عشق رنگی
هرچی می گفت بهم هر کی می گفت بهم با هم بریم توی دنیای رنگی
باور نمی کردم باور نمی کردم همه چیزم شده بود رنگی
دنیای رنگی دنیای رنگی
همه چیزم شده بود رنگی
ولی الان شدم یه غریبه دلم می خواد یادم باشه روز و شبای رنگی
خاطره ها فاصله ها نمی زاره یادم بره دل تنگی اون شبای رنگی
می شدم ستاره واسه عشق رنگیم
سفر می کردم با رنگین کمونا
خیال می کردم کهکشان رنگی
همه چیزم بود اون ادم قبلی
همه ی دنیای من اون بود
می دونی من... می دونی من...
نمی تونستم بهش زل بزنم
چون چشماش برق داشت با همه فرق داشت
چون بود سنگین واسه من برق داشت
میشدم طلسم... دار و ندارم می خوره به چشم
اخ دل من میره واسه قلب رنگی
خوابم می بره با افکار سمی
می خوام تیر بزنم توی قلب سنگین
خسته شدم از این همه قهر و اشتی



