چه کسی می تواند تنفری را که در حرف های سال 2009 سر الکس فرگوسن موج می زد رو فراموش کند؟
"من حتی ویروس خودم را به ان ها نمی فروشم!"
اما روابط بین دو باشگاه، که از موقعی که خوزه مورینیو به اسپانیا امد پر تنش شده، گذشته بهتری داشته است که از ان می توان به روابط دوستانه بین سنتیاگو برنابئو و سر مت بازبی 50 سال قبل اشاره کرد.
روایت تمام این وقایع در کتاب داستان دو شهر: منچستر و مادرید 1957-68 نوشته جان لدن(John Ludden) اورده شده است. جان در مصاحبه ای با روزنامه ایندپندس عنوان کرده است که از بعضی روابط کینه امیز میان دو تیم در چند سال اخیر متعجب شده است. او ادامه داد:
"وقتی به گذشته نگاه می کنیم، کار هاییکه مادرید برای منچستر انجام داده است بعد از فاجعه مونیخ بی نظیر بوده!"
صمیمیت بین برنابئو و بازبی منجر به احترام دو طرفه برای تیم های یکدیگر و همچنین برخورد سخاوتمندانه و خیر خواهانه برنابئو در قبال یونایتد هنگامیکه در بدترین شرایط خودش بسر می برد شد.
همه چیز از نیمه نهایی جام اروپا اپریل سال 1957 شروع شد که رئال مادرید در مجموع 5-3 یونایتد را می برد. بازی رفت که در چامارتین با حضور 120 هزار تماشاگر برگزار شد را مادرید 3-1 می برد و بازی برگشت در الدترافورد 2-2 به پایان می رسد.
برنابئو به حدی تحت تاثیر روحیه و کیفیت بازی تیم جوان منچستر قرار گرفت که به بازبی پیشنهاد همکاری با مادرید رو داد اما از ان جاییکه این مرد اسکاتلندی فقط به قهرمانی در اروپا با منچستر می اندیشید به درخواست برنابئو جواب رد داد.
10 ماه بهد تیم جوان یوناید تراژدی وار از هم متلاشی می شود.تراژدی که فاجعه مونیخ شناخته می شود.در یک صانحه هوایی 8 تن از بازیکنان، 3 تن از اعضای کادر فنی و 10 نفر دیگه جان باختند.این اتفاق در حالی می افتد که به تازگی یونایتد به یک چهارم نهایی اروپا رسیده بود.
رویای تیم جوان بازبی برای فتح اروپا به نظر تمام شده می رسید
3 ماه پس از فاجعه مونیخ یونایتد به میلان در نیمه نهایی اروپا باختند اما میلان 3-2 در فینال به رئال مادرید باخت.
برنابئو این برد را به دوستان از دست رفته منچستری اش تقدیم می کند و حتی جام قهرمانی اروپا رو به منچستر پیشنهاد می دهد که از سوی منچستر پذیرفته نشد.
اگر چه این پیشنهاد سمبولیک و نمادین بود اما کمک های بسیاری برای منچستر از سوی مادرید فرستاده شد از جمله پیشنهاد قرض دادن بهترین بازیکن ان موقع جهان، الفردو دی استفانو، "تیر بلوند"، به منچستر برای فصل 1958-59.
لدن می گوید:
"برنابئو نظر دی استفانو رو خواست.او قبول کرد که تا اخر فصل به الدترافورد برود به صورتیکه نیمی از حقوق اورا منچستر بدهد و نیمی دگر از ان را مادرید. اما فدراسیون فوتبال جلوی ان را می گرفت زیرا که امکان داشت جای بازیکنان بریتانیایی را بگیرد."
بنابراین مادرید به روش های دیگری کمک کرد. ان ها یک پرچم یابود که اسم های افرادیکه در فاجعه مونیخ از دست رفته بودند، با اسم"قهرمانان افتخار"، ساختند و در اسپانیا به فروش درامد و پول حاصل از ان به منچستر اهدا شد.همچنین مادرید به افراد مجروح و داغدیده فاجعه مونیخ تسهیلاتی مجانی را پیشنهاد داد.
همچنینبین دو تیم بازی هایی برای در امد زایی برگزار شد. علاوه بر خسارت های انسانی که منچستر متحمل شده بود، خسارت های مالی بسیاری هم گریبان منچستر را گرفته بود. رئال مادرید معمولا برای همچنین بازی هایی 12 هزار دلار می گرفت اما برنابئو به منچستر گفت هر چه در توان دارند پرداخت کنند.
این بازی ها فقط برایس درامد زایی نبود.لدن در کتاب خود می گوید:
"
یونایتد ختی نمی توانست رویای اروپا را داشته باشد و بیشتر به فکر صقود نکردن به دسته دو بود. ولی ایده ای این بود که امید به اروپا را برای بازیکنان و هواداران زنده نگه دارد. او به بازیکنان خود یک هدف-سطح بازیکنانی مثل الفردو دی اسفانو و پوشکاش- تعیین کرد که بازیکنان باید به ان برسند اگر می خواهند به اروپا برگردند.
در اکتبر 1959 مادرید اولین بازی دوستانه با درخشش دی استفانو،پوشکاش و خنتو را در حضور 63 هزار هوادار یونایتد در الدترافورد با نتیجه 6-1 می برد.
همچنین بازی برگشت که ماه بعد انجام شد را 6-5 می برد. یک بازی کلاسیک که در حضور 80 هزار هوادار که هر دو تیم را تشویق می کردند برگزار شد.
بعد از ظهر همان روز بازی مادرید ضیافتی برای درامد زایی برای خانواده های داغدیده فاجعه مونیخ فراهم می بیند که حین ان برنابئو می گوید: "بازبی نه تنها شجاع ترین بلکه بزرگ ترین فردی است که در فوتبال دیده ام"
برای مسابقه دوستانه بعدی الفردو دی استفانو و پوشکاش با مصدومیت هایی مواجه شده بودند که باعث می شد به بازی دوستانه نرسند. برای همین برنابئو از بازبی سوال کرد که ایا می خواهد بازی را به تقویق بیاندارد یا خیر. اما سرمربی منچستر بازبی اصرار داشت که بازیهمام موقع برگزار شود و عنوان کرد که "مادرید همانند خانواده ان ها شده است"
این حرف به حدی دی استفانو و پوشکاش را تحت تاثیر قرار داد که هرطور شده بود ان ها خودشان رو به بازی رساندند و به وجود اوردن بازی کلاسیک دیگری که مادرید 3-2 می برد کمک کردند.
یونایتد کم کم به سطح مادرید نزدیک تر شد به طوریکه در مسابقه ی دوستانه بعدی در دسامبر 1961 ان ها مادرید را 3-1 شکست می دهند و در سپتامبر این بار یونایتد است که با نتیجه 2-0 در برنابئو برنده می شود.
یونایتد همان سال قهرمان fa cup می شود، اوین جامی که بعدی از فاجعه مونیخ بدست اوردند.
و در سال 1968 در حالی قهرمان اروپا می شوند که در نیمه نهایی ان" مادرید" رو شکست می دهند...
بازبی سرانجام توانسته بود به رویای خود برسد و همراه یونایتد قهرمان اروپا بشود و مورد تشویق قرار بگیرد چرا که توانسته بود یونایتد را بعد 10 سال احیا کند.
"اگر قرار بود تیمی غیر از ما قهرمان بشود، خوشحالم که ان تیم منچستر بود."
این جمله را برنابئو بعد از قهرمانی منچستر عنوان کرد.
او نقش خود برای احیای دوباره منچستر به خوبی انجام داده بود....