طرفداری- بازنده امروزمان تیم ملی فرانسه در جام جهانی 2006 است که با اخراج باورنکردنی و جنجالی کاپیتان و فوق ستارهاش، زین الدین زیدان، از رسیدن به دومین قهرمانی جهان، باز ماند.
قبل از حادثه
جام جهانی ۲۰۰۶ قرار بود آخرین رقص زیزو در مستطیل سبز باشد؛ پرده پایانی نمایشنامهای که خود او کارگردانش بود. زیدان از بازنشستگی در تیم ملی برگشته بود تا آخرین و کاملترین نسخه از هنر ناب خود را به جهانیان عرضه کند.
در یکچهارم نهایی و در تقابل با برزیلِ پرستاره، او برزیلیتر از تمام سلسائو میرقصید و در میانه میدان به جادوگرانی چون رونالدینیو و کاکا، درس فوتبال میداد؛ نمایشی که به عنوان یکی از بینقصترین عملکردهای فردی تاریخ جام جهانی ثبت شد. تک گل صعودبخش در نیمهنهایی برابر پرتغال و سپس آن ضربه پنالتی «پاننکا»ی دیوانهوار در فینال مقابل جانلوئیجی بوفون؛ همه چیز برای رستگاری نهایی مهیا بود.
زیدان با سه گل زده و یک رهبری فرازمینی، فرانسه را تا آستانه لمس دوبارهی آسمان بالا کشیده بود. او در آن تورنمنت، دیگر یک بازیکن نبود، بلکه رهبر ارکستری بود که با توپ، آخرین سمفونی زندگیاش را مینواخت.
بعد از حادثه
اما در دقیقه ۱۱۰، در دل التهاب و خستگی فینال، ناگهان رشته نازک منطق پاره شد. دیالوگی زهرآلود با مارکو ماتراتزی که سالها بعد مشخص شد در خصوص خواهر زیزو بوده، کافی بود تا فرشتهی نجات فرانسویها به یک طغیانگر بیپروا تبدیل شود. ضربه سر کوبنده زیدان به سینه مدافع ایتالیایی، نه فقط ماتراتزی، که امیدهای یک ملت را سرنگون کرد. با بیرون آمدن کارت قرمز، سکوتی مرگبار ورزشگاه المپیک برلین را فرا گرفت.
سپس، آن قاب تاریخی، حماسی و جانسوز شکل گرفت: زیدان با شانههایی افتاده و سری افکنده، در حال ترک آخرین میدان نبرد زندگیاش است. او از کنار کاپ طلایی جام جهانی عبور میکند؛ جامی که در فاصله چند سانتیمتریاش روی پایه میدرخشید، اما زیزو حتی نیمنگاهی به آن نمیاندازد. او از کنار افتخار گذشت و در تاریکی تونل ورزشگاه محو شد. جامی که تنها چند دقیقه با در آغوش کشیدنش فاصله داشت، در کنار قامتِ خسته و تنهای مرد شماره ۱۰، به نماد بزرگترین و تلخترین حسرت تاریخ فوتبال تبدیل شد.
فرانسه بدون کاپیتان و قلب تپندهاش در ضربات پنالتی فرو ریخت و جام را به ایتالیا واگذار کرد. اما تصویر زیدان که جام را جا میگذارد، از خود نتیجه بازی ماندگارتر شد. او با این تراژدی نشان داد که حتی خدایان فوتبال هم رویینتن نیستند؛ مردی که در آخرین ثانیههای حضورش در فوتبال، غرور و خشم انسانیاش را به لمس دوبارهی جام طلایی ترجیح داد و با یک پایان ناتمام، برای همیشه در تاریخ جاودانه شد.



