طرفداری | در روزهایی که بار سنگین شرایط اقتصادی و دغدغه‌های گوناگون اجتماعی، توان چندانی برای افکار عمومی باقی نگذاشته است، حتی برگزاری معتبرترین تورنمنت فوتبالی جهان یعنی جام جهانی ۲۰۲۶ نیز نتوانسته فوتبال را به اولویت اول اکثریت جامعه تبدیل کند. در چنین وضعیتی، برای مردم مطلقاً اهمیتی ندارد که فلان مجری تلویزیونی روی آنتن زنده رسانه ملی درباره فلان مسابقه چه کلماتی را به زبان آورده است؛ اما اگر تریبون نقد باز نشود، این روند آسیب‌زا که متأسفانه سال‌هاست به استاندارد و روتینِ برنامه‌های ورزشی صداوسیما تبدیل شده، با شدتی بیشتر به مسیر خود ادامه خواهد داد.

موضوع به تحلیل یک مسابقه فوتبال در آن سوی دنیا برمی‌گردد؛ جایی که یک مجری تلویزیونی با فرار رو به جلو، تساوی دو تیم دیگر را «مسخره» و «خارج از منطق» می‌خواند. پازل متناقض این رفتارها دقیقاً از همین‌جا شکل می‌گیرد.

اول از همه، ما از طرف تیم‌های ملی اتریش و الجزایر از شما و تریبون یک‌طرفه‌تان عذرخواهی می‌کنیم! پوزش ما را بپذیرید که آن‌ها بازی خود را مدیریت کردند تا به مرحله بعدی صعود کنند.

الجزایر و اتریش هر دو از تیم‌های باکیفیت این تورنمنت هستند که علاوه بر نمایش یک فوتبال حساب‌شده و مدیریت صحیح جریان مسابقه، نشان دادند عیار بالایی دارند؛ چرا که در طول بازی هر زمان گلی رد و بدل شد، تیم مقابل تقریباً بلافاصله و با برنامه‌ای مشخص پاسخ طرف روبه‌رو را داد. مدیریت بازی برای تضمین صعود، یک اصل عقلانی در فوتبال حرفه‌ای است، نه پدیده‌ای عجیب که نیاز به برآشفتن روی آنتن زنده داشته باشد.

  شجاع خلیل زاده پس از بازی ایران و مصر در جام جهانی ۲۰۲۶  

عینک توهم را بردارید؛ این «تیمِ محبوب» بار فنی نداشت

تأسف‌بار است که یک مجری تلویزیونی، تریبون رسمی و ملی کشور را به شعبه دوم روابط عمومی کادر فنی تبدیل کند و هر نقد دلسوزانه و تحلیل کارشناسی را با ادبیاتی تهاجمی، چاله‌میدانی و در سطح لیدرهای مواجب‌بگیر سکوها پاسخ دهد. این نوع برخورد و زبان‌گشودن به توهین علیه منتقدان، فراتر از یک اشتباه رسانه‌ای، سقوط کامل استانداردهاست.

انگار آقایان فراموش کرده‌اند که وظیفه دارند بازتاب‌دهنده حقیقت عریان فوتبال باشند، نه سدی برای ماله‌کشی روی ناکامی‌ها و تعیین‌تکلیف با چماق کلمات برای مخاطب! وقت آن رسیده که این ویترین فریب و عینک توهم را در هم بشکنید و دست از گروگان‌گرفتن آنتن زنده برای خوش‌آمد فلان رئیس و سرمربی بردارید. فوتبال ایران با هوچی‌گری تاکتیک‌پذیر نمی‌شود و این ادبیات فرومایه، تنها ماهیت واقعی حامیان این شکست را برملا می‌کند.

کادر فنی مورد حمایت شما، در مسابقات این دوره مطلقاً بار فنی نداشت و در نهایت نتوانست از آسان‌ترین گروه ممکن در تاریخ حضور ایران در جام‌های جهانی صعود کند. حقیقت درون زمین مشخص شد:

  1. این تیم باید نیوزیلند را که از نظر رنکینگ فیفا بدترین تیم حاضر در کل جام جهانی بود، شکست می‌داد اما به سختی توانست یک تساوی کسب کند.
  2. ناتوانی در استفاده از فرصت‌ها: این تیم باید در طول نزدیک به ۵۰ دقیقه که بلژیکِ ده نفره مقابلش قرار داشت، موقعیت‌سازی می‌کرد و به نتیجه بهتری دست می‌یافت.
  3. درماندگی برابر پادشاه یک‌چشم: این تیم حتی توانایی کسب نتیجه‌ای مقتدرانه برابر مصر را هم نداشت؛ تیمی که در آن گروه نابینایان، حکم پادشاه تک‌چشم را داشت!

شما اگر در زمین مسابقه کار خود را درست انجام می‌دادید و حداقل نیوزیلند را شکست می‌دادید، امروز مجبور نبودید چشمان خود را به مانیتور بدوزید و منتظر نتایج دیدارهای اکوادور - آلمان، غنا - کرواسی، کنگو - ازبکستان، سنگال - عراق یا الجزایر - اتریش بمانید تا پس از ناکامی خود، زمین و زمان را متهم به تبانی و توافق پشت پرده کنید.

ما هم کاملاً قبول داریم و درک می‌کنیم که شرایط تیم ملی در خارج از مستطیل سبز اصلاً خوب نبود؛ حواشی پیرامونی و مشکلات سفر به ایالات متحده آمریکا کار را سخت کرده بود و همین که تیم توانست در مسابقات حاضر شود، جای تقدیر دارد. اما آیا دفاع و حمایت تمام‌قد فنی از کارنامه این تیم منطقی است؟

به کارنامه تیم ملی به عنوان نماینده سید دو در جام جهانی نگاه کنید: هم‌گروهی با ضعیف‌ترین تیم سید یک (بلژیک) و بدترین تیم تورنمنت از نظر رنکینگ (نیوزیلند)، در نهایت به سه تساوی بی‌کیفیت ختم شد. تیمی که هیچ‌کدام از گل‌های زده‌اش روی کار گروهی، ساختار تاکتیکی و تمرین‌شده به ثمر نرسید و تمام گل‌های دریافتی‌اش روی اشتباهات اساسی، ابتدایی و ساختاری در خط دفاعی و فردی بود.

آیا چنین کارنامه‌ای نباید مورد نقد صریح فنی قرار بگیرد؟ چرا باید منتقدان چنین ساختار لرزانی با اهانت مواجه شوند؟

مشکل اصلی اینجاست که شما، اساتید و همکاران‌تان طی سالیان اخیر در رسانه ملی، آن‌قدر از شکست‌ها و ناکامی‌ها «حماسه» و «دست‌آورد» ساخته‌اید که کلماتی مثل پیروزی، شایسته‌سالاری و اقتدار فوتبالی را کاملاً فراموش کرده‌اید.

یک‌بار برای همیشه باید به این روند در صداوسیما پایان داده شود. دست از حمایت‌های چشم‌بسته، مصلحتی و رفاقتی بردارید؛ چرا که فوتبال در دنیای واقعی با تعارف، خط‌ونشان کشیدن برای منتقدان و متهم کردن تیم‌های دیگر پیش نمی‌رود. واقعیت فوتبال همان نمرات ضعیف مدافعان و حذف تلخ از مرحله گروهی است، نه رویاپردازی‌های روی آنتن زنده.