
نا گفته های فاجعه مونیخ ؛ مقصر اصلی کیست؟
۷۰۴ بازدیدجمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
همانطور که می دانید در ششم فوریه سال ۱۹۵۸ میلادی هواپیمایی شامل بازیکنان تیم فوتبال منچستر یونایتد در مونیخ دچار سانحه شد. در این سانحه ۲۳ نفر جان باختند که ۷ نفر از آنها بازیکنان تیم بودند. اما چیزی که تا سال ها به صورت یک راز باقی ماند, علت بروز ان و در واقع مقصر اصلی حادثه بوده است. تا مدت ها خلبان هواپیما یعنی کاپیتان جیمز تین به عنوان مقصر اصلی معرفی می شد؛اما ایا واقعا این چنین بوده است؟ در ادامه به بررسی فنی این واقعه خواهیم پرداخت.
.
۲۳ کشته و ۱۹ مجروح در یکی از فاجعه بار ترین حوادث جهان فوتبال. بله، من دارم راجع به سانحه ننگین سقوط هواپیمایی که حامل بازیکنان تیم فوتبال منچستریونایتد در سال ۱۹۵۸ بود صحبت میکنم. درست بعد از بازی ای که داشتند تاریخ ساز می شدند. انها از یک بازی اروپایی خارج از خانه مقابل ستاره سرخ بلگراد (در یوگسلاوی سابق) با پیروزی بر می گشتند .هواپیما برای سوخت گیری مجبور بود که در فرودگاه مونیخ توقف کند. “کاپیتان جیمز تین” خلبان هواپیمای الیزابتن بود، هواپیمایی که تیم منچستریونایتد را بر روی صندلی های خود داشت.
در دو تلاش ناموفق، هواپیما نتوانست به سرعت لازم برای بلند شدن از زمین برسد. سومین و اخرین تلاش انها یک تصمیم غلط و نادرست بود که منجر به زمین خوردن هواپیما شد. هواپیما نتوانست به اندازه کافی سرعت بگیرد و باند فرودگاه نیز به اخر رسیده بود!(توضیح : موقع بلند شدن هواپیما باید به یک سرعت مشخصی برسد تا اون موقع خلبان دسته را بکشد بالا و هواپیما بلند بشود. قبل از کشیدن دسته می شود هواپیما رو متوقف کرد، ولی اگه قبل رسیدن به اون سرعت کافی و مطمئنه دسته رو بکشی دیگه فقط باید دعا کنی بلند بشه.در غیر اینصورت هواپیما با زمین برخورد میکنه و متلاشی میشه).
=================================================================
*اولین گزارش ثبت شده توسط مسئولین المانی فرودگاه :
در اولین گزارش ثبت شده توسط مقامات المانی فرودگاه، کاپیتان جیمز تین به عنوان مقصر کامل حادثه قلمداد شد. انها ادعا میکردند که واقعه را با دید و علم قرن بیستم بررسی کرده اند. بازرسان تکه های یخ را بر روی بال هواپیما پیدا کردند؛ چیزی که انها به عنوان عامل اصلی این حادثه دردناک می شناختند. گزارش ارائه شده ادعا میکرد که خلبان موظف بود که قبل از پرواز ان را بررسی کند. انها(مقامات المانی) همچنان مدعی بودند که وجود یخ بر روی بال ها مانع رسیدن هواپیمای الیزابتن به سرعت لازم برای بلند شدن از باند بوده است.
بر اساس گزارش منتشره : “هواپیما با برفی به ضخامت ۸ سانتیمتر پوشیده شده بوده است؛ چیزی که می شد ان را جارو کرد. یخ هم بسیار محکم به بال چسبیده بود.”
بعد ها صحت تحقیقات یک چرخش جدی پیدا کرد؛بر اساس یک قطعه عکسی که بطور تصادفی توسط یکی از هوادارن یونایتد در ترمینال فرودگاه گرفته شده بود. این عکس هواپیما را بعد از دومین تیک-اف ناموفق نشان میداد که ناحیه سفید رنگی از هواپیما را مشخص کرده بود که بازرسان ادعا میکردند که برف بوده است،که این چنین نبود. گزارشی که در ماه مارس ۱۹۵۹ منتشر شد می گفت : “بجز یخ، ما هیچ عامل دیگری که منجر به سقوط هواپیما شده باشد پیدا نکردیم”.
البته این گزارش مجددا کاپیتان تین را به عنوان تنها مقصر حادثه شناخت.
