طرفداری | در فوتبال، پنالتی شاید سادهترین موقعیت برای اندازهگیری فاصله میان توانایی واقعی یک بازیکن و عملکرد او زیر فشار باشد. بازیکن توپ را روی نقطه پنالتی میگذارد، تنها دروازهبان مقابلش روی خط ایستاده و تقریباً تمام دنیا منتظر یک ضربه است. اما هرچه اهمیت لحظه بیشتر شود، اوضاع در مورد تشخیص ارزش واقعی بازیکن و توانایی تبدیل کردن توپ توسط او به گل پیچیدهتر میشود.
معرفی پژوهش
پژوهش «When Superstars Flop: Public Status and Choking Under Pressure in International Soccer Penalty Shootouts» نوشته گِیر یوردت، پژوهشگر دانشکده علوم ورزشی نروژ، نخستین بار در سال ۲۰۰۹ در Journal of Applied Sport Psychology منتشر شد. یوردت با بررسی ویدئویی ۳۶۶ ضربه پنالتی در ۳۷ ضربات پنالتی جام جهانی، جام ملتهای اروپا و لیگ قهرمانان اروپا، دنبال یک سؤال ساده اما مهم بود: شهرت و انتظار بالای مردم در لحظاتی که حساسترین پنالتیها زده میشود، چه تفاوتی ایجاد میکند؟
فشار از جایی شروع میشود که همه انتظار دارند موفق شوی
یوردت با بررسی بازیکنان با سطح شهرت و توانایی متفاوت در هنگام زدن ضربات پنالتی، این وضعیت را «خفگی زیر فشار» یا مینامد؛ یعنی بازیکن در حساسترین موقعیت، بدتر از چیزی عمل میکند که از او انتظار میرود. یکی از توضیحهای شناختهشده این است که فشار باعث میشود بازیکن نخبه حرکاتی را که معمولاً بدون فکر انجام میدهد، بیش از حد زیر نظر بگیرد. توضیح دیگر این است که نگرانی و فکر کردن به نتیجه، بخشی از ظرفیت ذهنی بازیکن را اشغال میکند و تمرکز او را از کاری که باید انجام دهد - و همیشه بدون فکر کردن انجام میداد - میگیرد.
اما این پژوهش سراغ توضیح دیگری هم میرود: وقتی تصویری که بازیکن از خودش و دیگران از او دارند تهدید میشود، ممکن است سیستم خودتنظیمی او به هم بریزد. بازیکن میخواهد هرچه سریعتر از موقعیت ناخوشایند عبور کند و همین تلاش برای خلاص شدن از فشار، خودش به بخشی از مشکل تبدیل میشود. یکی از شکلهای این واکنش میتواند عجله کردن باشد؛ یعنی به جای دقت، سرعت را انتخاب کردن.
دقیقاً چه چیزی بررسی شد؟
یوردت سراغ موقعیتهای واقعی رفت. دادههای پژوهش از تمام ضربات پنالتی در ضربات پنالتی جام جهانی بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۶، جام ملتهای اروپا بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۴ و لیگ قهرمانان اروپا بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۷ جمعآوری شد. در مجموع ۳۶۶ ضربه پنالتی و ۲۹۸ بازیکن بررسی شدند. میانگین سنی بازیکنان ۲۶.۶ سال بود.
نکته جالب این بود که یوردت فقط نگفت چه کسی گل زد و چه کسی نزد. او جایگاه عمومی بازیکنان را هم بررسی کرد. برای این کار، جوایز معتبر فردی مانند سه رتبه نخست بهترین بازیکن سال فیفا، توپهای طلای جام جهانی، سه رتبه نخست توپ طلا، عنوان بهترین بازیکن سال یوفا و جایزه بهترین فوتبالیست آمریکای جنوبی را معیار قرار داد.
بعد بازیکنان صاحب این جوایز به دو گروه تقسیم شدند: بازیکنانی که هنگام زدن پنالتی، دیگر به جایگاه ستارهای خود رسیده بودند و بازیکنانی که در زمان زدن پنالتی هنوز جایزهای به دست نیاورده بودند اما بعدها در دوران حرفهای خود به چنین افتخاراتی رسیدند. گروه سوم هم بازیکنانی بودند که نه آن زمان و نه بعدها به چنین عناوینی نرسیدند. این تفکیک، یکی از جذابترین بخشهای تحقیق است؛ چون اجازه میدهد یک بازیکن را قبل و بعد از مشهور شدن، دستکم از منظر فشار عمومی، با خودش مقایسه کنیم.

عددی که داستان را عوض میکند
در کل نمونه، بازیکنان ۷۳.۸ درصد ضربات را گل کردند و ۲۶.۲ درصد را از دست دادند. مهاجمان هم با نرخ موفقیت ۸۰ درصد بهتر از مدافعان با ۶۷.۷ درصد عمل کردند؛ بنابراین مهارت و تجربه گلزنی همچنان اهمیت داشت. مسئله از جایی جالب میشود که پای شهرت و جایگاه بازیکن به میان میآید.
بازیکنانی که در زمان زدن پنالتی از قبل به جایگاه بالای عمومی رسیده بودند، فقط ۶۵ درصد ضرباتشان را گل کردند. این رقم برای بازیکنانی که بعدها به همان سطح رسیدند، ۸۸.۹ درصد بود. بازیکنان بدون چنین جایگاه عمومیای نیز ۷۳.۶ درصد ضربات خود را به گل تبدیل کردند.
این اختلاف را میتوان اینطور دید: بازیکنی که هنوز ستاره نشده، ممکن است همان توانایی فوتبالی بازیکنان نخبه را داشته باشد اما در لحظهای که پنالتی را میزند، بار انتظاری که روی دوش اوست کمتر است. وقتی همان بازیکن تبدیل به ستاره میشود، همان پنالتی دیگر فقط یک پنالتی نیست؛ فرصتی است که همه از او انتظار دارند حتماً از آن استفاده کند.
