طرفداری | ژابی آلونسو، سرمربی جدید چلسی در فاصلهی چند هفته تا شروع فصل ۲۷-۲۰۲۶ گفتوگوی مفصلی با وبسایت اتلتیک داشته و از وضعیتش پس از اخراج از رئال مادرید در میانهی فصل گذشته تا قبول هدایت چلسی صحبت کرده است.
آلونسو عادت ندارد درباره ناامیدیها و ناکامیهای دوران فوتبالیاش از او سؤال شود. کارنامه فوتبالی این مربی ۴۴ ساله او را بهوضوح در جمع بهترینهای این ورزش قرار میدهد. او در دوران بازی خود ۱۶ جام با تیمهای لیورپول، رئال مادرید، بایرن مونیخ و تیم ملی اسپانیا کسب کرد. این افتخارات شامل دو قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا (با لیورپول در سال ۲۰۰۵ و رئال مادرید در سال ۲۰۱۴) و چهار قهرمانی در لیگ داخلی (رئال مادرید در سال ۲۰۱۲ و بایرن مونیخ بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷) در سطح باشگاهی، همچنین دو قهرمانی یورو (۲۰۰۸ و ۲۰۱۲) و یک قهرمانی جام جهانی (۲۰۱۰) با تیم ملی اسپانیا میشود.
با اینکه دوران مربیگری او هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد، اما آلونسو تاکنون توانسته بایرلورکوزن را در سال ۲۰۲۴ به یک دوگانهی تاریخی بدون شکست در لیگ و جام حذفی برساند و به سلطه بایرن مونیخ بر فوتبال آلمان پایان دهد.
اما آغاز سال جاری میلادی با یک عقبگرد غیرمنتظره برای او همراه بود. پس از اینکه در ماه مه ۲۰۲۵ بهعنوان سرمربی رئال مادرید انتخاب شد، در ماه ژانویه از این سمت برکنار شد. او ۲۳۳ روز روی نیمکت تیم مادریدی نشست و متحمل تنها شش شکست شد. درصد پیروزیهای او بیش از ۷۰٪ بود، اما همانطور که همه میدانند، استانداردهای رئال مادرید بهشدت بالا و بیرحمانه است.
برای آلونسو آسان بود که در این شرایط غرق شود؛ چه در احساس ترحم نسبت به خودش، چه در تلخی و ناراحتی، یا هر دو. اما او در عوض، با نگاهی فلسفی به دوره کوتاه حضورش در سانتیاگو برنابئو نگاه میکند. او در گفتوگو با اتلتیک و گروه کوچکی از رسانههای انگلیسی در آغاز تور استرالیای چلسی میگوید:
خوشبختانه در دوران حرفهای من زخمهای زیادی وجود ندارد. پس بله، زخم خوردم، اما این زخم خوب میشود. حالا دیگر کاملاً درمان شده و من بسیار باانگیزه و مصمم هستم که از مرحله بعدی دوران حرفهایام لذت ببرم؛ همانطور که وقتی کارم را در مادرید شروع کردم، این کار را انجام دادم.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، نکات مثبت و چیزهایی که جواب نداد را بررسی میکنم. خیلی از خودم انتقاد کردم و به این فکر کردم که چه کارهایی را میتوانستم بهتر انجام دهم، چون شرایط آنطور که انتظار داشتم پیش نرفت. (از نظر نکات مثبت) تجربههای زیادی به دست آوردم؛ از سازگاریای که مجبور شدم انجام دهم گرفته تا بعضی چیزهایی که در زمینهی بازی، مدیریت بازیکنان و ارتباط با آنها جواب داد و بعضی چیزهایی که جواب نداد. همه اینها ترکیبی از عوامل مختلف است.
آیا او باور دارد این ناکامی باعث شده مربی بهتری شود؟ آلونسو با تأکید پاسخ میدهد:
قطعاً، قطعاً، قطعاً. چون شما از ناامیدیِ اتفاقاتی که قرار نبود رخ دهند یاد میگیرید و تلاش میکنید باور داشته باشید که شرایط در آینده بهتر خواهد شد.
او از دوران بدون تیم بودنش نیز به بهترین شکل ممکن استفاده کرد است. آلونسو ادامه داد:
بیشتر از هر چیز برای بازیابی انرژی بود، چون انرژیای که بهعنوان یک مربی نیاز دارید... باید سرشار از انرژی باشید تا بتوانید آن را به دیگران منتقل کنید. خیلی مهم است که این اشتیاق و علاقه به فوتبال را در هر جلسه تمرینی و هر برنامهای که برای مسابقه دارد، به بازیکنانتان منتقل کنید. من آن زمان را عمدتاً برای همین استفاده کردم. زیاد فوتبال تماشا نکردم... بیشتر درباره خودم بود، درباره اینکه دوباره آن حس را پیدا کنم.
