعود میکنند، معمولا یک موزیک برای حضورشان در جام جهانی میسازند و البته ایران هم از این قاعده مستثنی نبوده است.
ایران وقتی برای اولین بار در سال ۱۹۷۸ به جام جهانی صعود کرد، میزبان به ایران اطلاع داد که علاوه بر سرود ملی کشور، باید یک ترانه هم به عنوان نماد موسیقی ایران به آرژانتین معرفی شود تا قبل و بعد بازیهای ایران این آهنگ در تلویزیون آرژانتین به عنوان نمایندۀ موسیقی ایران پخش شود.
جهانبخش پازوکی مسئول ساخت این آهنگ شد و البته آهنگسازان دیگری هم شروع به ساخت آهنگ کردند، اما در نهایت هیچ آهنگی همراه تیم ملی به آرژانتین نرفت و ابوالفضل جلالی، مدیر تدارکات وقت تیم ملی که کاست جدید خوانندۀ محبوب آن دوران را همراه خود داشت، یکی از ترانههای آن کاست را به عنوان موزیک ایران به مسئولان برگزاری رقابتها داد. آن آهنگ «سال ۲۰۰۰»، ساختۀ منوچهر چشمآذر با شعری از اردلان سرفراز و با صدای داریوش اقبالی بود.

اما متن این ترانه چندان هم ورزشی نیست و البته قرار هم نیست که موزیک تیمها در جام جهانی یکسره ورزشی باشد، اما این که چه متنی بر روی این آهنگ مورد علاقۀ ابوالفضل جلالی بود، باید گفت ترانۀ «سال سیاه ۲۰۰۰» اردلان سرفراز، موزیک ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ شد.
سال سقوط، سال فرار، سال گریز و انتظار، پاییز تلخ و بیبهار، سال سیاه ۲۰۰۰
البته جام جهانی در سال ۱۹۷۸ برگزار میشد و دلیل اسم بردن از سال ۲۰۰۰ در زمانی که ۲۲ سال تا این سال فاصله داشت، کمی نامأنوس است، اما از ترانه و مضمون آن که بگذریم، ملودی منوچهر چشمآذر برای موسیقی ایران در جام جهانی یکی از بهترین و شایستهترین ملودیهای ترانه در موزیک معاصر ایران بوده است و شاید ریتم حماسی و تا حدودی کلاسیک آن از عواملی بوده که موسیقی ایران را در جام جهانی پدید آورده است. در رسانههای آن زمان ادعا شده قرار بود گوگوش به عنوان نمایندۀ موسیقی ایران همراه تیم ملی به آرژانتین برود که این سفر منتفی شد و در نهایت با انتخاب مدیر تدارکات وقت تیم ملی که وظایف سرپرستی را هم بر عهده داشت، آهنگ مشهور منوچهر چشمآذر اولین آهنگ ایران در جام جهانی لقب گرفت.
در ادوار دیگر هم برای حضور ایران در جام جهانی موسیقیهای دیگری تدارک دیده شده که حلقۀ مفقوده و مشترک آنها، به خصوص در جامهای جهانی قرن ۲۱ برای ایران، نبود اقبال عمومی بوده و این موسیقیها کمتر در ذهن مخاطب ایرانی مانده است.
به قلم مهدی حدادپور



