در چند وقت اخیر بحث تخلفات منچستر سیتی بسیار داغ است صحبت از این است که چه چیزی در انتظار این تیم است از گرفتن قهرمانی این تیم تا سقوط به دسته های پایین تر اما امروز می خواهیم این مبحث را از زاویه دیگر ببینیم می خواهیم به این سوال پاسخ دهیم آیا با جریمه کردن تیم منچستر سیتی آیا فوتبال باز همان فوتبال قبلی است؟ 

بیاید به این موضوع کلی تر بنگریم و فوتبال را از لحاظ زمانی به دو دوره تقسیم کنیم قبل از نفوذ مالک های ثروتمند و قدرت آنها  به فوتبال و بعد آن

1 - لذت، رقابت و اصالت

قبل از ورود جریان قدرت به فوتبال فوتبال ماهیت مردمی داشت چیزی که شاید تجلی آن در نسل طلایی برزیل داشت که خیلی از آنها از میدان های خاکی شروع کردند و یکی از جذاب ترین تیم های تاریخ فوتبال را داشتند.

درباره زمانی صحبت می کنم که هیاهو فوتبال در چمن و میان دریبل ها مارادونا جریان داشت نه در ارقام سرسام آور بازار نقل و انتقالات 

بزرگ ترین قربانی تخلفات من سیتی تیم های لیگ جزیره نیستند بلکه میلان است تیمی که زمانی در فوتبال حکم فرمایی می کرد اما اکنون چون نتوانست خود را با شکل جدید فوتبال منطبق کند دچار بحرانی عظیم شده است.

2- پیوند فوتبال با ثروت و سیاست

ورود جریان قدرت به فوتبال شکل جدیدی به این ورزش محبوب داد بیاید این را فقط به تیم منچستر سیتی تقلیل ندهیم شاید بتوان نماد ورود این جریان را در انتقال نیمار به پاریس ببینیم.

در این دوره زمین بازی عوض شد و از چمن فوتبال به بازار نقل و انتقالات  تبدیل شد و بازیگران  آن از فوتبالیست ها به مدیران و سیاستمداران تبدیل شد قاعده این بازی این بود درد به هر قیمتی مثال های آن را در این چند سال اخیر کم ندیدیم از مانع شدن مکرون در انتقال امباپه به رئال مادرید،  شیوه پرداخت قرارداد مانچینی توسط سیتی  و اینک تهدید دولت امارات مبنی بر اینکه اگر حکم سیتی اجرا شود همکاری های خود را با کشور انگلیس قطع خواهند کرد این مثال ها دیگر نمونه های آن باعث شده چهره فوتبال برای ما بیگانه باشد.

 چرخه کنونی فوتبال که بخشی از آن تخلفات منچستر سیتی را شامل می شود با سرعت خیره کننده ای در تن نیمه جان فوتبال می تازد ما نمی خواهیم "فوتبال خوب" را در مقوله کمونیست تفسیر کنیم بلکه جریان ثروت باید باشد ولی باید ثروت در خدمت فوتبال باشد نه فوتبال در خدمت ثروت