طرفداری | بدون تردید، خط حمله تیم ملی فرانسه یکی از برجستهترین پدیدههای جام جهانی ۲۰۲۶ بوده است. خروسها پس از کسب پیروزی در هر سه دیدار مرحله گروهی، در مرحله یکهشتم نهایی نیز با نتیجه ۳ بر صفر از سد سوئد گذشتند و تا زمان نگارش این گزارش، با ۱۳ گل زده، بهترین خط حمله رقابتها را در اختیار دارند.
همانطور که انتظار میرفت، کیلیان امباپه سهم عمدهای از این گلها را به خود اختصاص داده است؛ ستاره باشگاه رئال مادرید در چهار بازی نخست خود تاکنون شش بار موفق به گلزنی شده است. در سوی دیگر، عثمان دمبله، برنده توپ طلای ۲۰۲۵، تنها با دو گل کمتر از امباپه و لیونل مسی در رقابت برای کسب کفش طلای جام جهانی حضور دارد؛ آماری که بیش از هر چیز مدیون هتتریک درخشان او در پیروزی ۴ بر ۱ مقابل نروژ است؛ دیداری که صعود و صدرنشینی فرانسه در گروه I را قطعی کرد.
در همین حال، مایکل اولیسه هنوز موفق به گلزنی نشده است؛ هرچند ضربه قیچیبرگردان دیدنی او برابر سوئد پس از برخورد به تیرک دروازه به گل تبدیل نشد. با این وجود، ستاره بایرن مونیخ تاکنون با ثبت پنج پاس گل، نقشی کلیدی در موفقیتهای فرانسه ایفا کرده است. از سوی دیگر، شاید مهمترین نشانه قدرت تهاجمی فرانسه این باشد که دیدیه دشان توانسته بدون افت کیفیت، بین بردلی بارکولا و دزیره دوئه چرخش ایجاد کند؛ دو بازیکنی که تاکنون مجموعاً سه گل به ثمر رساندهاند.
بنابراین اگر این خط حمله مهارنشدنی تا پایان رقابتها به همین روند ادامه دهد، آیا میتواند در جمع برترین خطوط حمله تاریخ جام جهانی قرار بگیرد؟ در ادامه، شش خط حمله برتر تاریخ را مرور میکنیم.
۶. آلمان غربی؛ جام جهانی ۱۹۵۴
هرچند قهرمانی آلمان غربی در جام جهانی ۱۹۵۴ برای بسیاری غیرمنتظره بود، اما هرگز اتفاقی نبود. شاگردان سپ هربرگر در مرحله گروهی شکست سنگینی برابر مجارستان متحمل شدند، اما با روحیهای مثالزدنی در فینال، پس از دریافت دو گل، همان حریف را شکست دادند و جام را بالای سر بردند.
بیتردید نقطه قوت اصلی این تیم، خط حمله آن بود؛ خطی که با رهبری فریتس والتر، کاپیتان تأثیرگذار تیم، شکل گرفته بود. والتر با ثبت ۹ پاس گل همچنان رکورددار بیشترین پاس گل در تاریخ جام جهانی است. در همین دوره، ماکس مورلوک شش گل به ثمر رساند که یکی از آنها گل نخست آلمان غربی در فینال بود؛ دیداری که در آن، این تیم تنها در ۱۰ دقیقه ابتدایی دو بار دروازهاش باز شد.
اما قهرمان اصلی آن روز هلموت ران بود؛ او ابتدا گل تساوی را در ورزشگاه برن به ثمر رساند و سپس شش دقیقه مانده به پایان بازی، گل پیروزیبخش را وارد دروازه مجارستان کرد. همچنین هانس شفر و اوتمار والتر هر کدام چهار گل در این رقابتها به ثمر رساندند و آلمان غربی در مجموع با ۲۵ گل زده، تورنمنت را به پایان رساند؛ آماری که همچنان دومین رکورد برتر گلزنی در تاریخ جام جهانی محسوب میشود.
