طرفداری | «کُـلُمبیا! کُـلُمبیا!» از سکوهای ورزشگاه هارد راک در میامی این شعار بیوقفه به گوش میرسید؛ آنقدر که برای لحظهای تصور میکردی مسابقه نه در میامی گاردنز آمریکا، بلکه در ورزشگاه بارانکیای کلمبیا برگزار میشود. سکوها سراسر زردپوش بود؛ دیواری از هواداران کلمبیا که با پیراهنهای کارلوس والدراما، آندرس اسکوبار و خامس رودریگس، ورزشگاه را به خانه تیم ملی کشورشان تبدیل کرده بودند.
مدت زمان پرواز از بوگوتا (پایتخت کلمبیا) تا میامی تقریباً با پرواز از نیویورک به میامی برابری میکند؛ سفری کوتاه، کمتر از چهار ساعت. نزدیکی به وطن، در کنار جمعیت پرشمار کلمبیاییهای ساکن فلوریدا، باعث شد بلیت دیدار سرنوشتساز گروه K برابر پرتغال به پرتقاضاترین بلیت مرحله گروهی تبدیل شود. کریستیانو رونالدو نیز عامل مهم دیگری بود؛ ستاره اصلی پرتغال و جاذبهای بزرگ برای میلیونها هوادارش. اما زمانی که رونالدو برای گرم کردن وارد زمین شد و تصویرش روی نمایشگر بزرگ ورزشگاه نقش بست، موجی از هو شدن سراسر ورزشگاه را فرا گرفت. انگار کلمبیا در خانه خود بازی میکرد. این شرایط، کار را برای پرتغال دشوارتر هم کرد.

روبرتو مارتینز برای آمادهسازی تیمش پیش از این مسابقه، اردوی پرتغال را در منطقه پالم بیچ، نزدیک میامی، برپا کرده بود تا بازیکنانش هرچه بیشتر با گرما و رطوبت شدید فلوریدا سازگار شوند. در مقابل، کلمبیا دو سال پیش فینال کوپا آمریکا را دقیقاً در همین ورزشگاه برگزار کرده بود؛ تجربهای که نهتنها جایگاه این تیم را بهعنوان نایبقهرمان آن رقابتها نشان میداد، بلکه ثابت میکرد بازیکنانش کاملاً با شرایط آبوهوایی این منطقه آشنا هستند.
برخلاف هوای خنک سواحل شرقی آمریکا، جایی که انگلیس ساعاتی پیش از این دیدار در باران سرد نیوجرسی مقابل پاناما به میدان رفته بود، میامی آبوهوایی بسیار گرم و شرجی داشت. از همان ابتدا مشخص بود که این مسابقه، حتی برای تیمی به قدرت پرتغال روی کاغذ، قرار نیست دیداری آسان باشد. هواداران کلمبیا نیز ورزشگاه هارد راک میامی را عملاً به خانه خود تبدیل کرده بودند. با این حال، میزان مشکلاتی که پرتغال در این بازی با آن روبهرو شد، همچنان غیرمنتظره بود. جالبتر اینکه کلمبیا هم با تمام نفرات اصلی خود به میدان نرفته بود.
نستور لورنزو سه تغییر در ترکیب تیمش ایجاد کرد. او لوئیس سوارز را که فصل گذشته با پیراهن اسپورتینگ لیسبون در تمامی رقابتها ۳۸ گل به ثمر رسانده بود، از ترکیب اصلی کنار گذاشت. دنیل مونیوز نیز با وجود گلزنی در دو مسابقه نخست مرحله گروهی برابر کنگو و ازبکستان، کار را از روی نیمکت آغاز کرد. لورنزو همچنین ترجیح داد روی یوهان موخیکا ریسک نکند، زیرا این مدافع تنها یک کارت زرد تا محرومیت فاصله داشت.
در سوی دیگر، جون لوکومی و جفرسون لرما نیز دقیقاً در همین شرایط قرار داشتند، اما با توجه به اهمیت این مسابقه، در ترکیب اصلی قرار گرفتند. آنها بهخوبی میدانستند که روی لبه تیغ حرکت میکنند و تنها یک اشتباه یا دریافت یک کارت زرد کافی است تا دیدار مرحله یکشانزدهم نهایی مقابل غنا را از دست بدهند. از نظر تئوری، این شرایط باید به سود پرتغال تمام میشد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداد.
