روز افشاگری تازه ترین کار از استیون اسپیلبرگ است که با بازی امیلی بلانت روانه سینماهای سراسر دنیا شده است. در این مقاله به بررسی گذرای این فیلم خواهیم پرداخت.
مروری بر کارنامه استیون اسپیلبرگ
روز افشاگری تازه ترین کار از استیون اسپیلبرگ است که با بازی امیلی بلانت روانه سینماهای سراسر دنیا شده است.
مروری بر کارنامه استیون اسپیلبرگ
استیون اسپیلبرگ کارگردان یهودی مقیم آمریکا یکی از پربارترین و متنوع ترین کارنامه های سینمایی را در هالیوود به خود اختصاص داده است. در خیلی از ژانرهای سینمایی و روایی استیون اسپیلبرگ فیلمی با موفقیت شگرف دارد و از جمله کارگردانهایی است که موفقیت های سینمایی چه در گیشه و چه در جشنواره های سینمایی مثل مراسم اسکار را به خود دیده است. از جمله بهترین و ماندگارترین کارهای سینمایی اسپیلبرگ می توان به آرواره ها، فهرست شیندلر، نجات سرباز رایان، ای تی، برخورد نزدیک از نوع سوم، پارک ژوراسیک، جنگ دنیاها، مجموعه ایندیاناجونز و... اشاره کرد. نکته حائز اهمیت در کارنامه اسپیلبرگ وجود فیلم های علمی تخیلی حائز اهمیتی نظیر ای تی، برخورد نزدیک از نوع سوم، پارک ژوراسیک، گزارش اقلیت و حتی فیلم پر از وحشت و هیجانی مانند جنگ دنیاها است. با وجود این فیلم ها در هالیوود ، اسپیلبرگ یکی از فیلمسازان معتبر و صاحب سبک در زمینه فیلمهای علمی تخیلی در کنار کارگردانهایی مانند کوبریک، ریدلی اسکات، رابرت زمه کیس، جرج لوکاس و... است.
تفاوت اسپیلبرگ با اکثر کارگردانان هالیوودی
تفاوت جالب اسپیلبرگ با خیلی از کارگردانهای مشهور پرکاری و بیش فعالی بیش از حد استیون اسپیلبرگ است؛ چنانچه گاها این کارگردان در یک سال دو فیلم سینمایی می سازد. روز افشاگری یکی از موضوعاتی است که قبلا استیون اسپیلبرگ به تفصیل در دو فیلم ای تی و برخورد نزدیک از نوع سوم در مورد آن اثر هنری خود را ارائه داده است. موجودات فضایی، بشقاب پرنده ها، اثر موجودات فضایی با افراد تماس یافته، مامورین دولتی یا غیر دولتی برای کنترل شرایط همه کلیشه هایی هستند که در کارهای علمی تخیلی و به قولی فضایی اسپیلبرگ حسابی کار شده و به نوعی امضای خاص این کارگردان را در این خود دارد. اما موضوع این فیلم علمی تخیلی که همان دستمایه های فیلم های علمی تخیلی قبلی اسپیلبرگ را دارد چیست؟
درونمایه فیلم روز افشاگری
روز افشاگری حول محور دو شخصیت مهم فیلم یکی مارگارت فیرچالد که یک هواشناس است و دومی دانیل کلنر که یک متخصص در زمینه نرم افزار و امنیت شبکه است می چرخد. این دو نفر در کودکی با موجودات فضایی مواجهه ای داشتند و در نتیجه این مواجهه مارگارت دارای توانایی صحبت به زبان روسی، کره ای ، زبان بیگانگان فضایی و ذهن خوانی و ... و همچنین کلنر توانا در درک زبان کهکشان و ریاضیات و معادلات پیچیده مختلف شده است. دیدن یک سرخ قبا باعث بیداری دوباره این توانایی در آنها می شود.
