طرفداری | هرچه سنم بالاتر می‌رود، بیشتر متوجه می‌شوم که درباره مهاجمان اشتباه فکر می‌کردم؛ و هری کین بهترین نمونه برای این تغییر دیدگاه من است. وقتی جوان بودم، فکر می‌کردم گلزنان بزرگ ذاتاً این‌گونه به دنیا آمده‌اند. باور داشتم تمام‌کنندگی یک غریزه است؛ یا آن را داری یا نداری. احتمالاً همین تصور را درباره خودم هم داشتم.

حالا شاید با توجه به تمام دستاوردهای هری این حرف عجیب به نظر برسد، اما فکر نمی‌کنم او قرار بود از ابتدا به همین بازیکن تبدیل شود. دقیقاً همین موضوع، بیش از هر چیز دیگری، باعث شده او را دوست داشته باشم. به همین دلیل است که بدون هیچ تردیدی او را بهترین مهاجم تاریخ فوتبال انگلیس می‌دانم.

بعضی بازیکنان با استعدادهایی به دنیا می‌آیند که آموزش‌دادنی نیستند؛ سرعتی انفجاری یا تعادلی خارق‌العاده. اما بزرگ‌ترین استعداد هری جسمانی نیست، بلکه ذهنی است. سال‌ها پیش زمانی را با او گذراندم تا در تاتنهام یک برنامه آموزشی درباره هنر گلزنی فیلم‌برداری کنیم. وقتی درباره تمرین، تکرار و ریزه‌کاری‌های تمام‌کنندگی صحبت می‌کرد، خیلی زود متوجه می‌شدی که هیچ‌کدام از موفقیت‌هایش اتفاقی نبوده است. او خودش را ساخته است.

آلن شیرر هم همین ویژگی را داشت و هری دقیقاً همان ذهنیت را دارد؛ بی‌وقفه، وسواسی و کاملاً متقاعد که اگر بیشتر از بقیه تلاش کند، از همه بهتر خواهد شد. در طول سال‌ها لیونل مسی و حالا کیلیان امباپه را تماشا کرده‌ام؛ فوتبالیست‌هایی که به خاطر کارهایی که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند انجام دهد، باعث می‌شوند از جای خودتان بلند شوید. هری هرگز برای من چنین بازیکنی نبوده است؛ با این حال، بدون شک بهترین تمام‌کننده فوتبال جهان است.

پای چپ، پای راست، ضربه سر، والی، پنالتی، ضربات یک‌ضرب و شوت از راه دور؛ هر کاری از او بخواهی، انجام می‌دهد. او ویژگی‌ای را در خود جمع کرده که کمتر مهاجمی به آن دست پیدا می‌کند: قدرت فوق‌العاده ضربه بدون از دست دادن دقت. رابی فاولر هم همین‌طور بود؛ می‌توانست با نهایت قدرت به توپ ضربه بزند و باز هم آن را به گوشه دروازه بفرستد. هری هم دقیقاً همین کار را می‌کند. از نظر من، هیچ‌کس بهتر از او نیست. علاوه بر این، آرامش روانی او در بالاترین سطح ممکن است. هری کین هیچ‌وقت دستپاچه نمی‌شود.

می‌دانم که در بازی اول مقابل کرواسی یک پنالتی را از دست داد، اما اگر در فینال جام جهانی صاحب یک پنالتی شویم، هیچ‌کس را جز هری کین برای زدن آن انتخاب نمی‌کنم. اعصاب این بازیکن از فولاد است. من عاشق تمرکز بی‌نظیر، دوام فوق‌العاده و این هستم که تقریباً هیچ‌وقت مصدوم نمی‌شود. از همه مهم‌تر، بازی او هر سال بهتر شده است. حتی در ۳۲ سالگی هم هرگز فکر نمی‌کند که حالا دیگر می‌تواند به دستاوردهایش تکیه کند و دست از پیشرفت بردارد. این همان ذهنیت نخبه‌وار و سخت‌کوشی اوست.