بهجز فصل ۲۶-۲۰۲۵، آلونسو به متخصصی در شناخت شکل یک رختکن برنده تبدیل شده است. ویترین افتخارات او بهخوبی نشاندهندهی این موضوع است. به همین دلیل، وقتی آلونسو درباره عواملی که یک فرهنگ موفق درون باشگاه را شکل میدهد صحبت میکند، باید به حرفهایش گوش داد. او توضیح میدهد:
شما به تعادل مناسبی از شخصیتها و مراحل مختلف بلوغ نیاز دارید؛ بازیکنان اوایل دهه ۲۰ سالگی، اوایل دهه ۳۰ سالگی و کسانی بین این دو، بازیکنانی در مراحل مختلف دوران حرفهایشان. برای این موضوع یک فرمول مشخص وجود ندارد، اما یک حس و درک نسبت به آن وجود دارد.
بعد از آن، کیفیت بازیکنان و نحوه تعامل آنها اهمیت دارد. اگر بازیکنان کیفیت خوبی داشته باشند و تعامل مناسبی بینشان شکل بگیرد، ارتباطات و پیوندهای خوبی ایجاد میکنید و این به روحیه تیمی کمک میکند. این موضوع به اندازه تاکتیکها مهم است. اول از همه روحیه تیمی است. بعد از آن فوتبال خوب بازی کردن و پیروز شدن در مسابقات قرار دارد. سپس این روند را ادامه میدهید.
چه چیزی این را به من یاد داد؟ فوتبال بازی کردن. گاهی اوقات این حس را داشتم که: «وای، من عاشق بازی کردن کنار این تیم هستم». میتوانستی آن را احساس کنی. اما برای رسیدن به چنین چیزی، تعهد و مسئولیتپذیری لازم است و برای من این موضوع کاملاً طبیعی بوده است. چقدر زمان میبرد؟ ممکن است یک هفته باشد، ممکن است ۱۰ سال طول بکشد.
برای چلسی، این اتفاق نمیتواند زودتر از این رخ دهد. از زمان روی کار آمدن کنسرسیوم تاد بولی و کلیرلیک در سال ۲۰۲۲، این باشگاه تنها دو جام کسب کرده است (لیگ کنفرانس اروپا و جام جهانی باشگاهها که هر دو سال گذشته به دست آمدند). آنها در این مدت هرگز نتوانستهاند یک رقابت پایدار برای قهرمانی لیگ برتر ایجاد کنند. اگر در ماه مه صدرنشین نشوند، یک دهه از آخرین قهرمانیشان در انگلیس خواهد گذشت. فصل گذشته نیز آنها در رتبه دهم قرار گرفتند؛ ۳۳ امتیاز کمتر از آرسنالِ قهرمان.

حرکت چلسی برای جذب بازیکنانی مانند دنی ولبک ۳۵ ساله و جوردن هندرسون ۳۶ ساله نشان میدهد که شرایط در استمفوردبریج در حال تغییر است. چلسی در سه فصل اخیر بهطور میانگین جوانترین ترکیبهای لیگ برتر را در اختیار داشته است. اما بارها به این تیم انتقاد شده که تجربه و رهبرانی که برای کسب نتایج باثبات نیاز دارد را ندارد.
موضوع مهم این است که آلونسو نخستین فردی است که تحت مدیریت مالکان جدید، عنوان سرمربی (Manager) را دریافت کرده، نه صرفاً مربی اصلی (Head Coach). البته این به معنای داشتن کنترل کامل او یا اینکه تنها دلیل تغییر سیاست نقلوانتقالاتی چلسی و جذب بازیکنان بالای ۳۰ سال باشد نیست. اما واضح است که نظر آلونسو در تصمیمگیریهای مربوط به مدیران ورزشی و ساختار مدیریتی باشگاه اهمیت دارد. آلونسو میگوید:
مقایسه کردن شرایط فعلی با گذشته دشوار است؛ من در روند انتخاب مربیان قبلی حضور نداشتم. این فقط تصمیم من نیست، بلکه یک تصمیم جمعی است. اینطور نیست که من قدرت کامل داشته باشم و حق اظهارنظر در مورد تمام مسائل را در اختیار داشته باشم. دوست دارم افراد خوبی اطرافم باشند، چون اینطور نیست که من حقیقت کاملِ همه چیز را بدانم. دوست دارم افرادی باشند که دانش یا اطلاعاتی داشته باشند که من ندارم تا بتوانیم با هم تصمیم بگیریم.
چلسی زمان زیادی را برای انتخاب آلونسو تلف نکرد. فصل ۲۶-۲۰۲۵ که در آن انزو مارسکا، لیام روزنیر و سرمربی موقت کالم مکفارلین هرکدام مدتی روی نیمکت نشستند، هنوز به پایان ناامیدکننده خود نرسیده بود که توافق با آلونسو حاصل شد. اعلام رسمی این خبر نیز یک روز پس از شکست در فینال جام حذفی مقابل منچسترسیتی انجام شد. پس مذاکرات از دیدگاه آلونسو چگونه پیش رفت؟ او میگوید:
موضوع اصلی پروژه بود، چون من از بیرون دیدگاهی نسبت به چلسی داشتم. میتوانستم نکات مثبت را ببینم و نگرانیهایی هم داشتم. بنابراین درباره آنها صحبت کردم. باشگاه، مدیران ورزشی... آنها هم یک روند را طی کردهاند؛ بعضی چیزها خوب بوده و بعضی چیزها را میخواهند اصلاح کنند. مهمترین نکته این بود که ما تحلیل یکسانی داشتیم. اگر دیدگاههای متفاوتی داشتیم، احتمالاً شروع مناسبی نبود. تا اینجا، فکر میکنم تصمیمهای درستی گرفتهایم.