از سوی دیگر سازمانی غیردولتی به رهبری نوآ اسکنلون با بازی کالین فیرث که سالها است میراث آدم فضایی ها را تصاحب کرده و سعی در عدم افشای تماس مردمان زمین با این فضایی ها دارد سعی در دستگیری این دارد که همراه خود وسیله ای مرموز و فایلی حاوی فیلم تماس آدم فضایی ها با زمین را دارد. همچنین همزمان با این رویدادها ایالات متحده و روسیه هم مشغول زد و خورد هستند و جهان در آستانه شروع جنگ جهانی سوم قرار دارد. اکثر دقایق فیلم از ابتدا به جنگ و گریز و فرار دو شخصیت محوری و تعقیب آنها توسط اختصاص دارد. از این رو در وهله اول انتظار می رود فیلمی مانند ای تی به همراه رمز و راز فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم را شاهد باشیم.
نقاط قوت روز افشاگری
روز افشاگری واقعا فیلمی نیست که از نظر قدرت اجرا چشمگیر باشد. نقاط قوت فیلم شاید تمرکز اسپیلبرگ بر یک موضوع و جلوگیری از اشارات و ارجاعات مختلف سیاسی اجتماعی متعدد و پراکنده است. همچنین در روز افشاگری شاهد حضور نوستالژیک جان ویلیامز در مقام سازنده موسیقی متن هستیم . موسیقی متن این فیلم طبیعتا فرسنگ ها با کارهایی مانند فهرست شیندلر فاصله دارد ولی برای دوستداران جان ویلیامز و موسیقی فیلم چندان هم خالی از لطف نیست. مشابه این مورد را می توان در مورد یانوش کامینسکی و فیلمبرداری این اثر سینمایی ذکر کرد که حدودا قابل قبول است ولی باز فیلمبرداری کامینسکی هم به نسبت آثاری دیگر نظیر گزارش اقلیت یا جنگ دنیاها از نظر بصری حرف خاصی برای گفتن ندارد.
نقاط منفی آخرین فیلم اسپیلبرگ
از نقاط قوت کار بگذریم تکلیف استیون اسپیلبرگ در این کار با خودش مشخص نیست. معلوم نیست این کارگردان چه حرف ناگفته دیگری در این فیلم دارد که قبلا در ای تی، برخورد نزدیک... یا جنگ دنیاها به تفصیل در موردش به آن نپرداخته باشد.
روز افشاگری دارای ایده روایی چندان جذاب و چشمگیری نیست و از این نظر فیلمنامه دیوید کپ نمره بالایی نمیگیرد و متاسفانه پرداخت اسپیلبرگ فیلمنامه کپ را زمین زده و باعث شده شاهد کار سینمایی خوبی نباشیم.
روز افشاگری تلاش دارد همزمان هم تریلری پر هیجان و پز از تعقیب و گریز و همچنین فیلمی مرموز و جدای از آن انسانی باشد و هشداری برای انسانهایی باشد که در آستانه جنگ جهانی سوم اند. ولی در عمل هیچ کدام از تمهیدات فیلمنامه در اجرا در نیامده اند و جدای این موارد اصلی داستانک های فرعی هم مثل رابطه کلنر با پارتنر خود جین یا مارگارت با یارش جکسون جذابیتی نداره و این افراد بیشتر به عنوان مهره هایی زیادی و تنها شلوغ کننده ماجرا نقش دارند.
در مورد تریلر فیلم هم در خود کارهای اسپیلبرگ مثل گزارش اقلیت یا جنگ دنیاها ریتم بسیار بهتر و با پرداخت حرفه ای تری را شاهد بودیم یا در مورد مرموز بودن روایت مثلا تماس رابرت زمه کیس یا برخورد نزدیک از نوع سوم خود اسپیلبرگ بسیار بهتر و تاثیرگذارتر بودند.
دیگر نقاط ضعف روز افشاگری
در این ملغمه ای که با نام اثر علمی تخیلی به مخاطب عرضه می شود حتی شخصیت های محوری هم نوعی سرگشتگی دارند و مثلا حتی امیلی بلانت با استعداد در روزافشاگری شاید در حد کارهای علمی تخیلی دیگرش مانند لبه فردا (داگ لیمان) یا لوپر (رایان جانسن) نباشد و آن فروغ همیشگی را از نظر بنده ندارد.