اگر منطقی نگاه کنیم دست سرمربی پرتغال اصلاً خالی نیست و او میتواند روی یکی از بهترین خطوط میانی این جام جهانی حساب کند. به عنوان مثال زمانی که او تصمیم گرفت ژوائو نوس را از ترکیب اصلی خارج کند، روبن نوس را در کنار ویتینیا به میدان فرستاد. ویتینیا نیز بازی را با آمار خیرهکننده ۱۰۰ درصد پاس صحیح به پایان رساند. با این حال، در پایان مسابقه مارتینز در اعترافی جالب مدعی شد:
با وجود اینکه بهترین خط هافبک جام را داریم نتوانستیم جریان بازی را کنترل کنیم یا از تواناییهای فردی بازیکنانمان به بهترین شکل استفاده کنیم.
بهترین بازیکن پرتغال در این مسابقه، که عنوان بهترین بازیکن میدان را نیز به دست آورد، دیوگو کاستا، دروازهبان این تیم بود. کلمبیا در این دیدار ۲۴ شوت به سمت دروازه پرتغال ثبت کرد؛ آماری که بیشترین تعداد شوت این تیم در تاریخ حضورش در جام جهانی محسوب میشود. رکورد قبلی کلمبیا ۲۳ شوت برابر آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ بود؛ همان مسابقه تلخی که با گل به خودی سرنوشتساز آندرس اسکوبار برای همیشه در تاریخ فوتبال ماندگار شد.
اگر درخشش دیوگو کاستا و همچنین تصمیم دقیق اندرو لیندزی، کمکداور مسابقه، نبود، پرتغال این بازی را واگذار میکرد. لیندزی با تشخیص اینکه گل داوینسون سانچس در وقتهای تلفشده تنها به اندازه نوک انگشت پا در موقعیت آفساید قرار داشت، یکی از دقیقترین و شاید بهترین تصمیمهای داوری این تورنمنت را به ثبت رساند.
در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی مارتینز اذعان داشت که صدرنشینی کلمبیا در گروه اهمیت چندانی نداشت؛ حتی اگر این نتیجه باعث میشد پرتغال در مرحله یکشانزدهم نهایی بهجای غنا با کرواسی روبهرو شود و در صورت صعود نیز بهجای سوئیس یا الجزایر، احتمالاً با اسپانیا دیدار کند. او گفت:
برد، باخت یا تساوی امروز هیچ تفاوتی ایجاد نمیکرد. هدف ما این است که هشت مسابقه در این جام انجام دهیم.
از نظر او، مهم نبود که حریفان چه تیمهایی باشند. مارتینز همچنین توضیح داد که مرحله گروهی را فرصتی برای آمادهسازی تیمش برای مراحل حذفی میداند. او در هر سه دیدار مرحله گروهی، بین دو نیمه دست به تعویض زد و در مجموع از ۲۲ بازیکن حاضر در فهرست خود استفاده کرد؛ بهعبارت دیگر، تقریباً به همه نفرات تیم فرصت بازی داد، و همه بازیکنان اصلی تعویض شدند بهجز یک نفر. آن یک نفر کریستیانو رونالدو بود. او در تمام دقایق هر سه مسابقه در زمین حضور داشت. مقابل کلمبیا نیز بهترین موقعیتی که به دست آورد به دلیل آفساید از دست رفت. او در کارهای دفاعی کمتر به عقب بازمیگشت و تنها زمانی با گامهایی آرام شروع به دویدن میکرد که تیم پرتغال باید از یک ضربه کرنر دفاع میکرد. حتی نخستین اقدامش پس از وقفه ابتدایی برای نوشیدن آب نیز از دست دادن توپ بود.
پیش از آغاز مسابقه، فردی که با پوشیدن لباس کامل تیم خود را شبیه کریستیانو رونالدو کرده بود، کنار تونل ورزشگاه منتظر او ایستاده بود. پس از پایان بازی نیز یکی از اینفلوئنسرها در منطقه میکسدزون دستش را برای «مشتزدن دوستانه» به سمت رونالدو دراز کرد. رونالدو هم متقابلاً دستش را جلو برد، اما به محض برخورد مشتها، آن اینفلوئنسر از شدت هیجان روی زمین افتاد و شروع به گریه کرد.
برای بعضیها تشخیص اینکه روبرتو مارتینز واقعاً سرمربی پرتغال است یا یکی از همین شیفتگان رونالدو، چندان آسان نیست. او همچنان با تمام وجود از رونالدو حمایت میکند؛ نه فقط به این دلیل که ستاره پرتغالی در دومین دیدار مرحله گروهی مقابل ازبکستان دو گل به ثمر رساند، بلکه چون خاطرات تابستان گذشته هنوز زنده است؛ زمانی که رونالدوی ۴۱ ساله با گلزنی مقابل آلمان و اسپانیا در نیمهنهایی و فینال لیگ ملتهای اروپا، بار دیگر ارزشهایش را ثابت کرد.
