طرفداری | اولیور کان به بررسی دلایل سومین ناکامی متوالی آلمان در جام جهانی پرداخته است. 

پرونده جام جهانی 2026 برای آلمان بسیار زودتر از چیزی که انتظار داشتیم بسته شد و این تیم با پذیرش شکست در ضربات پنالتی مقابل پاراگوئه حذف شد. حذف آلمان در مرحله یک‌شانزدهم‌نهایی، صدای کارشناسان و بازیکنان سابق فوتبال آلمان را درآورده است و در این میان، اولیور کان هم از دیدگاه خودش این ناکامی را بررسی کرده است. دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال آلمان در لینکدین نوشت: 

بحث درباره اینکه سرمربی بعدی تیم ملی آلمان چه کسی باشد، چشم‌پوشی از اصل ماجراست. 

سه سرمربی در یک نقطه شکست خورده‌اند: یواخیم لوو، هانسی فلیک و یولیان ناگلزمان. سه سبک متفاوت در فوتبال، سه شیوه متفاوت در رهبری، اما یک نتیجه یکسان: حذف در مرحله گروهی جام‌های جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ و اکنون نیز شکست مقابل پاراگوئه در مرحله یک‌شانزدهم‌نهایی. وقتی سه مربی با رویکردهای متفاوت همگی در یک نقطه ناکام می‌شوند، یعنی ریشه مشکل بسیار عمیق‌تر از نیمکت تیم است.

یک صحنه بیش از هر آمار و تحلیلی توانست این حذف را به تصویر بکشد. زمانی که به اواخر ضربات پنالتی رسیده بودیم، دیدیم که یوسوا کیمیش دنبال بازیکنی می‌گشت که مسئولیت زدن ضربه بعدی را بپذیرد. از نگاه من، این مهم‌ترین تصویر این شکست بود. یک تیم بزرگ در چنین لحظه‌ای به دنبال داوطلب نمی‌گردد؛ بلکه بازیکنانی دارد که خودشان توپ را مطالبه می‌کنند. توانایی حفظ تصمیم‌گیری و عملکرد زیر شدیدترین فشار، اتفاقی نیست؛ این ویژگی در طول سال‌ها ساخته می‌شود، زمانی که یک بازیکن جوان بارها یاد می‌گیرد مسئولیت بپذیرد، اشتباه کند، از شکست نترسد و باز هم برای لحظه بعدی پیش‌قدم شود.

آلمان با کمبود استعداد روبه‌رو نیست. این تیم از فوتبالیست‌هایی در سطحی استثنایی بهره می‌برد. آنچه کم دارد، روحیه و اعتمادبه‌نفسی است که در حساس‌ترین لحظه، مسئولیت را بدون تردید بر عهده بگیرد. کسی که مسئولیت را نمی‌پذیرد، شاید خود را از خطر شکست حفظ کند، اما هم‌زمان فرصت تاریخ‌سازی را نیز از دست می‌دهد. این موضوع فقط درباره بازیکنان نیست؛ درباره هر سازمانی نیز صدق می‌کند. یک سازمان قدرتمند را با موفقیت‌های مقطعی نمی‌شناسند، بلکه با توانایی‌اش در پرورش مداوم عملکردهای بزرگ می‌سنجند؛ جایی که مسئولیت‌پذیری آموزش داده می‌شود، الگو قرار می‌گیرد و به یک عادت تبدیل می‌شود.

شاید بزرگ‌ترین سوء برداشت ما همین باشد. ما شیفته ارائه عملکرد قوی در سطح جهانی هستیم، اما معمولاً حاضر نیستیم بهای رسیدن به آن را بپردازیم. می‌خواهیم بدون تحمل فشار حداکثری به سطح قهرمانی برسیم و بدون فداکاری، نتایجی استثنایی به دست آوریم؛ در حالی که چنین چیزی ممکن نیست. مدام درباره این بحث می‌کنیم که چه کسی باید برود و امیدواریم ناجی بعدی از راه برسد، اما کمتر از خود می‌پرسیم چرا سال‌هاست همان الگوهای تکراری را بازتولید می‌کنیم. چهره‌ها را عوض می‌کنیم و نامش را «تغییر» می‌گذاریم، در حالی که پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است.

لحظه تعیین‌کننده از زمانی آغاز نمی‌شود که بازیکن پیراهن تیم ملی را بر تن می‌کند؛ بلکه سال‌ها پیش شکل می‌گیرد، در همان روزی که یک فوتبالیست جوان می‌آموزد مسئولیت چیزی نیست که به دیگری واگذار شود، بلکه باید آن را پذیرفت. استعداد، یک بازیکن را به جام جهانی می‌رساند؛ اما این مسئولیت‌پذیری است که تعیین می‌کند او و تیمش تا کجای مسیر در آن تورنمنت باقی خواهند ماند.