۵. فرانسه؛ جام جهانی ۱۹۵۸
ژوست فونتن بعدها با جملهای مشهور گفت وقتی بازی پله را در جام جهانی ۱۹۵۸ دید، احساس کرد باید کفشهایش را بیاویزد و فوتبال را کنار بگذارد. بیتردید، پله در همان سنین نوجوانی پدیدهای استثنایی بود، اما فونتن در واقع تواناییهای خود را دستکم گرفته بود. این مهاجم فرانسوی نیز استعدادی کمنظیر و تمامکنندهای مرگبار بود که در همان تورنمنتی که نام پله را جاودانه کرد، تنها در شش بازی ۱۳ گل به ثمر رساند و عنوان آقای گل مسابقات را به دست آورد.
او خود نیز اذعان داشت که از حمایت بسیار باکیفیتی بهره میبرد؛ چرا که روژه پیانتونی و ریمون کوپا در کنار او بازی میکردند. پیانتونی و کوپا هر کدام سه گل در این رقابتها به ثمر رساندند و فرانسه را به مقام سوم جهان رساندند. کوپا همچنین با ثبت ۹ پاس گل در یک دوره جام جهانی، رکوردی را به نام خود ثبت کرد که هنوز هم دستنخورده باقی مانده است.
۴. هلند؛ جام جهانی ۱۹۷۴
جام جهانی ۱۹۷۴ باید نقطه اوج دوران حرفهای یوهان کرویف میبود. او پس از فتح اروپا با آژاکس و ارائه سبک انقلابی «توتال فوتبال»، بهعنوان بزرگترین امید هلند برای رسیدن به قهرمانی در جام جهانی شناخته میشد. برای مدت زیادی نیز به نظر میرسید هیچ تیمی توان مقابله با شاگردان رینوس میخلس را ندارد. کرویف که در کنار دو وینگر فوقالعاده، یعنی جانی رپ و راب رنسنبریک بازی میکرد و از حمایت بینظیر هافبک هجومی یوهان نیسکنس بهره میبرد، با ظرافت، خلاقیت و نوآوری خود جهان فوتبال را مسحور کرد.
او ضمن هدایت هلند به فینال، سه گل به ثمر رساند و سه پاس گل نیز ثبت کرد. حتی یان اولسون، مدافع سوئد، بعدها گفت قربانی شدن در حرکت نمادین «چرخش کرویف» افتخارآمیزترین لحظه دوران حرفهایاش بوده است. اما در اقدامی تأسفبار برای هلند و تمام فوتبالدوستان بیطرف، نارنجیپوشان در دیدار نهایی مقابل تیم ملی فوتبال آلمان غربی برتری یکگله خود را از دست دادند و در نهایت شکست خوردند. با این حال، کرویف عنوان بهترین بازیکن مسابقات را به دست آورد و همتیمیهای درخشانش، رپ، رنسنبریک و نیسکنس که در مجموع ۱۰ گل به ثمر رساندند، نقش انکارناپذیری در ثبت یکی از ماندگارترین نمایشهای تاریخ جام جهانی و حتی تاریخ فوتبال ایفا کردند.
۳. مجارستان؛ جام جهانی ۱۹۵۴
«بزرگترین تیمی که هرگز موفق به فتح جام جهانی نشد»، عنوانی تلخ اما در عین حال رمانتیک که به تیم افسانهای مجارستان تعلق دارد؛ تیمی که در جام جهانی ۱۹۵۴ به مقام نایبقهرمانی رسید. مجاریهای قدرتمند در حالی راهی سوئیس شدند که از سال ۱۹۵۰ هیچ شکستی را تجربه نکرده بودند و به دلیل قدرت خارقالعاده خط حملهشان، تیمی شکستناپذیر به نظر میرسیدند. این خط حمله متشکل از اسطوره فوتبال فرنتس پوشکاش، گلزن بزرگ شاندور کوچیش، پیشگام نقش «مهاجم کاذب» ناندور هیدگکوتی و وینگر تکنیکی زولتان چیبور بود.