وقتی از مارتینز پرسیده شد که آیا مانند لیونل اسکالونی و استاله سولباکن، به استراحت دادن به رونالدو در سومین بازی مرحله گروهی فکر کرده بود یا نه - همانطور که اسکالونی به لیونل مسی و سولباکن به ارلینگ هالند استراحت دادند - پاسخش کاملاً صریح و قاطع بود. او گفت:
بدیهی است که ما برای تصمیمگیری، بازیکنان تیم خودمان را با بازیکنان تیمهای دیگر مقایسه نمیکنیم. چنین کاری بسیار بچگانه و کاملاً غیرحرفهای است. میتوانم بگویم که ما تمام اطلاعاتی را که بهصورت زنده در جریان مسابقه دریافت میکنیم و همچنین دادههایی را که در تمرینات به دست میآوریم، بهدقت زیر نظر داریم. همیشه امکان ایجاد تغییر وجود دارد. امروز از انرژی ژوائو نوس برای ۴۵ دقیقه استفاده کردیم و سپس روبن نوس را برای ۴۵ دقیقه به میدان فرستادیم. دیوگو دالوت و ژائو کانسلو را هم به کار گرفتیم.
او در ادامه توضیح داد:
موضوع بیشتر به قدرت ذهنی، حفظ انضباط در جایگیری و ایجاد فضا برای الگوهای هجومی تیم مربوط میشود. از نظر بدنی یا ذهنی، هیچ مشکلی وجود نداشت که کریستیانو امروز ۹۰ دقیقه کامل بازی کند. شاید در مسابقه بعدی نیاز به تغییر داشته باشیم، اما این موضوع درباره هر بازیکن دیگری هم صدق میکند. ما بر اساس اطلاعات تصمیم میگیریم.
حتی در ورزشگاه هارد راک نیز هیچ فشاری از سوی هواداران برای ورود گونسالو راموس، تنها مهاجم نوک ذخیره پرتغال، و جانشینی او به جای رونالدو وجود نداشت. چهار سال پیش، در جام جهانی قبلی در قطر، راموس انگار قرار بود دوران ملی رونالدو را به پایان برساند. او در ورزشگاه لوسیل به جای رونالدو در ترکیب اصلی قرار گرفت و با هتتریک فراموشنشدنیاش مقابل سوئیس، نقش اصلی پیروزی ۶ بر ۱ پرتغال در مرحله یکهشتم نهایی را ایفا کرد.
راموس از آن فرصت نهایت استفاده را برد و بهعنوان آینده خط حمله پرتغال شناخته شد. او آن زمان تنها ۲۱ سال داشت و تابستان بعد با قراردادی ۶۵ میلیون یورویی از بنفیکا راهی پاری سن ژرمن شد. همین هفته نیز میلان با پرداخت مبلغی حتی بیشتر، رکورد نقلوانتقالات تاریخ باشگاهش را برای جذب او شکست. با وجود اینکه راموس اکنون دو بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده، نقش محوری در این موفقیتها نداشته است؛ هرچند در فینال ماه می برابر آرسنال، نخستین ضربه پنالتی پاری سن ژرمن را در ضربات پنالتی به گل تبدیل کرد. او فصل گذشته تنها شش گل در لیگ فرانسه به ثمر رساند. مارتینز نیز در دیدار برابر جمهوری دموکراتیک کنگو، تنها هشت دقیقه به او فرصت داد؛ آن هم نه به جای رونالدو، بلکه در کنار او که زمانی بسیار کوتاه برای اثرگذاری بود.
آیا این تنها گزینه پرتغال برای جانشینی رونالدو در نوک خط حمله است؟ پاسخ مثبت است؛ مگر اینکه استفاده از رافائل لیائو یا دیگر وینگرها در نقش مهاجم کاذب را هم یک گزینه بدانید. در این جام، رونالدو همچنان میان دو تصویر متفاوت در نوسان است؛ از یک سو یک اسطوره و از سوی دیگر یک محدودیت تاکتیکی به حساب میآید. دلیل این وضعیت نیز نبود رقابت واقعی و همچنین بیمیلی مارتینز به بررسی جدی تنها گزینه جایگزین اوست.
سرمربی اسپانیایی وعده داده است که عملکرد پرتغال در مرحله گروهی را بهطور کامل بررسی کند و با آغاز مرحله حذفی، تغییرات لازم را در تیمش اعمال کند. اما اگر قرار باشد همین حالا روی یکی از این دو تیم برای رسیدن به مراحل بالاتر این رقابتها شرط ببندید، کافی است به صدای هواداران حاضر در ورزشگاه هارد راک گوش دهید. «کُلُمبیا! کُلُمبیا!»



