جام جهانی ۲۰۲۶ قرار است نقطه عطفی برای فوتبال کانادا باشد؛ فرصتی برای دیده شدن و جذب استعدادهای بیشتر. با این حال، تضادی آشکار بین «پتانسیل فنی تیم ملی» و «ساختار مدیریتی فدراسیون» دیده می‌شود که کارشناسان را به فکر فرو برده است. ماجرا فراتر از یک کمبود بودجه ساده است؛ بحث بر سر یک «بحران ساختاری» است که حالا به شکل‌های غیرمنتظره‌ای خود را نشان می‌دهد.

قرارداد CSB؛ گره کورِ مالی

ریشه‌ی این چالش، به قرارداد جنجالی فدراسیون با شرکت «کانادا ساکر بیزینس» (CSB) بازمی‌گردد. در یک قرارداد بلندمدت که سال‌ها پیش امضا شد، حقوق بازاریابی و حق پخش تیم ملی به این شرکت واگذار شد. اگرچه در زمان خود، این قرارداد می‌توانست ثبات مالی ایجاد کند، اما اکنون به یک «تنگنای ساختاری» تبدیل شده است. برخلاف فدراسیون‌های بزرگ دنیا که درآمدهای مستقیم جام جهانی را صرف توسعه تیم ملی می‌کنند، کانادا بخش بزرگی از درآمدهای خود را طبق قرارداد به این شرکت واسطه می‌پردازد. این مدل باعث شده دست فدراسیون برای فعالیت‌های ضروری و گسترده، عملاً بسته بماند.

تأمین حقوق سرمربی از جیبِ خیرین؛ یک اتفاق بی‌سابقه

اما عجیب‌ترین نکته، نحوه‌ی تأمین حقوق «جسی مارش»، سرمربی تیم ملی کاناداست. گزارش‌های معتبر نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از حقوق او نه از خزانه فدراسیون، بلکه از طریق «حمایت‌های خصوصی» و کمک‌های خیرخواهانه (Philanthropists) تأمین می‌شود.

این مدل تأمین مالی در دنیای فوتبال حرفه‌ای، بسیار غیرمعمول است. در حالی که تیم‌های ملی بزرگ جهان از طریق درآمدهای تجاری، حق پخش تلویزیونی و قراردادهای اسپانسرینگ خودشان را اداره می‌کنند، تکیه فدراسیون کانادا به کمک‌های داوطلبانه حامیان خصوصی، سؤالی بزرگ ایجاد می‌کند: آیا فدراسیون استقلال کافی برای تصمیم‌گیری‌های کلان دارد یا عملاً درگیر یک «مدیریتِ وابسته» شده است؟ این روش هرچند در کوتاه‌مدت توانسته جسی مارش را حفظ کند، اما به‌عنوان یک استراتژی بلندمدت، پایداریِ فوتبال ملی را با تردید مواجه می‌کند.

آیا جام جهانی، کانادا را نجات می‌دهد؟

میزبانی جام جهانی برای بسیاری از کشورها یک «موتور رشد» است، اما برای فدراسیون کانادا این میزبانی، فشارها را دوچندان کرده است. تیم ملی کانادا برای درخشش در سال ۲۰۲۶ نیاز به اردوهای تدارکاتی باکیفیت، بازی‌های دوستانه با تیم‌های سطح اول جهان و زیرساخت‌های حرفه‌ای دارد. تمام این‌ها هزینه‌بر است و زمانی که منبع درآمد اصلی فدراسیون (به‌واسطه قرارداد CSB) محدود باشد، نتیجه‌اش می‌شود همین شرایط فعلی: «تیمی که پتانسیلِ قهرمانی دارد اما درگیرِ تأمینِ هزینه‌های ابتدایی است.»

 

فوتبال کانادا در یک دوراهی تاریخی قرار دارد. آن‌ها بازیکنانی در کلاس جهانی دارند که آرزوی هر کشوری است، اما ابزارهای مدیریتی‌شان عقب‌تر از زمین بازی حرکت می‌کند. اگر فدراسیون فوتبال کانادا نتواند ساختار مالی خود را اصلاح کند و مدل «تأمین هزینه از طریق خیرین» را با «درآمدهای پایدارِ تجاری» جایگزین نماید، میزبانی جام جهانی ۲۰۲۶ ممکن است به جای یک فرصتِ طلایی، به یادآورِ یکی از بزرگترین فرصت‌سوزی‌های مدیریتی در ورزش تبدیل شود.کانادا در زمین مسابقه حرف‌های زیادی برای گفتن دارد؛ حالا نوبت مدیران است که ثابت کنند لایقِ این نسلِ درخشان هستند.