ایتالیا همواره دروازهبانهای بزرگی مانند زوف، زنگا، پالیوکا، تولدو و بوفون به فوتبال جهان معرفی کرده است. بوفون در مدلهای ارزیابی عملکرد دروازهبانان قهرمان جام جهانی، با بهرهمندی از ساختار دفاعی منسجم و حضور در مسابقات بزرگ، در صدر جدول ارزیابی قرار دارد. با این حال، پس از قهرمانی سال ۲۰۰۶ و آغاز افول فوتبال ملی ایتالیا، این مزیت سنتی نیز با چالشی جدی روبهرو شده است. ارزش بازار، اعتبار تاریخی و پاداش حرفهای دروازهبان تنها تابع مهارت فردی نیست؛ حضور مستمر در جام جهانی و مراحل پایانی زمینه دیدهشدن و تبدیل درخششهای مقطعی به ستارهای ماندگار را فراهم میکند.
دروازهبان، بیش از بسیاری از بازیکنان، به سقف عملکرد و جایگاه کلی تیم وابسته است. دروازهبانان معاصر ایتالیا و حتی دوناروما با وجود توان فنی بالا و نقش کلیدی در قهرمانی یورو ۲۰۲۰، در پی غیبتهای متعدد ایتالیا در جام جهانی و حذفهای زودهنگام، فرصت کمتری برای تکرار افتخارات نسلهای پیشین داشتهاند. این وضعیت را میتوان تا حدودی از طریق نظریه دستمزد کارایی نیز بررسی کرد. در اینجا پاداش حرفهای فقط به دستمزد نقدی محدود نمیشود؛ اعتبار، دیدهشدن، قراردادهای بهتر و فرصت حضور در بازیهای بزرگ نیز بخشی از آن است و میتواند بر انگیزه و کیفیت عملکرد بازیکن اثر بگذارد. در شرایط رکود و افول، کاهش پاداش مورد انتظار، نامناسب شدن محیط فعالیت و محدود شدن مسیر پیشرفت، حتی عملکرد نیروهای باکیفیت را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. در فوتبال هم ضعف ساختار تیمی، مسیر کوتاهتر در تورنمنت و کاهش تعداد بازیهای بزرگ، کارنامه نهایی دروازهبان را به سطح کلی تیم نزدیک میکند.
افول تیم ملی لزوماً توانایی ذاتی دروازهبان را کاهش نمیدهد، اما سقف فرصتها و امکان ماندگاری در حافظه تاریخی فوتبال را محدود میسازد. دروازهبان یک تیم نهچندان قوی شاید مهارهای بیشتری داشته باشد، اما بدون حضور در مراحل پایانی، فرصت کمتری برای ثبت کلینشیتهای سرنوشتساز، پیروزیهای بزرگ و نمایشهای ماندگار خواهد داشت.
به قول مولانا، هنرنمایی در میدان، اگر با جام و میادین بزرگ همراه نشود، کمتر به حافظه تاریخی فوتبال راه مییابد.
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
