طرفداری | جام جهانی 2014 را به یاد دارید؟ 2018 را چطور؟ قبل از آن را چطور؟ جامهای جهانی 1978، 1998 و 2006؟ حستان در این تورنمنتهای بزرگ ملی چه بود؟ چیزی جز موفقیت برای ایران؟ چیزی جز استرس و اضطراب تا آخرین لحظه برای لمس رویاها و تحقق خواستهها؟ حالا جامهای جهانی 2022 و 2026 را هم قطعا به یاد دارید؛ حستان چطور بود؟ همین چند سوال کافی است تا متوجه تغییر روندی درونتان شوید که ناراحتکننده است.
وقتی سال 2014 به جام جهانی رسیدیم، همینکه پس از سالها دوباره در این آوردگاه بزرگ بودیم، بس بود. هرچند جدال نزدیک با آرژانتین باعث رویاپردازی شد. در سال 2018 رویاهایمان پس از پیروزی در بازی اول برابر مراکش و مساوی مقابل پرتغال نزدیکتر به نظر میرسید. اما شاید اشتباه میکردیم. شاید اول باید ظرفیت آدمها را میدیدیدم و پس از آن شروع به بالا بردن بازیکنانی میکردیم که بارها و بارها در امتحانهای مهم رد شدند. بازیکنانی که پول برایشان مهمترین دغدغه است، 1000 میلیارد هم داشته باشند، دنبال چند 10 میلیون بیشتر هستند!
بعد از سال 2018، بازیکنان تیم ملی رویهای اشتباه را در پیش گرفتند. بازیکنانی که روزگاری محبوب مردم بودند، تغییر رویه دادند و با مصاحبههای بیجا و رفتارهای اشتباه، مسیری را پیش گرفتند که یک دریا بین دو جزیره شد؛ یکی جزیره برخی از مردم و دیگری جزیرهای که بازیکنان در آن هستند.
واقعیت امر این است پروپاگاندای رسانههای نزدیک به تیم ملی، یک موضوع را تبدیل به باوری اشتباه کرده است؛
همه مردم، تیم ملی را دوست دارند!
آیا این موضوع باورکردنی است؟ آیا میتوان چشمان خود را روی بخشی از جامعه بست؟ نمیتوانیم درصد بگوییم ولی بدون شک بخشی از جامعه، اگر نگوییم تیم ملی را دوست دارند، حداقل حسی نسبت به آن ندارند. دلیلش هم مشخص است؛ برخی مصاحبهها و رفتارهایی که برخی بازیکنان طی سالهای اخیر داشتند.
بازیکنان تیم ملی پرادعا هستند؛ سال پیش را به یاد دارید؟ به چشمان من و شما زل زدند و مدعی بودند بهترین نسل تاریخ فوتبال ملی ایران هستند! با چه دستاوردی؟ به خاطر صعودهای متوالی از مرحله گروهی جام جهانی یا قهرمانیهای پشت سر هم در جام ملتهای آسیا؟ به خاطر کدامشان شما بهترین نسل تاریخ فوتبال ملی ایران هستید؟ نسلی که قهرمان جام ملتهای آسیا شد باید چه بگوید؟
مگر فقط به ادعا و حرف زدن است؟ این نسل تیم ملی تمام شد اما هیچوقت یاد نگرفت حرفش را در زمین بزند، هیچوقت یاد نگرفت در انتها نتایج و کارنامه هستند که بیانگر کیفیت عملکرد شما خواهند بود، نه حرف زدن با خبرنگاران.
قطعا باید به اینفانتینو ایراد گرفت که حریف آمریکا نمیشود و فوتبال را سیاسی کرده ولی قبل از اینکه این مسائل پیش بیاید، خود بازیکنان تیم ملی بودند که فوتبال را با سیاست قاطی کردند. خود بازیکنان تیم ملی بودند که عکسهای متعددی از آنها درآمد و...
نسل فعلی تیم ملی دوستداشتنی بود ولی حالا دوستداشتنی نیست، طی سالها روندی را طی کرد که به این نقطه رسید. نسل فعلی فقط ادعا بود و ادعا، سر بزنگاههای تاریخی به جای آنکه به دنبال حل مشکل باشد، بحث قضا و قدر را وسط کشید. وقتی تیم ملی باخت، همه مقصر شدند جز خود بازیکنان و کادرفنی.
کسی نمیگوید چرا نیوزیلند را نبردید که راحت صعود کنید، کسی نمیگوید چرا پنالتیتان را گل نکردید که ببرید، کسی نمیگوید چرا در جام ملتهای آسیا مقابل ژاپن در سال 2019 همه به سمت داور یورش بردید که آن فاجعه رخ ندهد، کسی نمیگوید چرا از بهانههایمان قویتر نمیشویم، چرا به جای کار درست، همه چیز را به دعا واگذار میکنیم!
خطاب به نسل فعلی باید گفت بدرود، شما پایان نسلی هستید که ادعا داشت ولی کارایی نه، مصاحبههای قشنگ قشنگ داشت ولی نتیجه نه. بروید شاید هویت تیم ملی دوباره بازنگری شود، شاید تیم ملی دوباره همان تیم ملی دوستداشتنی شود که دلمان از صبح بازی برایش شور بزند، بازیکنانش در زمین نتیجه بگیرند و بعد مصاحبه بکنند. تاریخ از تیم ملی فعلی به نیکی یاد نخواهد کرد، نه از لحاظ دستاوردی، نه از لحاظ محبوبیت...



