طرفداری | بهندرت پیش میآید بازیکنی را ببینید که پس از شکست 1-7، با صورتی خندان وارد اتاق کنفرانس شود تا به سوالات خبرنگاران پاسخ دهد.
البته، بهندرت هم پیش میآید با کسی روبهرو شوید که نخستین گل تاریخ کشورش در جام جهانی را به ثمر رسانده باشد؛ بنابراین میتوان فهمید چرا لیوانو کومننسیا، با وجود شکست سنگین کوراسائو مقابل آلمان، خوشحال بود. او گفت:
من در جام جهانی گل زدم و تاریخسازی کردم.
هنوز هم انگار باورش نمیشد چه کاری انجام داده است.
او ادامه داد:
از حدود 5 سالگی و زمانی فوتبال را شروع کردم، چنین رؤیایی داشتم. تبدیل شدن این رویا به واقعیت حس فوقالعادهای است.
در حقیقت در مورد چیزی فراتر از رویا برای کوراسائو صحبت میکنیم. حضور در جام جهانی، برای کوراسائو یک معجزه کامل محسوب میشود؛ کوچکترین کشوری که تاکنون به جام جهانی راه یافته است. در ورزشگاه هیوستون، جایی که کومننشیا این لحظه رؤیایی را رقم زد، تقریباً میشد نیمی از جمعیت ۱۵۰ هزار نفری این جزیره را جا داد.
بعد از آنکه او توپ را از کنار مانوئل نویر عبور داد و بازی را به تساوی کشاند، صدای هواداران چنان بود که انگار همه مردم کوراسائو در ورزشگاه حضور دارند. برای لحظهای این تصور به وجود آمد که شاید کوراسائو بتواند آلمان، قهرمان چهار دوره جام جهانی را واقعاً به دردسر بیندازد.
اما بعد همهچیز به سمت دیگری رفت.
وقفه نوشیدن آب در میانه نیمه، درست دو دقیقه پس از گل، در بدترین زمان ممکن فرا رسید و هرگونه شتاب و ریتمی که کوراسائو میتوانست بگیرد را متوقف کرد. سپس نیکو اشلوتربک با ضربه سر آلمان را دوباره پیش انداخت و پنالتیای که درست پیش از پایان نیمه اول به ثمر رسید، عملاً مسابقه را از حالت رقابتی خارج کرد. وقتی کای هاورتس چند دقیقه مانده به پایان گل هفتم را زد، بازیکنان کوراسائو تنها آرزو میکردند بازی هرچه زودتر تمام شود.
در نگاه اول، این دقیقاً همان نوع نتیجهای بود که مخالفان گسترش جام جهانی درباره آن هشدار داده بودند. استدلال آنها این است که با افزایش تعداد تیمها از ۳۲ به ۴۸، کیفیت مسابقات کاهش مییابد و در نتیجه شاهد بازیهای یکطرفهتر و شکستهای سنگینی مانند این خواهیم بود.
احتمالاً چنین نتایجی بیشتر هم خواهد شد. کیپ ورد روز دوشنبه باید به مصاف اسپانیا، قهرمان اروپا، برود. برزیل شاید مقابل مراکش کمی ناامیدکننده ظاهر شد، اما وقتی جمعه با هائیتی روبهرو شود، احتمالاً شرایط برای هائیتی دشوار خواهد بود. دیدار فرانسه و عراق نیز ممکن است به نتیجهای سنگین منجر شود.
این استدلال بیمنطق نیست.
در جامهای جهانی گذشته نیز شکستهای سنگین وجود داشتهاند، اما استثنا محسوب میشدند. اگر تعداد چنین نتایجی بیش از حد افزایش یابد، از منظر رقابتی دفاع از افزایش تعداد تیمهای جام جهانی دشوار خواهد شد.
این دیدگاه را رئیس یوفا، الکساندر چفرین نیز تأیید کرده است. او گفته بود ساختار جدید مسابقات باعث ایجاد بازیهای بیشتری خواهد شد که «کاملاً غیرجذاب» هستند. همین اظهارات باعث شد ائتلافی از کشورهای کوچکتر — احتمالاً همانهایی که منظور چفرین بودند — بیانیهای در رد این هشدار منتشر کنند. در این بیانیه آمده بود:
برای کیپورد، کوراسائو و ازبکستان، صعود به جام جهانی تحقق یک دستاورد تاریخی و رؤیایی است که نسلها در انتظار آن بودهاند.
در ادامه نیز تأکید شده بود:
برای کشورهای ما چیزی به نام مسابقه بیاهمیت در جام جهانی وجود ندارد.
و اینکه اظهارات چفرین «عمیقاً ناامیدکننده است و تلاشها، فداکاریها و آرزوهای بازیکنان، مربیان، باشگاهها، مدیران فوتبال و هواداران در سراسر جهان را نادیده میگیرد.»
و مخالفت با این حرف نیز دشوار است؛ بهویژه اگر از نزدیک واکنش بازیکنان و هواداران کوراسائو به آن گل را دیده باشید؛ انفجاری از شادی که فقط میتواند از دل کسانی بیرون بیاید که سالها رؤیای چنین لحظهای را در سر داشتهاند، اما شاید هرگز جرأت نکردهاند باور کنند که واقعاً ممکن است رخ دهد.
دیک آدوکات مدتهاست در فوتبال حضور دارد. او در ۷۸ سالگی مسنترین مربی حاضر در جام جهانی است. تقریباً همهچیز را دیده است. با این وجود وقتی دوربینها پیش از بازی روی چهرهاش زوم کردند، چشمانش از اشک سرخ شده بود. و زمانی که کومننسیا گل زد، نزدیک بود دوباره اشکش جاری شود.
او پس از مسابقه گفت:
این احساسات به خاطر شادی مردم کوراسائو است. شاید هم به خاطر سن و سالم باشد، اما در چنین لحظاتی احساسات فوران میکنند. این شادی، با وجود نتیجه بازی، فوقالعاده بود.
دقیقاً نکته اصلی همین است: شادی.
همان موج عظیم احساساتی که پس از به ثمر رسیدن آن گل، در وجود هر هوادار، بازیکن، مربی و شهروند کوراسائویی جاری شد. اینطور نیست که شکست سنگین بعدی اهمیتی نداشته باشد؛ اما آن فقط نیمی از ماجراست. نیمه دیگر فوتبال، همین شادی است.
کومننسیا تنها بازیکن خندان کوراسائو پس از بازی نبود. اگر عبور بازیکنان آلمان و کوراسائو از میکسد زون را تماشا میکردید، احتمالاً به سختی میتوانستید تشخیص دهید کدام تیم هفت گل زده و کدام تیم هفت گل خورده است. دلیلش این بود که آن یک گل برای کوراسائو، ارزشمندتر از هفت گل آلمان بود.
آنها میدانستند کاری انجام دادهاند که شاید از دستاورد آلمان هم بزرگتر باشد؛ زیرا به همه کسانی که به کشورشان تعلق دارند، لحظهای هدیه دادهاند که هرگز فراموش نخواهد شد. بنابراین، بله؛ گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم احتمالاً کیفیت کلی مسابقات را کاهش میدهد. احتمالاً بازیهای یکطرفه بیشتری هم به همراه خواهد داشت. اما اگر بهای لحظاتی مانند گل تاریخی کوراسائو همین باشد، بهایی است که همه ما باید با آن کنار بیاییم.
به قلم نیک میلر برای اتلتیک


