-آیا شما اغلب از خانه بیرون میروید؟ما شما را در رستوران ها و مجله ها نمیبینیم.آیا شما هم تیمی هایتان را در خانه شان ملاقات میکنید؟
+نه،من اغلب خانه را ترک میکنم.من فقط سعی میکنم آن را کمی از دوربین ها پنهان کنم.اما من اغلب این کار را با خانواده و دوستانم انجام میدهم.من مادرید را دوست دارم و دوست دارم زمان خوبی بگذارنم.من یک زندگی معمولی دارم.
-آیا شما تا به حال به مرکز شهر رفته اید؟
+بله،من با خانواده و دوستانم به آن جا رفته ام.من نقاط مختلف مادرید را دیده ام.
-آیا دوست دختر شما،اما،مادرید را دوست دارد؟
+بله،فکر میکنم.
-بنا به گزارش ها همسر دیوید بکهام گفته است که در مادرید بوی سیر می آید.نظر شما درباره بوی مادرید چیست؟
+(میخندد)راستش،من واقعا درباره این فکر نکرده ام.خب،من به یاد می آورم سفرهای دوران بچگی ام به اسپانیا با بوی تعطلیات و چیزی شبیه به آن همراه بوده است.
-امروز صبح من مقداری درباره زندگی شما خواندم و فهمیدم که شما دوست دخترتان را در سن 11 سالگی ملاقات کرده اید!
+(میخندد)نه،نه،من او را در 17-18 سالگی ملاقات کردم.
-و تا الآن ادامه دادید؟
+بله البته...(لبخند میزند)
(ببخشید اگه بد شد.خودم ترجمه ش کردم.)