بدبختانه اسپیلبرگ که در رمزگشایی و نشان دادن نتیجه گیری مناسب و تاثیرگذار به تماشاگر استاد بود در روز افشاگری در شرایطی قرار دارد که نه می تواند توصیف کامل و خوبی از تجربه مواجهه مارگارت و دانیل به مخاطب عرضه کند و نه موجودات فضایی حائز اهمیتی که مثلا اشرف مخلوقات بودن انسان ها را به چالش بطلبند. کل عصاره فیلم خلاصه می شود در چند دقیقه تجربه مواجهه مارگارت و دانیل در کودکی و همچنین پخش فیلم موجودات فضایی از شبکه کانزاس و بعد رسانه های سراسر دنیا و قطع پخش فیلمها و تحلیل های جنگ جهانی و احتمالا توقف جنگ جهانی سوم.
در اولین مورد که مواجهه مارگارت و دانیل با موجودات فضایی است علی رغم توضیحات و تدارکات شخصیت عالمی به نام هوگو (که معلوم نیست چطور از همه چیز حتی مواردی که مارگارت فراموش کرده یا به ناخوداگاه خود سپرده آگاهی دارد) بسیار ناقص و سطحی به تصویر کشیده شده و مورد دوم که پخش فیلمی در مورد موضوعات مربوط به موجودات بیگانه است، بدون راستی آزمایی باعث توقف جنگ جهانی سوم و تمرکز رسانه ها بر آن می شود، بسیار ساده انگارانه هست.
یوفوها:موضوعی جذاب تا ابد؟
در روزگاری که به لطف هوش مصنوعی راحت می توان فیلمی از موجودات فضایی و یوفو ساخت که دست کمی از یک مستند نداشته باشد نمیتوان انتظار داشت با چند دقیقه پخش یک اثر تمام رسانه های دنیا دست از گزارشات معمول خود کشیده و سراپا چشم و گوش باشند و پذیرای فیلمهای تماس با آدم فضایی ها باشند.
نمی دانم در ذهن اسپیلبرگ چه می گذرد و آیا در این سالها شاهد فیلم هایی با کیفیت مانند arrival دنیس ویلنوو یا حتی بین ستاره ای کریستوفر نولان نبوده و چطور انتظار داشته با این پرداخت در گیشه و حتی جشنواره های سینمایی موفق باشد؟ کاش اسپیلبرگ به این نتیجه برسد که کمی دست از پرکاری کشیده و مانند کارگردانی مثل دنیس ویلنوو با چشم باز پروژه های بعدی خود را انتخاب کند یا مانند گیرمو دل تورو به سمت خلاقیت و مثلا بازآفرینی های ماندگار برود. تجربه موفق و دلپذیر دل تورو در ساخت دو فیلم پینوکیو و همچنین فرانکشتاین می تواند چراغ راه آینده اسپیلبرگ باشد و در صورت عدم توجه به این موضوع اسپیلبرگ هم مثل کارگردانهایی نظیر ریدلی اسکات و پیترجکسون می شود که دوران اوج خود را گذرانده اند و نمی توانند فیلمی در قواره شاهکارهای قبلی خود روانه سینما کنند.
بامزه اینکه اسپیلبرگ سهمیه بندی جنبش ووک را هم مد نظر داشته و مثل خیلی از فیلم های روز هالیوود شخصیت عاقل و آگاه فیلم سیاهپوست است (هوگو) و این شاید نشانه ای از گوشه چشم اسپیلبرگ به مراسمی مانند اسکار باشد.
میزان فروش روز افشاگری در گیشه
اما از این شوخی بگذریم روز افشاگری فیلمی نیست که در هیچ جنبه ای از کارگردانی و بازی تا طراحی صحنه و موسیقی یا فیلمبرداری یا جلوه های ویژه خاص و چشمگیر باشد. روز افشاگری برخلاف ای تی یا برخورد نزدیک از نوع سوم فیلمی معمولی که از همان بدو اکران هم نگاهی را به خود اختصاص نداده است و فیلمی گذرا و سطح در حد بازیکن شماره یک آماده است که هم در گیشه شکست خورد و خاطره ماندگاری از آن در ذهن تماشاگران نمی ماند. روز افشاگری بودجه قابل توجه 115 میلیون دلاری را صرف تهیه خود کرده اما در گیشه نتوانست بیشتر از 263 میلیون دلار بفروشد.
باری مطالعه دیگر مقالات می توانید به این آدرس مراجعه نمایید:
https://www.indream.ir/

