طرفداری | تقابل جذاب انگلیس و مکزیک در ورزشگاه آزتکا، یک مسابقه عادی فوتبال محسوب نمیشد. توماس توخل برای عبور از این جهنم تمامعیار، در پنج حرکت تاکتیکی متفاوت شرکت کرد.
فشار هواداران مکزیک، ارتفاع بالای شهر مکزیکوسیتی و سبک بازی تیم تحت هدایت خاویر آگیره، چالش مهمی برای تیم ملی انگلیس بود. موضوعی که باعث شد توماس توخل و کادرفنیاش برای سناریوهای متفاوتی برنامهریزی کنند و رویکردهای مختلفی را به نمایش بگذراند. وقتی ماراتن 100 دقیقه بازی بامداد امروز به پایان رسید، مشخص شد که ذهن تاکتیکی مرد آلمانی آنچیزی است که سهشیرها در طول اینها در انتظارش بودند.
بازی اول؛ طوفان ابتدایی مکزیک را مهار کن
آنتونی بری، دستیار اول توخل، پس از پایان نیمه اول گفت بازیکنان انگلیس از قبل میدانستند که تا پیش از وقفه نوشیدن آب، سختترین دقایق ممکن را پشتسر خواهند گذاشت. برخلاف مسابقات قبلی، انگلیس این بار با صبر و انضباط دفاعی بیشتری به میدان رفت. توخل که در ماههای اخیر سبک پرس شدید را به تیمش تزریق کرده بود، پیش از مسابقه از بازیکنانش خواسته بود در زمانبندی پرس هوشمندی بیشتری داشته باشند.
سهشیرها دقیقاً همین کار را انجام دادند. هرچند عملکردشان بینقص نبود، اما نسبت به دیدار با جمهوری دموکراتیک کنگو، هماهنگتر و منظمتر ظاهر شدند. هر زمان که مکزیک وارد فرآیند بازیسازی از انتهای زمین میشد، هری کین، جود بلینگام و یک بازیکن اضافه نسبت به بازی قبل، مسیرهای پاس را میبستند و گزینههای حریف را محدود میکردند.
با این حال، مردان خاویر آگیره با جابهجاییهای هوشمندانه هافبکها و وینگرهای خود راهی برای خروج از پرس پیدا میکردند و موفق میشدند توپ را به یکسوم میانی زمین منتقل کنند. یکی از جزئیات مهم تاکتیکی، نقش الیوت اندرسون بود. او برای پرس جلو نمیرفت و در میانه زمین میماند تا ضمن پوشش خط دفاع، مسیر انتقال توپ به مرکز زمین را ببندند.
وقتی مکزیک مالکیت توپ را در یکسوم هجومی خود تثبیت کرد، انگلیس به جای پرس سنگین، در آرایش دفاعی میانه زمین قرار میگرفت. برنامه توخل در دقایق ابتدایی، دفاع از فضاها بود، نه بازپسگیری فوری توپ. آمار نیز این تغییر رویکرد را بهخوبی نشان میدهد: انگلیس در چهار بازی نخست خود در جام جهانی به طور میانگین هر ۱۲.۱ ثانیه توپ را از حریف پس میگرفت، اما این عدد در نیمه نخست دیدار با مکزیک به ۳۷ ثانیه رسید. نشانهای واضح از اینکه سهشیرها آگاهانه شدت پرس خود را کاهش داده بودند تا انرژیشان را برای لحظات تعیینکننده حفظ کنند.
بازی دوم؛ در جای مناسب، ضربه را وارد کن
پایان نیمه نخست، نقطه عطف مسابقه بود. مکزیک با جابهجاییهای مداوم بازیکنانش سعی داشت ساختار دفاعی انگلیس را بر هم بزند. در یکی از این صحنهها، گیلبرتو مورا در سمت چپ خط حمله قرار گرفت، در حالی که معمولاً در سمت راستِ خط هافبک وظایف تدافعی مهمتری دارد. پس از سیو توپ توسط پیکفورد، مورا به دنبال بازگشت به پست اصلیاش بود و همین تصمیم، فضای بزرگی را در جناح چپ مکزیک ایجاد کرد.
پیکفورد بلافاصله توپ را به دکلان رایس رساند. او نیز با پیشروی سریع خود چند بازیکن حریف را از جریان بازی خارج کرد و سپس توپ را به بوکایو ساکا سپرد. ارسال دقیق ساکا نیز با ضربه سر جود بلینگام همراه شد تا تیم توخل خلاف جریان بازی به گل نخست برسد.
چند لحظه بعد، اوضاع برای مکزیک بدتر هم شد. انگلیس از همان شروع مجدد مسابقه، پرس شدیدی را اعمال کرد. الیوت اندرسون که تا آن لحظه کمتر در پرس از جلو مشارکت میکرد، این بار جلو کشید و فضای پشت مهاجمان را پوشش داد. باپسگیری توپ توسط او زمینهساز حملهای شد که با بریس جود بلینگام به پایان رسید.
