در فوتبال امروز، گل زدن دیگر همیشه پایان یک لحظه نیست؛ گاهی آغاز یک انتظار است. توپ وارد دروازه میشود، ورزشگاه منفجر میشود، بازیکنان شادی میکنند، اما ناگهان همهچیز متوقف میشود. داور دستش را به گوش میبرد، نگاهها به صفحههای بزرگ ورزشگاه دوخته میشود و چند ثانیه یا حتی چند دقیقه بعد، مشخص میشود آیا آن لحظه واقعاً وجود داشته است یا نه. فناوری کمکداور ویدئویی، یا همان VAR، با وعده نزدیکتر کردن فوتبال به عدالت وارد زمین شد؛ اما همزمان پرسشی تازه را پیش روی این بازی گذاشت: آیا عدالت فناورانه همیشه تجربه فوتبال را بهتر میکند.
گلی که بود، اما نبود
در دیدار ایران و بلژیک، در دقیقه ۲۵ مسابقه، یک ضربه ایستگاهی برای ایران به دست آمد؛ صحنهای که با خلاقیت احسان حاجصفی و هماهنگی او با مهدی طارمی به یکی از لحظههای جالب بازی تبدیل شد. حاجصفی بهجای ارسال قابل پیشبینی، توپ را هوشمندانه در مسیر طارمی فرستاد؛ حرکتی تمرینشده که دفاع بلژیک را برای لحظهای غافلگیر کرد. طارمی نیز با ضربهای دقیق توپ را از کنار تیبو کورتوا، دروازهبان بزرگ بلژیک و رئال مادرید عبور داد و توپ وارد دروازه شد.
برای لحظهای کوتاه، همهچیز شبیه یک گل کامل بود؛ حاصل خلاقیت در ضربه ایستگاهی، هماهنگی دو بازیکن و غافلگیری دفاع حریف. اما شادی دوام چندانی نداشت. بازی برای بررسی صحنه متوقف شد و پس از دو دقیقه انتظار، داور با اتکا به بازبینی ویدئویی (VAR) اعلام کرد که در شروع حرکت، موقعیت آفساید شکل گرفته است. به این ترتیب گلی که در زمین به ثمر رسیده بود، در ثبت رسمی مسابقه به عنوان گل پذیرفته نشد؛ لحظهای که بهخوبی نشان میدهد چگونه فناوری میتواند مرز باریک میان آنچه در زمین رخ میدهد و آنچه در چارچوب دقیق قوانین ثبت میشود را تعیین کند.
از ومبلی لندن تا اتاق ویدئو
ورود VAR به فوتبال نتیجه دههها بحث درباره خطاهای داوری بود. تاریخ این بازی پر از لحظههایی است که تصمیمهای انسانی مسیر مسابقهها و حتی جامها را تغییر دادهاند.
در فینال جام جهانی ۱۹۶۶، ضربه جف هرست برای تیم ملی انگلستان به تیر دروازه برخورد کرد و روی خط یا شاید پشت آن فرود آمد. داور گل را پذیرفت و آن تصمیم به یکی از مشهورترین بحثهای داوری تاریخ فوتبال تبدیل شد.
دو دهه بعد، در جام جهانی ۱۹۸۶، گل معروف دیگو مارادونا در برابر انگلستان نمونه دیگری از خطایی بود که داوران از دیدنش بازماندند؛ گلی که تأثیر بزرگی بر مسیر مسابقه و در نهایت قهرمانی آرژانتین گذاشت.
سال ۲۰۱۰ نیز گل پذیرفتهنشده فرانک لمپارد برای انگلستان مقابل آلمان دوباره این بحث را زنده کرد. ضربه او پس از برخورد به تیر دروازه کاملاً از خط گذشته بود، اما داور آن را گل اعلام نکرد.
همین سلسله اشتباهها بود که فیفا را ابتدا به استفاده از فناوری خط دروازه در سال ۲۰۱۴ و چند سال بعد به معرفی VAR در جام جهانی ۲۰۱۸ رساند.
فوتبال دقیقتر شد؛ اما آیا عادلانهتر هم شد؟
با ورود VAR، دقت تصمیمهای کلیدی داوری بهطور محسوسی افزایش یافته است. برآوردها نشان میدهد پیش از استفاده از این سیستم، حدود ۸۲ درصد از تصمیمهای مهم داوری درست بودند؛ رقمی که با کمک VAR به حدود ۹۶ درصد رسیده است. به بیان سادهتر، بسیاری از خطاهای آشکاری که پیشتر سرنوشت مسابقهها را تغییر میدادند، اکنون اصلاح میشوند.
با این حال مسئله فوتبال تنها دقت آماری نیست. تجربه این بازی بیش از هر چیز به جریان لحظهها وابسته است؛ همان لحظهای که توپ ناگهان وارد دروازه میشود و هزاران نفر در کسری از ثانیه از جا برمیخیزند.
وقتی برای رسیدن به چند درصد دقت بیشتر، این لحظهها در انتظار بررسیهای چنددقیقهای متوقف میشوند، پرسش تازهای شکل میگیرد: آیا افزایش دقت همیشه به معنای تجربه عادلانهتر و رضایتبخشتر است؟
به همین دلیل بحث درباره VAR تنها یک بحث فنی درباره آمار نیست؛ بلکه گفتوگویی است درباره اینکه فوتبال تا چه اندازه باید میان دقت تصمیمها و جذابیت جریان طبیعی بازی تعادل برقرار کند.
عدم قطعیت؛ مهمان تازه فوتبال
هدف اصلی VAR کاهش عدم قطعیت در تصمیمهای داوری بود. اما در عمل، شکل تازهای از عدم قطعیت وارد فوتبال شده است. اکنون بسیاری از لحظهها (بهویژه گلها) تا چند ثانیه یا حتی چند دقیقه در وضعیت تعلیق قرار میگیرند.