================================================================
*عواقب بعد از حادثه :
سر مت بازبی جزء معدود افرادی بود که بطرز معجزه اسایی از حادثه جان سالم بدر برد. تا چند هفته بعد هیچ خبر و صحبتی درباره اوضاع باشگاه و حادثه رخ داده به بازبی گفته نشد، چون پزشکان معالج می ترسیدند که روند بهبود او را دچار اختلال کند. او بعد از دقیقا سه ماه به سر کار مربی گریش بازگشت و شروع به بازسازی تیمش با تازه وارد هایی مثل جرج بست و بازماندگانی از حادثه مانند هری گرگ و بابی چارلتون کرد. یکی از بهترین بازیکنان نسل خودش، یعنی دانکن ادواردز چند روز بعد از حادثه در بیمارستان در گذشت؛ بازیکنی که اگر زنده می ماند شاید الان اسطوره ای مانند سر بابی چارلتون در مقابل او یک بازیکن معمولی نشان میداد!
کسی که در ان روزها زیر فشار کشنده ای قرارداشت، کسی نبود جز کاپیتان جیمز تین؛کسی که تا قبل این به عنوان خلبان نیروی هوایی سلطنتی شناخته می شد، از این پس در انگلستان به عنوان یک تبهکار به او می نگریستند. زمانی که بازرسان از او بازجویی کردند او گفت : “احساس شخصی من این است که مقداری برف بر روی باند وجود داشته که سرعت هواپیما را کاهش می داد”. دو ماه بعد از سانحه، گزارش منتشره توسط هیات المانی تمامی مسئولیت را به عهده شخص خلبان گذاشت که مدعی شده بود او در عمل یخ زدایی از روی بال ها کوتاهی کرده است.
===================================================================
*مبارزه برای شناسایی و تحقیق درباره چگونگی حادثه؛کاپیتان تین :
افسر سابق نیروی هوایی سلطنتی و خلبان هواپیما های تجاری و مسافربری، شهرتش خدشه دار شده بود و کار خود را از دست داد. برای دراوردن خرج زندگی کشاورزی می کرد. او تا اخرین لحظات زندگی اش باور داشت که یخ عامل بروز سانحه نبوده است و همواره امیدوار بود که روزی حرفش را اثبات کند. دخترش همیشه او را فردی بسیار خوشبین می دانست.
او می گفت : ” پدرم مصمم بود تا علت واقعی حادثه را پیدا کند”.
پس، تین شروع به تحقیقات گسترده ای بصورت شخصی کرد تا عامل واقعی پنهان شده در این سال ها را بیابد. تین معتقد بود که علت اصلی حادثه کاهش شدید سرعت هواپیما بر روی باند از ۲۷۵ کیلومتر بر ساعت به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت بوده است. دانشمندان و محققین علم هوانوردی نیز اعتقاد داشتند که وجود یخ بر روی بال ها نمی تواند عامل این کاهش شدید و ناگهانی سرعت باشد؛ چیز دیگری باعث شده است. ان چیز از نظر تین عامل اصلی کاهش سرعت هواپیما و بروز سانحه بوده است؛ توده برف و یخ بر روی باند فرودگاه!
متخصصین هوانوردی باور داشتند که اصطکاکی که ناشی از وجود یخ و برف بر روی باند بوده است باعث شده تا الیزابتن نتواند به سرعت مناسب برسد. پرس و جو از شاهدان عینی نیز گواهی بر این مدعا بود. سپس یک مدرک علمی از فردی غیر منتظره رو شد؛ همسر تین.
او روشن ساخت که مقدار زیاد شعله های در حال خاموش شدن اتش ناشی از سوختن هواپیما برف را ذوب می کرد(یعنی اینکه اگر یخ یا برفی روی بال ها بوده، اتش ان را ذوب می کرد. پس چطور ممکن است که مسئولان المانی بر روی بال ها یخ پیدا کرده اند! ) با وجود شاهدان عینی و مدرک علمی معتبر، جنبه جدیدی از ماجرا روشن شد. المانی های مرتجع علاقه ای به بازگشایی پرونده تحقیقات نداشتند. بالاخره زمانی که قدرتمند ترین سیاست مدار بریتانیایی، هاوارد ویلسون، مجاب شد که کاپیتان تین قربانی بی عدالتی شده است، پرونده دوباره به جریان افتاد. به دنبال ان اشفتگی خبری در رسانه ها به راه افتاد.
