طرفداری- بازنده امروزمان تیم ملی اسپانیا و کوله باری از ستارگان آنها در جام جهانی 2002 است که همانند ایتالیای همان دوره، قربانی امتیازهای باورنکردنی میزبانی شد که به کره جنوبی رسید.
قبل از حادثه
جام جهانی ۲۰۰۲ برای اسپانیا، نویدبخش پایان یک طلسم تاریخی بود. ماتادورها با نسلی طلایی و تیمی بینقص پا به میدان گذاشته بودند و فرناندو مورینتس، در قامت یک مهاجم قاتل اما نجیب، شمشیر بُرنده آنها بود. در غیاب رائول مصدوم، تمام امیدهای یک ملت بر شانههای شماره ۹ سنگینی میکرد.
اسپانیا در یکچهارم نهایی به مصاف کره جنوبیِ میزبان رفت، اما آنچه در چمن ورزشگاه گوانگجو رخ داد، فوتبال نبود؛ یک اعدام دستهجمعی و از پیش طراحیشده بود. اسپانیا بارها دروازه حریف را گشود، اما هر بار پرچمهای دروغین و سوتهای شوم داور (جمال الغندور)، حقیقت را ذبح کردند. اوج این تراژدی، گل طلایی و کاملاً سالم مورینتس در وقتهای اضافه بود که با بهانهای واهی مردود اعلام شد. مورینتس در آن لحظه، چونان جنگجویی بود که نه با شمشیر حریف، که با خنجری از پشت در تاریکی مجروح شده بود.
بعد از حادثه
کابوس ۱۲۰ دقیقهای بیعدالتی، سرانجام به ضربات پنالتی کشیده شد. روانِ از همگسیختهی ماتادورها در برابر ارادهی میزبان و اشتباه خواکین، حکم به حذف اسپانیا داد. کره جنوبی صعود کرد، اما قاب ماندگار آن روز تاریک، نه جشن تیم برنده، بلکه چهره درهمشکسته و اشکهای بیامان فرناندو مورینتس بود.
مورینتس در میانه میدان دستانش را بر صورتش گذاشت؛ شانههایش از شدت گریه میلرزید و سیل اشکهایش، قلب هر بینندهای را در سراسر جهان به درد آورد. گریههای او، اشکِ تلخِ شکست در یک رقابت عادلانه نبود؛ ضجههای مردی بود که شاهد به یغما رفتن رویای یک ملت در روز روشن بود.
تصویر چهرهی گریان و چشمان سرخ مورینتس، به نماد ابدی یکی از سیاهترین روزهای تاریخ جام جهانی تبدیل شد؛ صلیبی از حسرت و بیعدالتی که اسپانیا تا سالها مجبور به حمل آن بود، تا زمانی که اشکهای آن روز در گوانگجو، در جامهای بعدی به طلای ناب بدل شد.



