طرفداری | آندری شوچنکو با شهرتی بی‌نظیر به چلسی آمد و در همان اندازه هم انتظارات را برآورده کرد؛ البته دقیقاً برای یک نیمه از دیدار کامیونیتی شیلد ۲۰۰۶. «آندری از زمانی که به چلسی آمدم، همیشه انتخاب اول من بوده است.»؛ این موضع رسمی بود و ژوزه مورینیو هم هفت سال تمام بر آن پایبند ماند.

شوچنکو در آن زمان ۲۹ سال داشت اما رومن آبراموویچ، از زمانی که در سال ۲۰۰۳ باشگاه را خرید، به دنبال جذب او بود و سرانجام در تابستان ۲۰۰۶ با مبلغ رکوردشکن ۳۰ میلیون پوند او را نیز به استمفوردبریج منتقل کرد. هر تابستان، میلان هشدار می‌داد که شوچنکو فروشی نیست و چلسی را به سمت گزینه‌هایی مانند هرنان کرسپو و آدریان موتو سوق می‌داد. بنابراین وقتی مهاجم اوکراینی سرانجام راهی چلسی شد، اتفاقی بزرگ به نظر می‌رسید. شوچنکو اگرچه به سال‌های پایانی دوران حرفه‌ای‌اش نزدیک می‌شد، همچنان در میلان آمار خوبی به ثبت می‌رساند و در آن مقطع بهترین گلزن تاریخ لیگ قهرمانان اروپا بود.

اگر چلسی می‌توانست او را به خدمت بگیرد، دیگر ظاهراً هیچ بازیکنی خارج از دسترس این باشگاه سابقاً معمولی و حالا قهرمان نبود. مورینیو توضیح داد: «قبلاً ممکن نبود. حالا واقعی است. اینکه او میلان را به مقصد چلسی ترک کند، نشانه‌ی بزرگی جایگاه چلسی است.»

متأسفانه برای مورینیو، این حرف‌ها به شکلی که مدنظرش نبود، واقعیت پیدا کرد. بله، این انتقال یک نشانه یا بیانیه بود؛ اما هم از جنبه‌های مثبت و هم از جنبه‌های منفی. تا آن زمان، چلسی ظاهراً ترجیح می‌داد به جای خرید تعداد محدودی ستاره‌ی گران‌قیمت، تعداد زیادی بازیکن با قیمت متوسط جذب کند. آن‌ها به‌وضوح بیشتر از رقبای خود در لیگ برتر هزینه می‌کردند؛ در فصل ۰۴-۲۰۰۳، بیش از 120 میلیون پوند خرج کردند که در مقایسه با ۴۰ میلیون پوند منچستریونایتد رقم بسیار بزرگی بود؛ اما تنها برای تعداد انگشت‌شماری از بازیکنان، رقم انتقال‌شان از مرز ۲۰ میلیون پوند عبور کرده بود: دیدیه دروگبا، شان رایت‌فیلیپس و مایکل اسین.

ورود شوچنکو این روند را تغییر داد. این نخستین بار از سال ۱۹۴۷ بود که چلسی رکورد نقل‌وانتقالات بریتانیا را می‌شکست؛ آن زمان این باشگاه مهاجم خود، تامی لاتون، را با ۲۰ هزار پوند به خدمت گرفته بود. این ولخرجی تازه، سطح تازه‌ای از توجه به ریخت‌وپاش‌های چلسی را هم با خود به همراه آورد و در نهایت، اوضاع اصلاً خوب پیش نرفت.

یا دقیق‌تر بگوییم، فقط برای ۴۵ دقیقه خوب پیش رفت. شوچنکو هم برخی از خریدهای بزرگ دوران لیگ برتر، نخستین بازی خود را در کامیونیتی شیلد انجام داد؛ مسابقه‌ای که حال‌وهوایی منحصربه‌فرد و نیمه‌رقابتی دارد و یک هفته پیش از آغاز لیگ برتر برگزار می‌شود. در ۱۳ اوت ۲۰۰۶، لیورپول نیز به بازیکنان جدید خودش، که به لحاظ شهرت قابل مقایسه با برنده‌ی سابق توپ طلا نبودند، فرصت اولین بازی را داد: جرمین پنانت، کریگ بلیمی و فابیو اورلیو. چلسی اما شوچنکو را مستقیماً در ترکیب اصلی قرار داد.

