طرفداری | اظهارات اخیر مجتبی فریدونی درباره وضعیت حقوقی پرونده یاسر آسانی، از آن دست هشدارهایی نیست که بشود بهراحتی از کنارش گذشت. فریدونی تا همین چند روز پیش عضو هیئتمدیره باشگاه استقلال بود؛ چهرهای که دقیقاً در بدنه و ساختار تصمیمگیری باشگاه حضور داشته و طبيعتاً نسبت به رسانهها و افکار عمومی، به اسناد، توافقات و اخبار پنهانی پرونده آسانی اشراف بسیار بیشتری دارد.
هشدار مجتبی فریدونی درباره غیرقانونی بودن ثبت مجدد یاسر آسانی با استقلال در زمان محرومیت پنجره، یک ادعای رسانهای ساده نیست، بلکه یک زنگ خطر حقوقی از درون خود باشگاه است.
پاسخ حقوقی مدیر استقلال با هشتگ؛ فرار به شبکه X به جای پاسخگویی!
با این حال، واکنش علی تاجرنیا به این هشدارهای جدی، طبق یک الگوی تکراری، باز هم چیزی نبود جز فرار به توییتر، پناهبردن به هشتگهای احساسی، جملات حماسی و کنایههای غیرمستقیم!
گویا رئیس هیئتمدیره و سرپرست مدیرعاملی استقلال، بعد از این همه مدت حضور در رأس این باشگاه، هنوز متوجه نشده که فرمان هدایت یک مجموعه بزرگ از توییتر نمیگذرد. اینکه پاسخ یک نقد کارشناسی و حقوقی را با متهم کردن دیگران و ردیف کردن جملات قشنگ در فضای مجازی بدهید، شاید در لحظه چند «لایک» برایتان به همراه داشته باشد، اما در دنیای واقعی فوتبال و قوانینش، گرهای از مشکلات قفلشده استقلال باز نمیکند.
کارنامه مدیریت توئیتری استقلال؛ پنجره بسته و کوچ ستارهها
واقعیت این است که اگر این مدل «مدیریت توئیتری» و شوآفهای مجازی ذرهای کارایی داشت، امروز حال و روز استقلال تا این حد آشفته نبود. ادبیات شعاری و هشتگسازی شاید در شبکههای اجتماعی لایک و بازخورد بیاورد، اما در دنیای واقعی نه توانست پنجره بستهشده نقلوانتقالات را باز نگه دارد و نه مانع آشفتگی این روزهای استقلال شود.
اگر این شوآفهای مجازی ذرهای کارایی داشت، استقلال امروز با کوچ ستارههایش مواجه نمیشد و مهرههای کلیدی و تأثیرگذاری مثل منیر الحدادی در کنار دیدیه اندونگ و یاسر آسانی را به همین راحتی از دست نمیداد؛ همان آسانی که حالا پروندهاش سوژهای برای کنایهپراکنیهای توئیتری آقایان شده است.
وقتی استقلال تاوان شکستهای بیرونی را میدهد
کاش سرپرست مدیرعاملی استقلال که بهنظر میرسد در ابتدا با هدف رزومهسازی و جلب نظر هواداران برای حضور در انتخاباتهای مختلف به این باشگاه آمده بود و بیشتر از مدیریت فوتبالی، به دنبال استخدام رفقای خود در باشگاه و با سمتهای مختلف بوده است، حالا که پس از رد صلاحیت در تمام انتخاباتهای ممکن به درِ بسته خورده، مدیریت استقلال را رها میکرد تا این باشگاه بیشتر از این تاوان ندهد.
استقلال تا همینجا هم ضربات مهلکی از بلاتکلیفی، رفتارهای نمایشگونه و سوءمدیریتهای اینچنینی خورده است. وقت آن رسیده که آقایان دست از کشیدن خطونشانهای مجازی بردارند و اگر کمکی به باز شدن گرههای باشگاه نمیکنند، حداقل اجازه دهند استقلال از این بنبست مدیریتی خارج شود.

