به سرنوشت بازیکنان از دست رفته و توصیفات آن ها در صورت عدم این حادثه می پردازیم... ============================================================== *روجر بیرن، اگر به منچستر بازمیگشت، همسرش، جوی Joy به او می گفت که می توانند منتظر تولد اولین فرزندشان باشند. 8 ماه پس از فوت او، پسر راجر، راجر کوچک متولد شد و در طول سالهای 1970 یکی از توپ جمع کن های اولدترافورد بود. ======================================================================== *جئوف بنت، یک عکس از خودش را که در تنها دوازدهمین بازیش در دستۀ یک، در حال گرفتن توپ از سر تام فینی (اسطورۀ بزرگ انگلیس) بود به عنوان غنیمت نگاه داشته بود و آن تکۀ روزنامه بعدها توسط همسر جوانش، ماریون نگاهداری شد. دختر او کارن هنگام مرگ بنت تنها 4 ماه سن داشت. ======================================================================== *ادی کولمن، ملقب به "پسربچۀ لپو" یا "چیکی چاپی" از سالفورد که به خاطر انعطاف بدنی منحصر به فردش ملقب به "اسنیکهیپس" (نوعی رقص) بود. در هنگام سانحه او تنها 21 سال و سه ماه سن داشت. ======================================================================== *دانکن ادواردز، جوانترین بازیکنی که در آن زمان برای تیم ملی انگلیس به میدان رفته بود، و در نظر داشت تا با نامزدش مولی، ازدواج کند. او تنها چهار سال بود که در ردۀ بزرگسالان بازی میکرد و 21 ساله بود. اکنون یک شیشۀ پنجرۀ رنگی در زادگاه او دادلی در کلیسای سن فرانسیس به عنوان یادبود و ادای احترام به این بازیکن بزرگ به جای مانده است. ======================================================================= *مارک جونز، همسر جوانش، جون، و پسر نوزادش، گری را تنها گذاشت. این خشت مال و آجرچین سابق، تنها 24 سال سن داشت. او علاقۀ شدیدی به سگ لابرادور مشکی خود به نام ریک داشت. سگ او هم کمی پس از فاجعه مرد. ======================================================================= *دیوید پگ تنها 22 سال سن داشت و در دورانی که تام فینی و استان متئوز (هر دو سر بودند و از بزرگترین بازیکنان تاریخ انگلیس) به فوتبال ملی خود پایان میدادند، در حال محکم جایگاه خود در تیم ملی بود. هدف او موفقیت با یونایتد بود و به آن هدف هم رسید. ====================================================================== *تامی تیلور هم برنامۀ ازدواج با نامزدش کارول را داشت و به او گفته بود که بی صبرانه منتظر بازگشت از بلگراد است تا یک پیمانه گینس بنوشند و با نامزدش به موزیکهای خودشان گوش بدهند. ====================================================================== *لیام ولان یک پسر عمیقا مذهبی بود، و هری گرگ به خوبی آخرین صحبتهای او را هنگام لغزیدن هواپیما بر روی باند فرودگاه به یاد می آورد: "اگر بدترین چیز اتفاق می افتد، من برای مرگ آماده ام... امیدوارم که همه همینگونه باشیم." ====================================================================== * عکس پست نیز مربوط به آخرین بازی دردانه های بازبی کنار یک دیگر می باشد *