در سال ۱۹۶۸، بازرسان و محققین بریتانیایی ماموریت پیدا کردند که واقعیت را یافته و مشخص کنند که مسولیت اصلی با کیست. انها به سرعت دریافتند که بر اساس عکس گرفته شده توسط هوادار یونایتد، هیچ گونه یخی بر روی بال ها مشاهده نمی شود. نگاتیو عکس چیزی را بر روی بال ها نشان نمی داد؛ در واقع این انعکاس نور از روی سطوح مرطوب بود که المان ها ان را برف پنداشته بودند. گزارشات حاکی از اشتباهات بزرگ ژرمن ها بود.
نهایتا دولت بریتانیا در ماه مارس سال ۱۹۶۹، یازده سال بعد از حادثه، بطور رسمی جیمز تین را تبرئه کرد. اما متاسفانه بدلیل شدت اضطراب و اسیب های روحی که تین در این ۱۱ سال کابوس وار دیده بود، درست چند روز بعد از اعلام تبرئه او، درگذشت. گویی برای شنیدن همین زنده مانده بود.
هری گرگ در گفتگو با نشنال جئوگرافیک، مدعی بود که تحقیقات ژرمن ها تین را قربانی کم کاری خودشان کرده بود. و او نیز همانند تین همواره مدعی بود که برف روی بال ها تاثیری در فاجعه نداشته است.
سخنان دختر تین در مراسم تدفین او : “این یک حادثه بسیار تلخ و ناگوار بود، فاجعه مونیخ فقط ۲۳ نفر را نکشت، در واقع جان ۲۴ نفر را گرفت. پدرم نیز در همان سانحه درگذشت”.
==========================================================================
*گزارش های شرم اور:
بعد از دادگاه تبرئه تین، تازه بسیاری جرات کردند که نا گفته هایی را بازگو کنند. گفته می شد کارگران و خدمه فرودگاه که به کمک شتافته بودند، هنگام رسیدن به لاشه هواپیما از روی بال های ان بالا رفته و به بقیه کمک کردند. ان ها صادقانه گفتند که یخی را بر روی بال ها ندیده اند. اصلا اگر یخ روی بال ها بوده انها چطور توانستند که از بال ها بالا بروند!
بر این اساس می توان گفت ژرمن ها از اول هم علت حادثه را می دانستند و با در دست گرفتن کار سعی در کتمان حقیقت داشتند و خلبان بی گناه را به عنوان سیبل و مقصر حادثه اعلام کردند.
==========================================================================
*عوامل کلی بروز سانحه :
هر چه هوا سرد تر باشد، چگالی هوا بیشتر شده و اصطکاک هوا بالا می رود. پس نیروی بیشتری برای مقابله با ان لازم است.
سطح باند فرودگاه بخاطر بارش برف لیز بوده است. چرخ ها اصطکاک کمی داشته اند و لذا سرعت گیری سخت بوده است.
در این شرایط برای رسیدن به سرعت مناسب برای بلند شدن هواپیما به مسیر طولانی تری نیاز است. اگر هواپیما در حالت عادی به ۱۰۰۰ متر مسیر برای رسیدن به سرعت نیاز داشته است، در این شرایط به ۱۳۰۰ متر نیاز داشته است. اما مسئولین فرودگاه میزان کافی از سطح مسیر را پاک نکرده اند و بدین ترتیب هواپیما وارد محدوده پاک نشده و پوشیده از برف شده و سرعتش گرفته شده است.
در صورت وجود برف یا یخ بر روی بال شتاب کم می شود اما آن چنان کاهش سرعتی که ذکر شده بود را عامل نمی شود.
شاید یک هواپیمای قوی تر در ان مسیر کوتاه می توانست بلند شود ولی الیزابتن قادر به انجام ان نبود.
شاید اگر در ابتدا واقعیت مساله اشکار میشد، کسی از روح خبیث مقامات آلمانی خبردار نمی شد.
شاید اگر ان نسل بی نظیر از بازیکنان جوان زنده می ماندند می توانستند جام های بی شماری را برای باشگاه به ارمغان بیاوردند و به کلی سرنوشت باشگاه عوض می شد. جام های اروپایی که ان ها را هم رده رئال مادرید می کرد و میلیون ها هوادار را به جمع هواداران این تیم اضافه می کرد. اما مسلما هیچ تعداد جامی نمی توانست و نمی تواند این باشگاه را این چنین “خاص” کند. خون و روح از دست رفتگان تاریخ، و برخواستن بعد از ان هویت منحصر به فرد این باشگاه است.


