Erfan & Shahin Najafi - DASHI
داشی داشت میشد لاو سانگ ولی
دیدم میشه داستان جدید
اونقدر باهم داشتیم فان دلی
یهنفس باهم صدکام زدیم
داشی داشت میشد لاو سانگ ولی
دیدم میشه داستان جدید
اونقدر باهم داشتیم فان دلی
یهنفس باهم صدکام زدیم
داس بشی من دستم برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تهش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکتم من
تو نعره هم بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینهچاکتم من
غم رفت تو سرت شونهام برات
تو آواره شو من خونهام برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن دادا جونم برات
هر کیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بسکه رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دست به دست هم
تا اینه، جایی که پا میده، کافیمه
تا اینه، جایی که پا میده، کافیمه
داشی داشت میشد لاو سانگ ولی
دیدم میشه داستان جدید
اونقدر باهم داشتیم فان دلی
یهنفس باهم صدکام زدیم
داشی داشت میشد لاو سانگ ولی
دیدم میشه داستان جدید
اونقدر باهم داشتیم فان دلی
یهنفس باهم صدکام زدیم
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری دل کاملت میشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مث ستاره تو شب راه ساحلت میشم
واسه روح تو مقصد میشم
بگی راش دوره من نقشهات میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
نور دل میشم واست مشعل میشم
دود چیه کاکا با تو نشئهام
هرچیو بخوای بدی بره باهات تو ترکم
ناخدا هروَری بری باهات رو عرشهام
با باد کج بری باهات صاف تو صخرهام
واسه پایداری شَرَّم میشم
شر کنم واست بدون ته درهام بیشک
تیغو بکشن روت گردن میدم
خورشید بیاد پشت شیر یه پرچم میشن
یینگ بشی من یَنگت میشم
به آتیش بکش بیگبنگت میشم
رفیق دلتو باز کن و بخون
منم نت به نت آهنگت میشم
رفاقت نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نی
تا ابر از رو ماه بشه رد به تدریج
داشیتم تیم قوی زدیم رفته صد هیچ
رفیق اگه سخت باشه رات باشه سد سر رات بازم پششتو داره
بغلتم راهت بات توی دغدغههات کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی درجا تو جات باز زرد شدن برگا تو خشک شده باغت
میرسونه بت آب میرسونه آفتاب میده لاو تو رشد کنی دوباره
داشی داشت میشد لاو سانگ ولی
دیدم میشه داستان جدید
اونقدر باهم داشتیم فان دلی
یهنفس باهم صدکام زدیم