آلونسو این مصاحبه را در نخستین مقصد تور پیشفصل چلسی انجام میدهد. مشکل خواب داشته، اما دلیل بیدار ماندن او در ساعات اولیه صبح، جتلگ بوده، نه شرایط چلسی.
حضور در تمرین کنار بازیکنان جدیدش، که تحت تأثیر تکنیک و توانایی پاسکاری او قرار گرفتهاند، تنها فعالیت بدنی او نیست. آلونسو سه بار در هفته مسافت ۱۰ کیلومتر را میدود و سرعت قابل توجه چهار دقیقه و ۳۰ ثانیه در هر کیلومتر را حفظ میکند.
احترام و علاقه او به پدرش، پریکو آلونسو، کاملاً آشکار است؛ مردی که با رئال سوسیدادِ محبوب خانواده (۱۹۸۱ و ۱۹۸۲) و بارسلونا (۱۹۸۵) قهرمان لالیگا شد. پدر آلونسو خودش نیز مربی بود. نشانههای تبدیل شدن ژابی به یک مربی، از دوران جوانی دیده میشد: او هنگام آماده شدن پدرش برای تمرینات یا انتخاب ترکیب تیم روز بعد، کنار او در آشپزخانه مینشست و معمولاً «نظر خودش را داشت».
آلونسو زیر نظر فهرستی از بزرگترین مربیان جهان کار کرده است؛ پپ گواردیولا، کارلو آنچلوتی، ژوزه مورینیو، ویسنته دلبوسکه و رافائل بنیتز تنها بخشی از آنها هستند. مشخص است که همه کسانی که با آنها کار کرده تأثیر زیادی روی او گذاشتهاند و او هنوز با بسیاری از آنها در ارتباط است.
شاید طبیعی باشد که علاقه او به مربیگری در سالهای پایانی دوران بازیاش جدیتر شد. آخرین باشگاه دوران بازی او بایرن مونیخ بود و در دو سال از سه سال حضورش در آنجا، زیر نظر گواردیولا کار کرد. پایان بدی برای یک بازیکن نبود. آلونسو میگوید:
ما خیلی به هم نزدیک بودیم. من بسیار کنجکاو بودم. در آن مقطع از دوران حرفهایام بودم که میتوانستم وارد دفتر او شوم و بگویم: «پپ، چرا این اتفاق میافتد؟ برنامه بازی چیست؟» شاید وقتی ۲۰ ساله بودم، اعتمادبهنفس این را نداشتم که وارد دفتر مربی شوم و چنین سؤالهایی بپرسم. اما در آن زمان، به دلیل اعتمادی که بین ما وجود داشت، نیاز داشتم این کار را انجام دهم.

من همیشه فقط درباره بازی کردن کنجکاو نبودم، بلکه میخواستم بدانم چرا اتفاقات رخ میدهند. نمیگویم که از ابتدا قرار بود این مسیر را طی کنم، اما باید آن را امتحان میکردم. در بخش پایانی دوران بازیام، وقتی به آلمان رفتم، مهم بود که شروع کنم به فکر کردن درباره اینکه چگونه کارها را انجام خواهم داد؛ اینکه چگونه تمام این تجربیاتی که داشتم، از طریق شخصیت و سبک خودم منتقل خواهند شد. بعداً خواستم آن را امتحان کنم، اما نه مستقیماً در بالاترین سطح. از تیم زیر ۱۴ سال رئال سوسیداد شروع کردم و این همان مسیری بود که میخواستم. طبیعی بود، نمیخواستم عجله کنم.
با وجود اتفاقی که در رئال مادرید برایش رخ داد، اعتبار آلونسو بهعنوان یکی از بهترین مربیان جوان جهان همچنان پابرجاست. زندگی در لندن یکی از عوامل تصمیم او برای رد پیشنهادهای دیگر باشگاهها بود. همسرش ناگوره عاشق این شهر است و نظر او اهمیت زیادی داشت. دخترانش آنه و اما همراه او به لندن خواهند آمد، اما پسرش جونچو در اسپانیا مشغول تحصیل دانشگاهی است.
اما چه چیزی درباره چلسی، که قراردادی چهار ساله به او داده، باعث شد آلونسو این باشگاه را پس از رئال مادرید انتخاب کند؟ او میگوید:
باید مقدار زیادی از اینجا (اشاره به قلب و ذهنش) و همچنین از اینجا (اشاره به غریزهاش) میآمد. احساس کردم زمان مناسبی برای باشگاه، زمان مناسبی برای خودم و یک فرصت خوب است. این تیم اخیراً خیلی خوب بازی کرده و شرایط آنطور که در پایان فصل گذشته به نظر میرسید، بد نبود. پتانسیل بزرگی برای پیشرفت وجود دارد و باید ببینیم این روند چقدر زمان میبرد.

