بیایید به ۲۰ سال گذشته رجوع کنیم و امروز رو مثل اینده ببینیم

+شاید آن زمان شما یک نوجوان یا یک جوان بوده باشید

حالا خودتون رو جای اون فردی که ۲۰ سال پیش بود بزارین و چهره خانواده خودتون رو تصور کنید و کسایی که اون زمان بودن و نبودن رو لیست کنید و حتما تو این  تصور ذهنی خودتون رو با سن X-20 مجسم کنید

حالا شاید پدر و مادرتون یا پدر بزرگ و مادر بزرگ تون زنده بودن و الان نیستن یه شاید خواهر و برادری که داشتین و از دنیا رفتن 

دقیقا با اینا فکر کنید و قطعا افسوس میخورید

حالا بیاید این روند رو تا ۲۰ دقیقه ادامه بدیم،هر سال رو تو یک دقیقه خلاصه کنید و رد بشین و همین الان رو بررسی کنید،ببینید کیا الان هستن و اون زمان هم بودن و سپس تغییرات شون رو برسی کنید 

شاید یک شخص مهم تو زندگی تون هست که نسبت به ۲۰ سال پیش پیر شده و به آخر عمرش رسیده و الان حدود ۸۰ سال اش شده

ادامه میدیم

حالا به چهره افراد دور و برت خوب نگاه کن و افسوس بخور چون ما داریم میریم به ۲۰ سال بعد 

الان ۲۰ سال آینده رو تصور کن و این متنی که داشتی درحال حاضر میخوندی رو متصور باش

حالا همه اینایی که میبینی یه خاطره اس و درواقع تو شخصی هستی که درحال حاضر X+20 سال سن داری و درحال مرور خاطرات ات هستی و الان انگار تو خاطره خودت داری این متنی که ۲۰ سال پیش خوندی رو یه مرور کوتاه میکنی

حالا دوباره اطافیان ات رو تو X+20 سال ات متصور باش

کلی از افرادی که به عنوان خانواده در کنارت بودن دیگه نیستن و تو میخوای برگردی به ۲۰ سال گذشته و خاطرات ات رو مرور کنی  و الان رو میبینی و فرصت تغییر رو حالا پیدا میکنی

عجیبه ،نه؟

من فرصت جبران رو برات فراهم کردم و تویی که X+20 سال داری و کلی افراد مهم زندگی تو بدون توجه به اینکه ممکنه یه روزی نباشن از دست دادی رو برگردوندم به سن X سالگی و تو فرصت جبران داری

اول مطلب بهت گفتم همه چی تو ۲۰ دقیقه مرور میشه!

الان در نظر بگیر بهت خبر نبود شخص خیلی مهم زندگی تو دادم و گفتم ۲۰ دقیقه دیگه نیست و حالا تو باید جوری باهاش رفتار کنی که انگار ۲۰ دقیقه دیگه کنارت نیست و درواقع برای درک عمق فاجعه اینو بدون که درحال حاضر این متن یک خاطره شد و هرگز اولین باری که این متن رو خوندی برنمیگرده و درسته میگی همین مثلا ۱۰ دقیقه پیش بود و زمان زیادی نگذشته ولی چیزی که موند خاطره اس مثل یک ویدئو و تو هرگز نمیتونی فضا _زمان رو به عقب برگردونی

گاها شنیدی که میگن زمان مثل طلاس و خیلی با ارزشه ولی من  میگم طلا هیچ ارزشی در مقابل زمان نداره

مثلا تصور کن

بریم  ۲۰ سال اینده که تو پدرت رو از دست دادی و میگی کاش برای یک بارم شده پدرم رو میدیدم و الان تو خاطرات ات برگشتی به ۲۰ سال گذشته که الانه

پدرت میاد میگه پسرم فلان کار من مونده بیا اونو انجام بده و تو میگی بابا من خودم کلی کار دارم خودت انجام بده ،تو درحالت عادی نق میزنی ولی وقتی این تصور رو پیدا کردی با نهایت احساسات قبول میکنی 

این وقتی که داری رو از دست نده تا مثل اکثر افراد حسرت نخوری

شنیدی میگن افراد وقتی با ارزش میشن که قاب عکس شن؟

این همون موقعیت رو برات ایجاد میکنه و باعث میشه علاوه بر دیوانه شدن ،فرد عاقلی باشی و گذر زمان رو احساس کنی