طرفداری | گاهی اوقات، ورزشکاران در رسانهها اظهارنظرهایی میکنند که فراتر از یک مصاحبه معمولی، به جرقهای برای یک بحث فرهنگی بزرگ تبدیل میشود. جرمی دوکو، ستاره تیم ملی بلژیک و باشگاه منچسترسیتی، اخیراً در چنین موقعیتی قرار گرفت. آنچه در ابتدا تنها یک تمایل انسانی ساده برای حضور در کنار همسرش در زمان تولد نخستین فرزند بود، به سرعت به موضوعی برای قضاوتهای اخلاقی و جنجالهای بیپایان در رسانههای ورزشی جهان تبدیل شد.
آغاز ماجرا: یک اظهارنظر ظاهراً معمولی!
پیش از بازی افتتاحیه بلژیک در جام جهانی، جرمی دوکو در گفتگوی مطبوعاتی پیرامون وضعیت فرم بدنی و تاکتیکهای دریبلزنی خود صحبت میکرد. در پایان، او بهطور گذرا به موضوع بارداری شریک زندگیاش اشاره کرد:
احتمال دارد فرزندم پیش از پایان مسابقات به دنیا بیاید. من خیلی دوست دارم آنجا باشم؛ هیچ پدری نمیخواهد چنین لحظهای را از دست بدهد. میدانم که فدراسیون از این موضوع مطلع است و باید ببینیم چه کاری میتوانیم انجام دهیم.
در آن لحظه، این اظهارنظر نه تنها بحثبرانگیز نبود، بلکه حتی به تیتر گزارشهای اصلی روزنامههای بلژیکی از جمله Derniere Heure نیز راه نیافت. اما در عرض چند روز، این سه جمله به تیتر اول رسانهها و سوژه حملاتِ تند بدل شد.
وقتی فوتبال به قرون وسطی بازمیگردد!
موج واکنشها علیه این بازیکن ۲۴ ساله، فضای ورزشی بلژیک و سپس فرانسه را فرا گرفت. این واکنشها نشان داد که در ورای درخشش ورزشگاهها، دیدگاههای به شدت سختگیرانهای درباره اولویتِ «شغل» بر «خانواده» وجود دارد.
کنایه تند تلویزیونی: گرت ورهین، ملیپوش سابق بلژیک، به شوخی گفت که دوکو در اتاق زایمان «چرخ پنجمِ تخت همسرش» (آدمِ اضافی) است و تنها کاری که میتواند بکند، تشویق همسرش است. انتقاد مربی سابق: گونتر جیکوبز، مربی جوانان دوکو، نگاهی سختگیرانهتر داشت:
وقتی به جام جهانی میروید، یعنی انتخاب کردهاید که بازی کنید. بچه بعداً هم هست.
خشمِ جهانی: بحث زمانی به اوج رسید که فرانس پیرون، مجری شبکه اکیپ فرانسه، در اظهارنظری جنجالی گفت:
این موضوع من را خشمگین میکند. وقتی شانس حضور در جام جهانی را دارید، صدها بازیکن هستند که آرزوی جای شما را دارند. شما میخواهید آن را رها کنید؟ پدر نقش خاصی ندارد؛ او فقط یک تماشاگر است که دست همسرش را میگیرد...
این جملات، تصویری از جهان در سال ۲۰۲۶ را ترسیم کرد که گویی با تمام پیشرفتهایش، هنوز درگیر کلیشههای کهن است؛ دورانی که نشریه اتلتیک از آن با طعنه به عنوان «عصر تاریکی، فقط با دندانهای صافتر» یاد میکند.

آیا «بچه که همیشه هست» استدلال درستی است؟
منتقدان دوکو همواره یک جمله مشترک دارند: «بچه که همیشه هست.» این استدلالی است که در سال ۲۰۲۴ نیز از سوی گیلبرت آرناس، ستاره سابق NBA، در انتقاد از رودی گوبرت (که بازیهای پلیآف را برای تولد فرزندش از دست داد) مطرح شد.
اما این استدلال، یک نقطه کور بزرگ دارد: «تجربه کردنِ لحظه».
وقتی پدر در اتاق زایمان حضور ندارد، او آن لحظه حیاتی، آن پیوند غریزی با نوزاد و آن تجربهی مشترک با شریک زندگیاش را از دست میدهد. حضور پدر تنها برای کودک نیست؛ بلکه برای حمایت از مادری است که در حال پشتسر گذاشتن یکی از دردناکترین و پراسترسترین تجربیات زندگیاش است. همانطور که براهیم اسلوم، قهرمان سابق بوکس، در پاسخ به آن مجری فرانسوی گفت:
تو با حضور در آنجا، به شریک زندگیات پیام میدهی که: من در این سنگر، کنار تو هستم.
چرا ورزش، «همه چیز» نیست؟
این بحث، تقابلی میان «اهمیت حرفه» و «انسانیت» است. منتقدان میگویند که بازیکن انتخاب کرده است در تیم باشد. اما آیا یک بازیکن حق ندارد تغییر عقیده دهد؟ آیا فشارِ «صدها نفری که آرزوی جایگاه تو را دارند» باید مانع از رفتارهای انسانیِ یک فرد شود؟
واقعیت تلخ اما ساده این است: ورزش حرفهای، هرچقدر هم که زیبا و لذتبخش باشد، در نهایت یک «شغل» است. ورزش شما را در پیری مراقبت نخواهد کرد، در روز پدر به شما تبریک نمیگوید و وفاداریاش به شما به اندازه درخشش شما در زمین است. جرمی دوکو در دوران حرفهای خود صدها بازی بزرگ دیگر را تجربه خواهد کرد و فرصتهای زیادی برای حضور در جامهای جهانی خواهد داشت. اما لحظهی تولد اولین فرزند، یک لحظه منحصربهفرد و تکرارناشدنی است.
همانطور که الکسیس کارانتونیس، ستوننویس نشریه Derniere Heure، در سرمقاله خود نوشت:
اگر جرمی دوکو مجبور شد در میانههای جام جهانی به سمت زایشگاه پرواز کند، فقط دو جمله باید به او گفت: تبریک میگوییم و پرواز امنی داشته باشی.
برگردانی از اتلتیک



