یه خونه وسط گلخونه داشتیم دلای عاشق و دیوونه داشتیم روزا عیدو شبامون همه یلدا چقد قصه عاشقونه داشتیم یه روزی خوشی زیر دلمون زد انگار حرف حسودا گولمون زد از اون روزی که از این خونه رفتی عجب آفتی به گلخونمون زد به خونمون زد تو نبودی که ببینی همه گلها رو سوزوندن با یه عالم ابر وحشی تن خورشیدو پوشوندن نه یه بادی نه یه بارون که بباره به تن دشت چشمه خشکید باغچه پژمرد مارو به اینجا رسوندن یه روزی خوشی زیر دلمون زد انگار حرف حسودا گولمون زد از اون روزی که از این خونه رفتی عجب آفتی به گلخونمون زد به خونمون زد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به طرفداری است. شما می توانید از سایت طرفداری در صورت پذیرش قوانین و مقررات استفاده نمایید.