طرفداری- فصل 11-2010 با قهرمانی میلان به پایان رسید. آن ها با 6 امتیاز اختلاف بالاتر از اینتر قرار گرفتند و به نوار قهرمانی های نراتزوری پایان دادند. آن تیم میلان از بازیکنانی مثل نستا، تیاگو سیلوا، زامبروتا، گتوزو، پیرلو، سیدورف، زلاتان، رونالدینیو، کاسانو، پاتو و روبینیو تشکیل شده بود. آن ها در آن سال در حالی به قهرمانی رسیدند که برای اولین بار ماسیمیلیانو آلگری را به عنوان سرمربی در کنار تیم می دیدند. در آن فصل یوونتوس، یکی از رقبای سنتی میلان، حال و روز چندان مطلوبی نداشت و در پایان راه حتی موفق به کسب سهمیه یورولیگ هم نشد و به عنوان هفتمی اکتفا کرد. با اینکه بازی دو تیم در دور رفت سری آ در سن سیرو 2-1 به نفع یوونتوس به پایان رسیده بود اما میلان در بازی برگشت موفق شد با تک گل گتوزو یوونتوس را در تورین شکست دهد، بازی که برای آخرین بار در استادیوم قدیمی یوونتوس برگزار می شد. آخرین دربی در المپیکو و آخرین قهرمانی میلان، و البته آخرین برد میلان در تورین.
حالا 5 سال از آن بازی می گذرد. آلگری اولین فصل حضورش روی نیمکت یوونتوس را تجربه می کند و از شانس زیادی برای قهرمانی برخوردار است. یوونتوس به استادیوم مدرن خود نقل مکان کرده و دارای مجموعه ایست که از قدرت نمایی در ایتالیا عبور کرده و خود را آماده فتح دروازه های اروپا می کند. آن ها باز هم بازیکنی را در ترکیبشان می بینند که با جادویش تماشاگران را سرگرم می کند و تیتر اول روزنامه ها را برای کل فصل نقل و انتقالات به خود اختصاص می دهد. پوگبا، جوان 21 ساله ای که با مبلغ صفر، خریداری شده و در هر بازی از گوشه جدیدی از توانایی هایش پرده برداری می کند. مثل استارتی که در بازی دیشب زد و این نظریه قدیمی که توپ همیشه سریعتر از بازیکن است را به چالش کشید. البته او با همه شگفت انگیزی و اعتماد به نفس بالایی که دارد، هنوز هم چیزهای زیادی برای یادگیری دارد و مثلا باید بداند که حتی با یک لیبل 100 میلیونی هم اجازه اعتراض به بازیکنی مثل پیرلو را آن هم در مقابل چشم همه ندارد.

اما در مقابل، میلان دوران سختی را می گذراند. فیلیپو اینزاگی و هواداران روسونری به خوبی مفهوم این سختی را حس می کنند. طی سه هفته گذشته آن ها 4 باخت را تجربه کرده اند که دو تای آن ها مقابل چشم هواداران تیم بوده است. قرمز پوشان شهر میلان از جام حذفی کنار رفته اند و در آخر به شکلی کاملا معمولی 3-1 به یوونتوس باخته اند. با وجود اینکه آن ها تلاش زیادی برای مبارزه کردند اما نهایتا توانشان را از دست دادند و در اواخر بازی دیگر به تیمی بی خطر تبدیل شده بودند. و البته این برای میلانی که مایه غرور ایتالیا در اروپاست، اسفناک است. احتمالا باز هم تیر انتقادات به سمت اینزاگی نشانه خواهند رفت، شاید هم خیل عظیم مصدومان مجرم شناخته شوند، مصدومانی که اینزاگی را مجبور کردند از ترکیبی استفاده کند که تنها 3 بازیکن آن در بازی رفت دو تیم هم، که تنها 4 ماه از آن می گذرد،حضور داشتند. اما چرا نباید گالیانی و باربارا برلوسکونی به جایگاه متهمین دعوت شوند؟!

داستان برای گالیانی از همان آخرین قهرمانی شروع شد. حواشی و مشکلات همیشگی برلوسکونی با رکود و مشکلات اقتصادی توام شد تا مدیری مثل گالیانی را هم به زانو در آورد و او را مجبور به فروش ستاره های تیمش کند. آدریانو گالیانی، مردی که روزی یکی از 5 شخص تاثیرگذار نقل و انتقالات ایتالیا و حتی کل اروپا بود. حالا در نقطه ای ایستاده بود که باید تیمش را با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی شکل می داد. او با سیاست چسب و قیچی و دادن اولویت به تجربه و قیمت پایین، بدون در نظر گرفتن سن و سال کار را برای میلان ادامه داد. در هر مرحله بدون برنامه روشنی برای آینده، تنها به خرید بازیکنی در پست مورد نیاز برای همان مقطع دست زد و بعد از انقضای تاریخ بازیکنانی که اکثرا در نزدیکی پایان راهشان بودند به سراغ گزینه بعدی رفت. این سیاست و تغییر بی وقفه ترکیب میلان باعث شد تا در تیمی که شنبه شب در یوونتوس استادیوم به میدان رفت، هیچ بازیکنی از تیم سال 2011 وجود نداشته باشد. یوونتوس، حریف میلان در بازی دیشب هم شرایطی مشابه را تجربه کرده بود اما با تفکرات مدرن آندره آ آنیلی و البته تکیه به سود ناشی از پروژه های جدید باشگاه مثل استادیوم و موزه، از آن دوران گذر کرد و به شرایط با ثبات این روزها رسید. شاید قدم دوم برای برلوسکونی هم به عنوان مالک باشگاه، بعد از اقدام به ساخت ورزشگاه جدید، تغییر در ساختار مدیریتی باشگاه و تزریق خون و تفکرات تازه به روح تیمی باشد که نبودش در بین مدعیان قهرمانی نه تنها قلب هوادارانش، بلکه قلب همه هواداران فوتبال ایتالیا را آزار می دهد. تفکری که میلان را با ثبات و بزرگ بسازد و نه تیمی که مثل یک لحاف چهل تکه هر گوشه ترکیبش بازیکنی تازه واردی به بازی گرفته شود که دوران تاثیرگذاری اش به پایان رسیده و برای خداحافظی از فوتبال برنامه ریزی می کند.