بازی سوم؛ روی جریان مسابقه مسلط شو
انگلیس نیمه دوم را با رویکردی هجومیتر آغاز کرد و این بار خط پرس خود را بالاتر برد تا کنترل بیشتری روی جریان بازی داشته باشد. آنتونی گوردون و بوکایو ساکا به نوبت به سومین بازیکن خط پرس تبدیل میشدند و در کنار هری کین و جود بلینگام، مدافعان مکزیک را تحت فشار قرار میدادند.
این رویکرد جسورانه بود، اما ریسک بالایی هم داشت. به همین دلیل، مسابقه به دیداری کاملاً رفتوبرگشتی تبدیل شد و هر دو تیم فرصت حمله پیدا کردند.
در یکی از همین صحنهها، جود بلینگام پس از حملهای که نتیجهای در پی نداشت، تا محوطه جریمه مکزیک پیش رفت و سنگربان این تیم را تحت فشار قرار داد. این پرس هوشمندانهای نبود که توماس توخل درباره آن صحبت میکرد. علت؟ حرکت بلینگام انگلیس را 10 نفره کرده بود.
همزمان، خولیان کینیونس، وینگر چپ مکزیک، با حرکت به مرکز زمین، جرل کوانسا را از پست اصلیاش خارج کرد. ساکا نیز همچنان در فاز پرس مانده بود و زمانی که توپ دوباره به زمین انگلیس برگشت، کوانسا برای جبران موقعیت با تکلی دیرهنگام روی خسوس گایاردو رفت. خطایی که با کارت قرمز مستقیم او همراه شد و معادلات مسابقه را تغییر داد.
بازی چهارم؛ مکزیک جناحین را میگیرد
نخستین واکنش توماس توخل به 10 نفره شدن تیمش، ورود جان استونز به زمین و انتقال ازری کونسا به سمت راست دفاع بود. سهشیرها بسته به شرایط، با آرایشهای ۱-۴-۴ یا ۱-۱-۳-۴ به بازی ادامه دادند. سرمربی آلمانی بار دیگر به یکی از اصول همیشگی خود تکیه کرد: تیمش ابتدا حریف را برای اعمال پرس به زمین خودی میکشاند و سپس با ارسالهای بلند، از سرعت مهاجمان برای ضدحمله استفاده میکند.
آنتونی گوردون مهمترین خروجی این تاکتیک بود. او با سرعت بالای خود بارها توپ را در زمین حریف حفظ کرد، فشار را از روی خط دفاع برداشت و حتی با فرارش، یک ضربه پنالتی هم به دست آورد.
با این حال، مکزیک همچنان از سمت چپ خطرناک ظاهر میشد و کینیونس نقش کلیدی در حملات این تیم داشت. او با حرکت به مناطق مرکزی، مدافعان انگلیس را از جایگاه خود خارج میکرد و همین موضوع، فضای لازم را برای پیشروی گایاردو در سمت چپ فراهم میساخت تا ارسالهای خطرناکی روی دروازه انجام دهد.
شاگردان آگیره در این جناح با همکاری کینیونس و گایاردو، مثلثهای هجومی کارآمدی تشکیل میدادند. الگویی که شباهت زیادی به ساختار هجومی انگلیس در طول این جام جهانی داشت. این جابهجاییها بارها کینیونس را در موقعیت مناسب قرار داد تا سه حالت داشته باشد: شوت، تغییر جهت و ارسال. یکی از همین ارسالها نیز در نهایت منجر به اعلام ضربه پنالتی به سود مکزیک شد.
بازی پنجم؛ اتوبوس پارک کن!
توماس توخل در طول این جام جهانی بارها از وقفههای نوشیدن آب برای انتقال نکات تاکتیکی به بازیکنانش استفاده کرده بود و در دیدار برابر مکزیک نیز همین حربه را به کار گرفت. پس از وقفه نیمه دوم، دن برن و جد اسپنس به جای الیوت اندرسون و نیکو اورایلی وارد زمین شدند تا چینش تیم به 1-3-5، سیستم کاملاً تدافعی، تغییر کند.
در حالی که جود بلینگام، دکلان رایس و آنتونی گوردون، سه بازیکن خستگی ناپذیر و دونده، در خط هافبک حضور داشتند، حضور دن برن ۲۰۱ سانتیمتری، مهمترین برگ برنده انگلیس در برابر ارسالهای پیاپی مکزیک از جناح چپ بود. او بارها در تیر دوم توپها را دفع کرد و برتری هوایی قابل توجهی به تیمش بخشید.
هرچه زمان میگذشت، انگلیس عقبتر مینشست و فضای بیشتری در مقابل خط دفاع خود در اختیار مکزیک قرار میداد. با این حال، خاویر آگیره در تصمیمی قابلتأمل، کینیونس، خطرناکترین بازیکن تیمش در جناح چپ، را از زمین بیرون کشید و به جای او، گیرمو مارتینز، مهاجم ۱۹۱ سانتیمتری خود را به میدان فرستاد.
تصمیم سرمربی مکزیک باعث شد این تیم بیش از پیش روی ارسال از کنارهها تمرکز کند. دقیقاً همان شرایطی که دن برن را به یک عامل تعیینکننده تبدیل کرد.
به قلم اومیر عرفان، تحلیلگر ارشد بیبیسی