حتی وقتی پژوهشگران فقط ضرباتی را بررسی کردند که دروازهبان جهت درست را تشخیص داده بود، اختلاف بیشتر شد. بازیکنان دارای جایگاه فعلی فقط ۴۰ درصد این ضربات را گل کردند، در حالی که بازیکنانی که بعدها به همان جایگاه رسیدند ۸۵.۷ درصد موفق بودند.
این نکته مهم است، چون نمیتوان همه تفاوت را به شانس یا اشتباه دروازهبان نسبت داد. اگر دروازهبان به سمت درست رفته باشد، ضربه زننده برای گل شدن توپ باید کیفیت بالاتری ارائه کند. در این بخش از دادهها، عملکرد ستارههای فعلی به شکل محسوسی افت کرده بود.
آن چند صدم ثانیه قبل از حرکت
یکی دیگر از بخشهای جذاب تحقیق، چیزی است که شاید هنگام تماشای پنالتی اصلاً به آن توجه نکنیم: مدت زمانی که بازیکن بعد از اجازه داور برای زدن ضربه، بیحرکت میایستد. یوردت این زمان را از روی تصاویر ویدئویی اندازه گرفت. دو مشاهدهگر مستقل این دادهها را کدگذاری کردند. نتیجه جالب بود: بازیکنانی که سریعتر وارد حرکت میشدند، کمتر موفق بودند. بازیکنان در گروه کُندتر، بیشتر از بازیکنان عجول موفق به گلزنی شدند؛ نسبت شانس موفقیت برای گروه سریع در مقایسه با گروه کندتر ۰.۴۶ بود و این تفاوت از نظر آماری معنادار گزارش شد.

در مورد بازیکنان نخبه نیز نشانهای از همین رفتار دیده شد. آنها به طور میانگین کمی سریعتر از بازیکنان غیرنخبه حرکت میکردند. میانگین زمان برای گروه ستارههای فعلی ۰.۴۸ ثانیه و برای بازیکنان بدون جایگاه ۰.۷۸ ثانیه بود. این همان بخش انسانی ماجراست: بازیکنی که میخواهد هرچه زودتر از آن لحظه عبور کند، ممکن است دقیقاً به خاطر همین عجله، بخشی از کنترل خود را از دست بدهد. فشار فقط باعث ترسیدن یا دستپاچه شدن نمیشود؛ گاهی خودش را در یک حرکت کوچک نشان میدهد، در اینکه بازیکن به جای مکث، سریعتر حرکت کند و ضربه را بزند.
نگاه نکردن به دروازهبان؟
یوردت رفتار دیگری را هم بررسی کرد: اینکه بازیکن هنگام برگشتن از توپ برای آماده شدن جهت ضربه، به دروازهبان نگاه میکند یا صورتش را برمیگرداند. اینجا نتیجه برخلاف انتظار بود. میان سه گروه تفاوت معناداری در «نگاه اجتنابی» دیده نشد. ۲۷ درصد ضربات بازیکنان دارای جایگاه فعلی، ۲۶.۹ درصد ضربات بازیکنان دارای جایگاه آینده و ۳۱.۱ درصد ضربات بازیکنان بدون جایگاه عمومی با چنین رفتاری همراه بود. همچنین بین نگاه کردن یا نکردن و موفقیت در زدن ضربه رابطه معناداری پیدا نشد.
یوردت چند توضیح احتمالی مطرح میکند. ممکن است ستارهها عمداً از نگاه کردن به دروازهبان خودداری کنند (چون به طور کلی تنها حدود یک چهارم بازیکنان با دروازهبان چشم در چشم میشوند)، چون میدانند این رفتار ممکن است از سوی دروازهبان نشانهای از اعتمادبهنفس پایین تلقی شود. احتمال دیگر این است که این رفتار صرفاً بخشی از روتین قبل از ضربه بازیکنان باتجربه باشد.
ستاره بودن همیشه مزیت نیست
مهمترین نکته این پژوهش این است که اگرچه همچنان مهاجمان - که اصولاً توانایی ضربهزنی بهتری دارند - بهتر از مدافعان پنالتی میزدنند، وقتی فشار بالا میرود، مهمترین بازیکنان ناگهان دچار افت کیفیت میشوند. همینطور اینکه زمان واکنش فقط بخش کوچکی از این تفاوت را توضیح میدهد. وقتی زمان واکنش به مدل آماری اضافه شد، اثر جایگاه بازیکن کمی کاهش یافت، اما از بین نرفت. بنابراین نمیشود گفت «ستارهها فقط چون عجله میکنند پنالتی خراب میکنند».
در نهایت، پیشنهاد پژوهش برای مربیان هم چندان پیچیده نیست: در آمادهسازی برای موقعیتهای پرفشار، نباید فقط روی بازیکنی تمرکز کرد که از نظر فنی بهترین پنالتیزن تیم است. باید دید چه کسی بیشترین بار انتظار عمومی را با خود حمل میکند. برای چنین بازیکنی، داشتن یک روتین مشخص پیش از ضربه و حتی چند ثانیه مکث بیشتر میتواند به جای عجله، به حفظ کنترل کمک کند.
و شاید این همان چیزی باشد که پنالتی را از یک ضربه ساده به یکی از بیرحمانهترین موقعیتهای فوتبال تبدیل میکند: بازیکن نخبه فقط با دروازهبان روبهرو نیست؛ با تصویری که خودش، همتیمیها، مربی، هواداران و گاهی تمام کشور از او ساختهاند هم روبهروست.