تماشاگران و بازیکنان دیگر مطمئن نیستند که شادی یک گل تا پایان باقی خواهد ماند یا نه. حتی وقتی توپ وارد دروازه میشود، نگاهها به داور و سپس به اتاق VAR دوخته میشود. نتیجه این است که تجربه بازی، بهویژه در لحظههای حساس، نوعی انتظار و تردید را در خود جای داده است.
تلاقی دو VAR
جالب آنکه اصطلاح VAR تنها در فوتبال به کار نمیرود. در اقتصادسنجی نیز VAR مخفف (Vector Autoregression) است؛ مدلی آماری که برای تحلیل سیستمهایی با متغیرهای بههمپیوسته استفاده میشود.
در چنین مدلهایی، هیچ متغیری بهتنهایی عمل نمیکند. تغییر در یک عامل میتواند بر سایر عوامل اثر بگذارد و در طول زمان به واکنشهای زنجیرهای منجر شود.
فوتبال نیز در عمل چنین سیستمی است. جریان بازی، تمرکز بازیکنان، خستگی، فشار روانی، تاکتیکها و شتاب حملات همگی بر یکدیگر اثر میگذارند. ورود VAR را میتوان نوعی شوک برونزا به این سیستم پیچیده دانست؛ مداخلهای که با هدف اصلاح یک بخش از بازی انجام میشود، اما بر رفتار کل سیستم اثر میگذارد.
وقتی قواعد بازی عوض میشود
در اقتصاد، نقد مشهور رابرت لوکاس به سیاستگذاری دقیقاً بر همین نکته تأکید میکند: وقتی قواعد یک سیستم تغییر کند، رفتار بازیگران آن نیز تغییر خواهد کرد.
در فوتبال نیز VAR تنها یک ابزار فنی نیست؛ بلکه قواعد تصمیمگیری را تغییر داده است. مدافعان در برخی موقعیتها محتاطتر شدهاند، مهاجمان به خطوط آفساید حساستر نگاه میکنند و بازیکنان در بسیاری از صحنهها امیدوارند که اتاق VAR خطایی را تشخیص دهد.
به بیان دیگر، VAR نهتنها تصمیمهای داوری را اصلاح میکند، بلکه رفتار بازیکنان و حتی ریتم مسابقه را نیز تغییر میدهد.
خلاقیت در زمین، ایدهها در اقتصاد
در نظریه رشد درونزا در اقتصاد، اقتصاددانانی مانند پل رومر تأکید میکنند که نوآوری و خلاقیت نقش اصلی در رشد و توسعه اقتصادی دارند. محیطهایی که بیش از حد تحت کنترل و نظارت قرار میگیرند، گاه ممکن است انگیزههای خلاقانه را تضعیف کنند.
فوتبال نیز تا حدی بر همین اصل استوار است. زیبایی این بازی در لحظههای غیرقابل پیشبینی، تصمیمهای آنی و خلاقیت بازیکنان شکل میگیرد. اگر هر حرکت در زمین بازی دائماً زیر ذرهبین بازبینیهای میلیمتری قرار گیرد، ممکن است بخشی از همان آزادی، جسارت و خلاقیت که فوتبال را جذاب میکند، کاهش یابد.
VAR؛ تنظیمگری یا مقررات زدایی؟
در اقتصاد، یکی از بحثهای مهم ترکیب بهینه میان تنظیمگری و مقرراتزدایی است. مقررات برای جلوگیری از خطا و بینظمی ضروریاند، اما مقررات بیش از حد نیز میتواند کارایی و خلاقیت را محدود کند.
VAR را میتوان نمونهای از یک ابزار تنظیمگر در فوتبال دانست. هدف آن جلوگیری از خطاهای بزرگ است، اما اگر دامنه استفاده از آن بیش از حد گسترده شود، ممکن است جریان طبیعی بازی را مختل کند.
از این منظر، برخی پیشنهاد میکنند که VAR باید بیشتر بر «خطاهای واضح و تعیینکننده» تمرکز داشته باشد؛ همان تصمیمهایی که میتوانند نتیجه مسابقه را تغییر دهند. چنین رویکردی نوعی تنظیمگری هوشمند است: استفاده از فناوری برای اصلاح بسیار آنی اشتباههای بزرگ، بدون آنکه هر لحظه از بازی به فرآیند بررسیهای طولانی تبدیل شود.
فوتبال همیشه ترکیبی از مهارت، شانس، خطا و پیشبینیناپذیری بوده است. همین ویژگیهاست که آن را به یکی از جذابترین بازیهای جهان تبدیل کرده است.
VAR بدون تردید دقت تصمیمهای داوری را افزایش داده و بسیاری از بیعدالتیهای آشکار را کاهش داده است. اما در عین حال، تجربه تازهای از توقف، انتظار و بازبینی را نیز وارد فوتبال کرده است.
چالش اصلی شاید نه رد کامل فناوری باشد و نه پذیرش بیچونوچرای آن، بلکه یافتن تعادلی میان عدالت فناورانه و روح انسانی مسابقه است.
فوتبال بدون عدالت کامل نیست، اما بدون هیجان نیز جذاب و فوتبال نخواهد بود. هنر اصلی در آن است که فناوری به فوتبال کمک کند، بیآنکه جای خود فوتبال را بگیرد. زیرا در نهایت، فوتبال بیش از آنکه مجموعهای از تصمیمهای میلیمتری باشد، روایتی از همان لحظههایی است که در کسری از ثانیه قلب یک ورزشگاه را به تپش درمیآورد.