هرچه بیشتر از دوران بازنشستگی‌ام می‌گذرد و بازی را تحلیل می‌کنم و به نوجوانان آموزش می‌دهم، بیشتر ارزش هنر گلزنی را درک می‌کنم. به همین دلیل همیشه به والدین می‌گویم که برای بالا بردن سطح بازی مهاجمان مستعد جوان عجله نکنند. همه هیجان‌زده می‌شوند وقتی یک کودک ۱۰ ساله مدام گل می‌زند و می‌خواهند او را سه رده سنی بالاتر ببرند. این اشتباه است. سخت‌تر کردن شرایط برای یک مهاجم و این‌که او را در موقعیتی قرار دهید که موقعیت‌های کمتری برای گلزنی داشته باشد، راه پیشرفت نیست. بگذارید بر بازی مسلط باشد. بگذارید در هر مسابقه شش یا هفت فرصت گلزنی داشته باشد. فقط این‌گونه است که می‌فهمد چه روشی برایش بهتر جواب می‌دهد.

خیلی زود در دوران فوتبالم فهمیدم که ترجیح می‌دهم توپ را با چیپ از روی سر دروازه‌بان عبور دهم تا این‌که از کنارش رد کنم. این ترجیحات را فقط با تکرار صدها و هزاران بارِ موقعیت‌های مشابه کشف می‌کنی. در نهایت، این کارها تبدیل به غریزه می‌شوند. اگر همین حالا هم، با این سن، یک توپ جلوی پایم بیندازید، دقیقاً می‌دانم چه نوع ضربه‌ای باید بزنم، چون دهه‌ها این موقعیت‌ها را تمرین کرده‌ام.

هری هم همین مسیر را طی کرده است و به همین دلیل تمام‌کنندگی او این‌قدر ساده و طبیعی به نظر می‌رسد. اما این فقط استعداد نیست. حتی اگر او بداند و ما هم بدانیم که قرار است چه ضربه‌ای بزند، آیا مدافعان یا دروازه‌بان‌ها می‌توانند جلویش را بگیرند؟ به هیچ وجه!

تنها انتقادم از هری، انتقالش به بایرن مونیخ است. همان موقع هم این را گفتم و هنوز هم نظرم عوض نشده است. مزایای این انتقال را درک می‌کنم و امیدوارم تیم ملی انگلیس هم در هفته‌های آینده از آن بهره ببرد. بازی همه‌جانبه او بسیار پخته شده است؛ هم به میانه میدان می‌آید، هم بازی‌سازی می‌کند و هم گل می‌زند. با این وجود و از نظر مسیر حرفه‌ای، سطح او از بوندسلیگا بالاتر است

بعد از حضور هری، بیشتر بازی‌های بوندسلیگا را تماشا کرده‌ام و باید بگویم به جز بایرن، سطح لیگ بسیار معمولی است. هفته بعد از هفته، او برای تیمی بازی می‌کند که مالکیت توپ، کنترل زمین و خلق موقعیت را در اختیار دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی گل‌های زیادی بزند.

اما هنوز هم معتقدم شکستن رکورد بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر انگلیس، دستاورد ارزشمندتری خواهد بود. او شایسته رسیدن به آن رکورد بود. بعد از پایان قراردادش با تاتنهام هم می‌توانست از میان بهترین باشگاه‌ها انتخاب کند. منچستر یونایتد حاضر بود هر کاری برای جذب او انجام دهد. شاید حتی بهتر بود قبل از انتقال ارلینگ هالند، راهی منچسترسیتی می‌شد. قهرمانی در بوندسلیگا با بایرن قرار نبود جایگاه او را تعریف کند، چون بایرن تقریباً همیشه قهرمان این لیگ می‌شود. اگر بایرن قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده بود، شاید نگاه ما متفاوت‌ می‌شد. 

با این حال، هیچ‌کدام از این حرف‌ها احساس من نسبت به هری کین را تغییر نمی‌دهد. او فوتبالیستی فوق‌العاده، کاپیتانی برجسته و انسانی ارزشمند است. مهم‌تر از همه، او یک الگوست؛ الگویی که نشان می‌دهد لازم نیست حتماً مثل لیونل مسی، پله یا دیگو مارادونا با استعداد خارق‌العاده به دنیا آمده باشی. گاهی بزرگ‌ترین بازیکنان، همان‌هایی هستند که هرگز از تلاش برای بهتر شدن دست نمی‌کشند.

 

- به قلم مایکل اوون برای دیلی میل