با این حال، مشکلات از همان لحظه‌ای که ترکیب تیم اعلام شد، قابل مشاهده بود. مورینیو از زمان ورود شوچنکو تلاش می‌کرد هواداران چلسی را درباره آینده دیدیه دروگبا (بازیکنی که در 65 بازی اول لیگ برتری 22 گل به ثمر رسانده بود - مترجم) آرام کند؛ مهاجمی که جایگاهش به‌عنوان مهاجم اصلی تیم، به‌وضوح در خطر قرار گرفته بود. گزارش‌ها حاکی از آن بود که مهاجم ساحل عاجی از احتمال تبدیل شدن به بازیکن ذخیره ناراضی است و می‌خواهد به باشگاه دیگری برود. 

بنابراین مورینیو نقش میانجی را ایفا کرد. در کامیونیتی شیلد، هر دو مهاجم در سیستم ۳-۳-۴ به میدان رفتند و آرین روبن نفر سوم مثلث هجومی چلسی بود. با تفسیری خوش‌بینانه می‌شد آن را «سه مهاجم سیال» نامید. اما در واقع، مورینیو به یک مصالحه‌ی تقریباً منطقی رسیده بود: شوچنکو و دروگبا به نوبت در نقش مهاجم مرکزی قرار می‌گرفتند، در صورت نیاز به کناره‌ها می‌رفتند یا شاید وقتی یکی از آن‌ها از دیگری خسته میشد، جای خود را عوض می‌کردند. لیورپول اما با حضور پیتر کراوچ در نوک خط حمله، نقطه اتکای مشخص‌تری داشت و این تیم مرسی‌ساید بود که در کمتر از ۱۰ دقیقه به گل رسید.

و در حالی که چلسی برای جبران نتیجه تلاش می‌کرد، خیلی زود مشخص شد که شوچنکو باید فداکاری بیشتری نسبت به دروگبا داشته باشد. سالومون کالو تنها پس از ۲۵ دقیقه برای بازی در کناره‌ها وارد زمین شد و شوچنکو در نهایت در نقشی ناآشنا، یعنی هافبک هجومی، قرار گرفت. عملکردش بد نبود، اما آیا این نشانه‌ای از چیزی بود که قرار بود در ادامه رخ دهد؟ آیا شوچنکو قرار بود صرفاً یک بازیکن چندمنظوره‌ی رکوردشکن باشد؟

در دقیقه ۴۳، پاسخ مشخص شود و این بود: نه، واقعاً. فرانک لمپارد در دایره‌ی میانی صاحب توپ شد و پاس بلندی را از روی خط دفاعی لیورپول فرستاد. شوچنکو بود که با حرکتی هوشمندانه وارد محوطه جریمه شد؛ شوچنکوی رکوردشکن، شوچنکوی برنده توپ طلا. مهاجم اوکراینی توپ را درست بیرون محوطه با سینه کنترل کرد، جای پاهایش را تنظیم کرد و سپس توپ را از کنار په‌په رینا به تور رساند. این فقط یک گل در اولین بازی نبود؛ یک شاهکار تمام‌عیار بود. اندی گری در جایگاه گزارشگران اسکای اسپورتس فریاد زد: «بازگشت فوری ۳۰ میلیون پوند (یعنی او، مبلغ سنگین انتقالش را به سرعت توجیه کرد - مترجم)!»

این گل همچنان یکی از بهترین گل‌های کامیونیتی شیلد در دوران مدرن محسوب می‌شود. با نگاهی به گذشته، اتفاقی که بلافاصله پس از گل رخ داد، احتمالاً بیشتر از خود گل حرف برای گفتن داشت. به نظر می‌رسید هیچ‌کس به اندازه آبراموویچ از گل تساوی خوشحال نشده است؛ مالک چلسی مشت‌هایش را با چیزی شبیه شادی خالص در هوا تکان می‌داد؛ لحظه‌ای فراموش‌شده، خوشحالی‌ای که تصویر آن را در خبرهای مربوط به این الیگارش نمی‌بینید. 

