طرفداری | محمدحسین میثاقی مجری خوبی است؛ بر منکرش لعنت! اما در وقتی حرف از شخصیت او شود، کسی به از میثاقی به نیکی یاد نخواهد کرد. هر وقت نام «محمدحسین میثاقی» به میان میآید، همه یاد شاگردی میکنند که نمک خورد و نمکدان شکست. واقعا این است محمدحسین میثاقی ظرفیت جایگاهی که به او دادهاند را ندارد و همین موضوع باعث شده جایگاهی که در آن قرار دارد دیگر ارزش گذشته را نداشته باشد.
در حالی که اجرای ویژه برنامه جام جهانی به محمدحسین میثاقی سپرده شده، او این روزها تمام عقدههای زندگیاش را در پوشش «تیم ملی» خالی میکند. محمدحسین میثاقی که تا سال پیش منتقد تیم ملی و فدراسیون بود، ناگهان چرخید، خدا میداند چه شد.
با این حال طی روزهای گذشته احتمالا بارها و بارها در شبکههای اجتماعی ویدیویی از محمدحسین میثاقی را دیدهاید. ما هم نه در برنامه بیمحتوا و یکطرفهاش بلکه در همان شبکههای اجتماعی این ویدیو را دیدیم. وقتی که محمدحسین میثاقی به منتقدان تیم ملی ایران حمله میکند. محمدحسین میثاقی با اشاره به سلیقه موسیقی خود، میگوید کسانی که از تیم ملی انتقاد کنند از جای خالی، جای خالیتر هستند.
جالب است محمدحسین میثاقی که تا سال گذشته خودش منتقد تیم ملی ایران بود، بعد از سفرهایی که داشته و به اردوی تیم ملی رفته، نظرش تغییر کرده است! البته مثبت اندیش باشید، احتمالا آب و هوا به محمدحسین میثاقی ساخته و بیشتر با فضای تیم ملی آشنا شده که یادش آمده حامی تیم ملی شود! شاید هم از دست ندادن آنتن شبکه سه و حفظ آن بهانهای برای چرخش او باشد. به هر حال فراموش نکنید، محمدحسین میثاقی نه از سر شایستگی بلکه از سر یک سری مسائل خاص که خودتان هم میدانید برنامه فوتبال برتر را به دست آورد. حالا هم به او حق بدهید که جایگاهش را سفت بچسبد، به هرحال شاید تصور کند یک محمدحسین میثاقی دیگر بیرون گود نشسته و قرار است مثل خودش نمک بخورد و نمکدان بشکند!
اما اینکه هیچ نظارتی وجود ندارد و در اوج برگزاری جام جهانی، محمدحسین میثاقی چنین صحبتهایی را روی آنتن زنده به زبان میآورد، تاسف آور است. شعار به فرهنگسازی برای مدیران مثل نقل و نبات است ولی در عمل چه میبینیم؟ محمدحسین میثاقی را میبینیم که دستپرده همین مدیران است و بدونشک جزیی از یک کل در صدا و سیمایی است که سالهاست مخاطب را از دست داده و شبیه آدم گمشدهای شده که در بیابان به دنبال قطرهای آب است اما دریغ از آنکه هرچه میبیند سراب است و سراب...
همه این روزها شعار میدهند باید همبستگی ایجاد شود و از تیم ملی حمایت شکل بگیرد، اما در عمل چه اتفاقی رخ میدهد؟ وقتی منتقدان تیم ملی، دشمن فرض شوند و به بدترین شکل ممکن مورد حمله قرار بگیرند، قرار است مدیران چه انتظاری داشته باشند؟ آن منتقد تیم ملی بعد از صحبتهای محمدحسین میثاقی چه عکسالعملی خواهد داشت؟ نظرش تغییر میکند و میگوید «حالا که محمدحسین میثاقی به ما بد و بیراه گفت، پس برویم حمایت از تیم ملی؟»
کشورهای همسایه روز به روز پیشرفت میکنند و ما با سرعت نور به سمت عصری میرویم که نامی برایش وجود ندارد! یعنی حتی حرکتمان رو به گذشته و عقب هم نیست، چیزی خیلی فراتر از این حرفهاست. چرا وقتی منتقدان با احترام نقدی را مطرح میکنند، یک مجری تازه به صندلی رسیده باید اینطور آنها را هدف قرار بدهد؟
چطور محمدحسین میثاقی انقدر راحت تیم ملی ایران را بهانهای قرار میدهد تا بدترین حملات را به منتقدان انجام دهد و به قول معروف با بقیه تسویه حساب کند؟ چرا کسی نیست با او برخورد کند؟ چرا کسی عذرخواهی نمیکند؟ قبلا متر و معیاری در صدا و سیما برای مجریان وجود داشت ولی حالا چه؟ هرکسی هرچه دلش بخواهد میگوید؟ پس اجازه بدهید منتقدان هم فرصت صحبت داشته باشند و با همان ادبیات با مجری محبوبتان صحبت کنند.
عکس مطلب به شکلی معنادار انتخاب شده است و حرفی نهفته در آن است؛ ای کاش هرگز فرصت نشستن روی صندلی به شما داده نمیشد آقای میثاقی.