از ۲۷ گل مجارستان در این رقابتها، ۲۲ گل توسط این چهار ستاره به ثمر رسید. کوچیش به تنهایی ۱۱ گل زد و سهم بزرگی در صعود تیم گوستاو شبش به فینال داشت؛ آن هم در شرایطی که پوشکاش به دلیل مصدومیت دو دیدار مرحله حذفی برابر برزیل و مدافع عنوان قهرمانی، اروگوئه، را از دست بدهد. با این وجود، مجارستان که همچنان رکورددار بیشترین تعداد گل زده در یک دوره جام جهانی است، در نهایت پس از شکست غیرمنتظره برابر آلمان غربی از رسیدن به جام بازماند؛ دیداری که بعدها با نام «معجزه برن» شناخته شد.
۲. برزیل؛ جام جهانی ۲۰۰۲
جام جهانی ۲۰۰۲ در ژاپن و کره جنوبی، بیش از هر چیز، داستان رستگاری رونالدو نازاریو بود. چهار سال پس از تشنج معروفش پیش از فینال جام جهانی ۱۹۹۸ و شکست برزیل برابر فرانسه، این مهاجم افسانهای با زدن هشت گل در تنها هفت مسابقه، سلسائو را به پنجمین قهرمانی جهان رساند؛ از جمله دو گلی که در پیروزی ۲ بر صفر مقابل آلمان در فینال به ثمر رساند.
با این حال، همانطور که حرکت هوشمندانه ریوالدو در صحنه گل دوم رونالدو در یوکوهاما به زیبایی نشان داد، رونالدو به تنهایی قادر به انجام این مأموریت نبود. او از حمایت دو تن از بااستعدادترین فوتبالیستهای تاریخ بهره میبرد. در واقع، در آن جام تنها رونالدو گلهای بیشتری نسبت به ریوالدو به ثمر رساند. ریوالدو نیز در دیدارهای مرحله یکهشتم نهایی برابر بلژیک و مرحله یکچهارم نهایی مقابل انگلیس، عنوان بهترین بازیکن میدان را کسب کرد. در سوی دیگر، رونالدینیو با وجود اینکه تنها چند دقیقه پس از گل استثناییاش از روی یک ضربه آزاد به دروازه دیوید سیمن مقابل انگلیس اخراج شد، در سراسر مسابقات نمایشهایی تماشایی ارائه داد و نشان داد چرا بعدها همانند ریوالدو و رونالدو موفق به کسب توپ طلا شد.
۱. برزیل؛ جام جهانی ۱۹۷۰
تیم برزیل در جام جهانی ۱۹۷۰ از نگاه بسیاری، بهترین تیم ملی تاریخ فوتبال محسوب میشود و بدون تردید، خط حمله فوقالعاده آن یکی از مهمترین دلایل این جایگاه است. ریولینو صاحب یکی از مرگبارترین پای چپهای تاریخ فوتبال بود، توستائو مهاجمی سختکوش و باهوش بود که هم گل میساخت و هم گل میزد و ژائرزینیو، وینگر راست برقآسا، با گلزنی در هر شش مسابقه سلسائو در مکزیک، نام خود را در تاریخ جاودانه کرد.
با این حال، ستاره بیچونوچرای «بزرگترین نمایش روی زمین» کسی نبود جز پله؛ پادشاهی که پس از آنکه در جام جهانی ۱۹۶۶ انگلیس عملاً با خطاهای خشن از مسابقات حذف شده بود، تاج و تخت خود را پس گرفت. پله در مجموع چهار گل به ثمر رساند و برای سومین بار، در رکوردی بیسابقه، جام ژول ریمه را بالای سر برد؛ در حالی که برزیل با ارائه «ژوگو بونیتو» یا «فوتبال زیبا»، میلیونها هوادار در سراسر جهان را شیفته هنر فوتبال خود کرد.



