طرفداری | علی پروین مردی است که چه دوستش داشته باشیم و چه از منتقدانش باشیم، نمیتوان نقش و جایگاهش را در تاریخ فوتبال ایران انکار کرد و یک هوادار که با ادبیاتی زننده به او توهین کرده بود، تریبون گرفته است.
آن اتفاق در همان زمان نیز تلخ و تأسفبار بود. نه به خاطر شخص علی پروین، بلکه به این دلیل که بخشی از فرهنگ احترام در ورزش ایران زیر سؤال رفت. بسیاری تصور میکردند چنین رفتاری باید به عنوان یک نمونه ناپسند مورد نقد قرار گیرد تا روشن شود میان کریخوانی، انتقاد و توهین تفاوت وجود دارد. ظاهراً برخی ترجیح دادند از آن بیحرمتی، یک محصول سرگرمی بسازند.
دعوت دوباره از فردی که دلیل اصلی شهرتش همان توهین زشت و جنجالی است، معنایی جز بازتولید و عادیسازی آن رفتار ندارد. وقتی دوربینها روشن میشوند، تماشاگران میخندند و آن اتفاق دوباره دستمایه شوخی قرار میگیرد، در واقع به میلیونها مخاطب این پیام مخابره میشود که توهین نهتنها هزینهای ندارد، بلکه میتواند برای فرد شهرت، تریبون و فرصت حضور رسانهای به همراه داشته باشد.
سؤال اینجاست؛ اگر فردی به یکی از چهرههای محبوب سینما، موسیقی یا حتی مجریان همین برنامهها چنین توهینی کرده بود، باز هم سوژه خنده میشد؟ باز هم او را روی صحنه میآوردند و از همان رفتار برای تولید سرگرمی استفاده میکردند؟
مشکل فقط یک برنامه یا یک استنداپ نیست. مشکل آنجاست که برخی پلتفرمها حاضرند برای چند دقیقه خنده و چند عدد بیشتر در آمار بازدید، شأن و حرمت چهرههای ماندگار این کشور را خرج کنند. انگار نه انگار که همین اسطورهها بخشی از حافظه جمعی مردم هستند و بیاحترامی به آنها، بیاحترامی به بخشی از تاریخ ورزش ایران است.
پلتفرمی که چنین محتوایی را تولید و منتشر میکند نمیتواند خود را بیتقصیر بداند. وقتی یک بیحرمتی قدیمی از آرشیو بیرون کشیده میشود، مهمان برنامه میشود، درباره آن شوخی میشود و مخاطب به خندیدن تشویق میشود، مسئولیت تنها بر عهده مهمان یا مجری نیست. پلتفرم نیز شریک مستقیم این انتخاب است.
اگر قرار باشد هر توهینکنندهای به دلیل گستاخی و جنجالآفرینی به چهره رسانهای تبدیل شود، فردا دیگر نباید از سقوط اخلاق در ورزش و جامعه تعجب کنیم. در آن صورت رسانهها عملاً اعلام کردهاند که احترام ارزشی ندارد، اما بیاحترامی اگر به اندازه کافی وایرال شود، میتواند به بلیت ورود به صحنه تبدیل شود.
جامعه و نهادهای ناظر حق دارند از چنین پلتفرمهایی توضیح بخواهند. نه به خاطر یک شوخی ساده، بلکه به این دلیل که از یک رفتار زننده علیه یکی از اسطورههای فوتبال ایران، محتوای سرگرمکننده ساختهاند. رسانهای که از توهین به سرمایههای ملی کسب مخاطب میکند، نه بخشی از راهحل، بلکه بخشی از مشکل است.
و تأسفبارتر از خود آن توهین، لحظهای است که عدهای تصمیم میگیرند همان بیحرمتی را دوباره روی صحنه ببرند، به آن بخندند و از آن درآمد کسب کنند.
به قلم سید هادی فاطمی



