طرفداری- بازنده امروزمان تیم ملی ایتالیا در جام جهانی 2002 است که از بد حادثه مقابل میزبانی باید قرار میگرفت که در آن دوره زمین و زمان را به هم دوخت تا به هر قیمتی که شده خود را در مراحل پایانی تورنمنت ببیند.
قبل از حادثه
جام جهانی ۲۰۰۲ برای ایتالیا تنها یک تورنمنت معمولی نبود؛ یک ماموریت مقدس برای رستگاری و پایان دادن به طلسمهای بیرحمانه دهههای گذشته بود. آتزوری با لشکری از ترسناکترین گلادیاتورهای عصر خود پا به خاور دور گذاشت؛ نسلی تکرارنشدنی با نبوغ فرانچسکو توتی، قدرت ویرانگر کریستین ویری، ظرافت الساندرو دلپیرو، دستان مطمئن جانلوئیجی بوفون و در رأس همه آنها، پائولو مالدینیِ بزرگ.
برای کاپیتان اسطورهای که سالها پیراهن لاجوردی را با خون و عرق تطهیر کرد و طعم تلخ حذف در سالهای ۱۹۹۰، ۱۹۹۴و ۱۹۹۸ را چشید، این جام، آخرین فرصت برای لمس افتخاری به حساب میآمد که پیشتر، بارها از چنگش گریخته بود. ایتالیا با تمام قوا آمد تا پادشاهی بلامنازع خود را بر فوتبال جهان دیکته کند و هیچ ارتشی در مستطیل سبز به اندازه آنها شایسته فتح این نبرد به نظر نمیرسید.
بعد از حادثه
اما سرنوشت لاجوردیپوشان نه با تاکتیک، هنر ساقها و تعصب دفاعی، که با سوتهای زهرآلود یک داور اکوادوری به نام بایرون مورنو در ورزشگاه دائجون رقم خورد. نبرد مرحله یکهشتم نهایی مقابل کره جنوبی میزبان، خیلی زود از یک مسابقه فوتبال به یک میدان اعدام ناعادلانه و نمایشی شرمآور از بیعدالتی بدل شد.
با وجود برتری زودهنگام با گل ویری، ایتالیاییها زیر باران لگدها و خطاهای وحشیانه بازیکنان کره که با سکوت و لبخندهای معنادار قاضی میدان همراه میشد، به معنای واقعی کلمه قطعهقطعه شدند. چهره خونآلود فرانچسکو کوکو و ضربه عمدی استوکهای بازیکن حریف به سر مالدینی در محوطه جریمه، تنها بخشی از این تراژدی تاریک بود.
در وقتهای اضافه، دشنههای نامرئی یکی پس از دیگری بر پیکر ایتالیا فرود آمدند؛ گل کاملاً سالم دامیانو توماسی به بهانه واهی آفساید مردود اعلام شد و فرانچسکو توتی، طراح اصلی حملات آتزوری، در محوطه جریمه سرنگون شد اما به جای اعلام پنالتی، با کارت قرمزی مضحک و توهینآمیز به اتهام فریب داور از زمین اخراج گشت تا ایتالیا ده نفره در برابر یک ملت و یک داور بجنگد.
تراژدی در دقیقه ۱۱۷ با ضربه سر و «گل طلایی» آن یونگ هوان تکمیل شد؛ گلی که همچون خنجری زهرآگین بر قلب فوتبال ایتالیا فرود آمد و قانون بیرحم گل طلایی، حکم مرگ آتزوری را در همان لحظه امضا کرد. در آن ثانیههای شوم، قابی ابدی و جانکاه در تاریخ جام جهانی ثبت شد: پائولو مالدینی، با چشمانی پر از حسرت، ناباوری و خشم فروخورده، در حالی که ایستاده بود به نقطهای نامعلوم خیره ماند.
کاپیتان بزرگ آتزوری در آخرین سکانس حضورش در جام جهانی، به جای بالا بردن جام طلایی، قربانی بزرگترین سرقت تاریخ فوتبال شد. اگر آن سوتهای کثیف، گلوی ایتالیا را در دائجون نمیفشرد، بیشک سرنوشت آن نسل طلایی تغییر میکرد و مالدینی بزرگ، وداعی شایسته با عظمت و شکوه نام ابدیاش میداشت.



