متن آهنگ میترسم آیهان بزازی

گرچه التماس من بود سدِ راهِ رفتنِ تو

ولی جاده بازه عشقم ، واسهٔ برگشتنِ تو

با هیاهو رفتی اما توی خاموشی شکستم

دوتا زانوم سهمِ من بود که بغل کردم نشستم

نمیترسم من از خاموشی و شب‌ و‌ سیاهی

اگرچه تا دَمِ مُردن نمونده حتی راهی

نمیترسم که روزا رنگ‌ خاکستر بگیرن

تموم شه زندگی تو لحظه ای و یک نگاهی

من از تنهایی میترسم نبودت آخر دنیاست

میدونم تا ابد رفتی دوباره دیدنت رویاست

من که با پای پیاده تا تهِ قصه رسیدم

جای دستامُ فقط رو ، شونه های سایه دیدم

پشتِ هر طلوعِ تقویم ، یه غروبِ پُرِ غم بود

واسه من تو این غروبا گرمیِ دستِ تو کم بود

نمی‌خوام بی‌تو این دنیا رو حتی یک دقیقه

تو نیستی لحظه‌هام زندونیِ دستِ حریقه

نمی‌خوام بی‌تو شب‌هام صبحِ فردا رو ببینن

که شاید خاطراتت توی آغوشم بمیرن

من از تنهایی میترسم نبودت آخر دنیاست

میدونم تا ابد رفتی دوباره دیدنت رویاست