شوچنکو کمی پیش‌تر، با لحنی محتاطانه درباره رابطه‌اش با آبراموویچ گفته بود: «نمی‌خواهم از کلمه دوستی استفاده کنم، چون کلمه‌ی خیلی قدرتمندی است.»

با این حال، ردپای مالک چلسی در انتقال او کاملاً دیده می‌شد. پیش از آن، علاقه‌های شخصی آبراموویچ به قراردادهای کوچکی مانند جذب الکسی اسمرتین، هافبک روس، با ۳.۵ میلیون پوند محدود شده بود. شوچنکو هم یکی دیگر از پروژه‌های شخصی او بود؛ اما پروژه‌ای با ارزش و پیامدهایی بسیار بزرگ‌تر. واکنش خود مهاجم اوکراینی پس از گلزنی هم به اندازه‌ی کافی خبر از آینده می‌داد. او هنگام تلاش برای بوسیدن نشان چلسی، هدف را اشتباه گرفت و به جای آن لب‌هایش را دقیقاً روی لوگوی سامسونگ موبایل گذاشت.

.
آندری شوچنکو - بازی با لیورپول 2006

 نیمه دوم هیچ جادوی دیگری از شوچنکو نداشت. او در دقیقه ۵۵ با یک ضربه سر شیرجه‌ای دروازه رینا را تهدید کرد، اما رینا آن را مهار کرد و از آن به بعد، حتی با تعویض چند بازیکن برای جان بخشیدن به جریان بازی، موقعیت‌های گل چندانی برای او ساخته نشد. حدود ۱۰ دقیقه مانده به پایان مسابقه، اتفاقی نگران‌کننده‌تر رخ داد. به نظر می‌رسید شوچنکو در تقابل با مدافع کناری، استیو فینان برتری دارد، اما ناگهان به طور اشتباهی، سایه‌ی توپ را شوت کرد و همین موضوع باعث شد هواداران لیورپول شروع به تمسخر او کنند. این تمسخرها دیگر واقعاً متوقف نشد.

اگر کنترل فوق‌العاده با سینه و ضربه نهایی زیبا، آخرین یادآوری از توانایی‌های در حد کلاس جهانی شوچنکو بود، آن ضربه به هوا، پیش‌درآمدی از مشکلاتی بود که او در چلسی با آن مواجه می‌شد. با نزدیک شدن دروگبا به اوج آمادگی، مهاجم رکوردشکن اوکراینی تا اواسط دسامبر جایگاهش در ترکیب اصلی را از دست داد و در طول فصل تنها چهار گل در لیگ برتر به ثمر رساند. او البته لیگ کاپ را بالای سر برد، اما زمانی که چلسی در نخستین فینال جام حذفی در ورزشگاه جدید ومبلی، منچستریونایتد را شکست داد، شوچنکو به دلیل مصدومیت از حضور در مسابقه محروم بود.

او در فصل ۰۸-۲۰۰۷ حتی کمتر بازی کرد و یک سال بعد به صورت قرضی به میلان بازگشت. چهار دقیقه حضور به‌عنوان بازیکن تعویضی مقابل ساندرلند در ۱۸ اوت ۲۰۰۹ نیز آخرین حضور او با پیراهن چلسی بود.

پس چرا این مهاجم سابقاً مرگبار نتوانست در چلسی موفق شود؟

مورینیو تنها در سال ۲۰۱۳ و در آغاز دومین دوره حضورش در استمفوردبریج، حرف‌های قبلی خود را نقض کرد و پذیرفت که هدف «انتخاب اول» واقعی او، ساموئل اتوئو مهاجم جوان‌تر و پویاتر بوده است. امکان انجام آن انتقال وجود نداشت، بنابراین آبراموویچ در نهایت خواسته دیرینه خود برای جذب شوچنکو را عملی کرد. شوچنکو برای سه‌ربعِ ساعت، دقیقاً همان بازیکنی بود که آبراموویچ می‌خواست. اما بیرون از دنیای فانتزی کامیونیتی شیلد، او یک انتخاب دوم ناموفق بود.

- پلنِت فوتبال